|
خلاصه
شناخت و چارهاندیشی خطرات بالقوّه و تهدیدكننده پروژههای
بزرگ در حیطه نرمافزار بخصوص پیش از شروع پروژههایی از
این دست بسیار حیاتی است. این موضوع با توجه به تعدد و
تنوع پروژههای نرمافزاری در كشور و نیز گسترش روزافزون
پدیده برونسپاری در سالهای اخیر و انباشت تجربیات و دانش
قابل ملاحظه در رابطه با مدیریت خطر در پروژههای بزرگ،
نزد مجریان این پروژهها از اهمیت و ارزش بسیار زیادی
برخوردار است و پرداختن بدان میتواند اثرات مثبت قابل
توجهی در روند اجرا و مدیریت پروژههای آتی و حتی جاری
داشته باشد. جمعبندی، ارزیابی و تكمیل لیست چنین عواملی
در پایان هر پروژه فنی اعم از موفق یا ناموفق بخش بسیار
مهمی از فرآیند مستندسازی به شمار میرود و این در حالی
است كه این بخش نیز به مانند برخی دیگر از الگوها و
توصیههای رایج مهندسی در كشور ما همچنان مورد غفلت یا كم
توجهی بوده است. این نوشتار بر آن است تا با جمعبندی بخشی
از تجارب مستند تعدادی از پروژههای نسبتاً بزرگ
نرمافزاری، لیست مبنایی از عوامل خطر فراهم آورد. بدان
امید كه در گذر زمان و با اتمام پروژههای بزرگ متعدد،
تكمیلتر شده و به یك الگوی بومی ارزیابی و برآورد خطر در
زمینه مهندسی نرمافزار تبدیل شود.
واژههای كلیدی: پروژههای بزرگ، آسیبشناسی، مدیریت خطر،
مهندسی نرمافزار، مستندسازی، برنامهریزی جامع منابع
سازمان (ERP).
مقدمه
تجربیات گذشته گویای آن است كه میزان شكست پروژههای
نرمافزاری بسیار بیشتر از موفقیت آنها است. گزارش گروه
استندیش در سال 1994 حاكی از آن بود كه شركتهای آمریكایی
طی دهه 1990 میلادی سالانه بیش از 250 میلیارد دلار روی
پروژههای نرمافزاری هزینه كردهاند كه از این میان تنها
2/16% موفق ارزیابی شدهاند. همین گروه در گزارش سالهای
2001 و 2003 خود اعلام كرده است كه اگر چه شركتها در آغاز
دهه اول قرن 21 چهار برابر سالهای قبل روی پروژههای
نرمافزاری هزینه كردهاند امّا فقط 28% از آنها موفق
بودهاند.
یكی از عمده دلایل شكست پروژههای نرمافزاری این است كه
آنها غالباً پیچیدهتر از آن هستند كه مدیران پروژه
پیشبینی مینمودند. پیچیدگی و دشواری پروژههای
نرمافزاری ذاتی است و این از آن روست كه این قبیل
پروژهها علاوه بر مسایل، مشكلات و عوامل فنی با مسایل و
عوامل سازمانی و محیطی نیز كه خارج از كنترل آنها است
مواجهند و این در حالی است كه همه این عوامل به طور پیوسته
در حال تغییر هستند.
اجرای پروژههای بزرگی كه گستره وسیعی از تخصصها، زمان،
مكان و منابع مختلف اعم از انسانی، مالی و غیر آن را در
برمیگیرند همواره در كلیه شاخههای مدیریت، چالش برانگیز
بوده و دربردارنده خطرات و آسیبهای بالقوّهای است كه
شناسایی آنها، ضمن تقویت ضریب اعتمادبخشی پروژهها،
زمینههای لازم برای رفع یا مقابله با آنها را نیز طی
انجام فازهای مختلف كار، بسته به متدلوژی مورد استفاده و
راهبرد مدیریت خطر اتخاذ شده فراهم میآورد. این موضوع در
پروژههای فناوری پیشرفته از جمله در حوزه فناوری اطلاعات
به ویژه با توسعه روزافزون و فراگیر مفاهیمی چون
برنامهریزی جامع منابع سازمان (ERP)، مدیریت ارتباط با
مشتری (CRM)، مدیریت ارتباط با تأمینکننده (SRM) و نظایر
آن از حساسیت بیشتری برخوردار است و چه بسا توجه بدان باعث
صرفهجویی یا ممانعت از اتلاف در استفاده از منابع،
هزینهها و زمان شود. جالب آنکه در موارد متعددی وجود
زیرمجموعه مشخصی از این خطرات یا آسیبهای بالقوّه به
معنای فراهم نبودن بستر لازم برای انجام پروژه و در نتیجه
محقّق نشدن اهداف آن و به تعبیر دیگر شكست یا حداقل ناموفق
بودن آن در راستای دستیابی به اهداف تعیین شده (چالشی شدن
پروژه) خواهد بود. مقاله حاضر سعی دارد تا طیف نسبتاً
پوشایی از این خطرات و آسیبها را كه از پنج پروژه نسبتاً
بزرگ اجرا شده در كشور توسط شرکتها و سازمانهای مختلف طی
سالهای 1380 تا 1385 جمعآوری شدهاند دستهبندی و ارایه
نماید (جدول 1).
باید توجه داشت که قراردادن یك خطر یا آسیب خاص در یك دسته
كاملاً مشخص كار آسانی نیست و لذا همپوشانی بین
دستهبندیهای صورت گرفته و تنوع آنها اجتناب ناپذیر است
و دستهبندی موجود را نیز میتوان صرفاً تابعی از ذهنیت و
برداشت نگارنده دانست. بهعلاوه ممکن است خطرات یا آسیبها
همه یا بخشی از عوامل مجری پروژه را تحت تأثیر قرار دهند و
از اینرو دستهبندی دیگری بر همین مبنا نیز میتواند
مدنظر قرار گیرد.
جدول 1: پروژههای مورد استناد |
ردیف |
عنوان پروژه |
صنعت هدف |
سطح پراكندگی جغرافیایی |
نوع كارفرما |
1 |
اتوماسیون دهها دفتر اجرایی |
مدیریت |
شهری |
نیمه دولتی |
2 |
پیادهسازی سیستم اطلاعات مدیریت ( MIS ) |
صنایع غذایی |
استانی |
خصوصی |
3 |
پیادهسازی سیستم یكپارچه اطلاعاتی |
عمران |
كشوری |
دولتی |
4 |
پیادهسازی سیستم برنامهریزی جامع منابع سازمان ( ERP ) |
نیرو |
استانی |
دولتی (سهامی عام) |
5 |
پیادهسازی سیستم برنامهریزی جامع منابع سازمان ( ERP ) |
توزیع |
استانی |
خصوصی |
|
نکته درخور توجه آنکه تعدد نوع و شكل خطرات و آسیبهای
مرتبط با آنها لزوماً دال بر اهمیت یا تأثیرگذاری آنها
در همه انواع پروژهها نبوده و در این راستا حتماً باید به
ارزش وزنی یا اعتباری آن نوع آسیب در الگوی مدیریت خطر
اتخاذ شده نیز توجه داشت. بر همین اساس ممكن است یك آسیب
خاص از نقطه نظری بسیار حائز اهمیت و اثرگذار و از منظری
دیگر فاقد همان میزان اعتبار یا اثرگذاری باشد. این امر
متقابلاً و بخصوص پس از شكل گرفتن یك تجربه و به احتمالی
در پایان یك یا چند پروژه (اعم از موفق یا ناموفق)
میتواند به عنوان معیاری برای انتخاب الگوهای مدیریت خطر
در پروژههای آتی و احیاناً تعیین ضریب وزنی یا اعتبار
خطرات و آسیبهای مختلف در پروژههای متفاوت به كار گرفته
شود و از همین رو در شكل گرفتن بهروش برای مدیریت خطر در
یك فضای مشخص (از جمله در حیطه مهندسی نرمافزار در كشور
ما) مؤثر واقع گردد.
1 خطرات و آسیبهای راهبردی
1-1 استفاده ابزاری از پروژه
این خطر ناشی از فشار مدیرانی است که پروژه را نه برای
اهداف تعیین شده بلکه برای اهداف موردنظر خود در درون/برون
سازمان میخواهند که از آن جمله میتوان به تبلیغات مثلاً
در راستای تقویت یا تضعیف ارزش سهام در بورس، اعمال
تغییرات ساختاری و انسانی بنیادین در سازمان به بهانه
اجرای پروژه یا چشم و همچشمی با رقبا اشاره کرد. این خطر
باعث ایجاد انحراف و بیثباتی در پروژه و در نهایت شکست آن
میگردد.
1-2 عدم تشخیص و تمییز ماهیت مصرفی یا سرمایهای
نرمافزار در سازمان
مصرفی یا سرمایهای بودن نرمافزار در سازمان علاوه بر
ماهیت صنعت به اهداف و راهبردهای مدیریت نیز بستگی دارد.
امروزه داده و مشتقات آن در سازمانها جزو سرمایههای آن
سازمان محسوب میشوند امّا در رابطه با نرمافزار به عنوان
یكی از مؤلفههای اصلی فناوری اطلاعات در سازمانها نظرات
و تعبیرات متفاوتی وجود دارد. دیدگاه مدیریت سازمان نسبت
به این موضوع را میتوان عاملی تعیینکننده در تشخیص
پتانسیل سرمایهگذاری سازمان بر روی پروژههای حوزه فناوری
اطلاعات به شمار آورد.
1-3 تغییر در راهبردهای سازمان هدف
طول کشیدن زمان اجرای پروژهها و ایجاد شرایط متلاطم در
سازمان ممکن است اهداف راهبردی سازمان را تغییر دهد تا
آنجا كه پروژه توجیه خود را به لحاظ راهبردی از دست بدهد
كه در این صورت قطعاً محكوم به شكست خواهد بود. این امر با
توجه به طولانی بودن زمان موردنیاز به منظور تولید، توسعه
و حتی پیادهسازی نرمافزارهای بزرگ از اهمیت ویژهای
برخوردار است.
1-4 رشد ناهمگون بخشهای مختلف سازمان در حوزههای صنعت و
فناوری
رشد همگن اجزا و عناصر سازمان یكی از مهمترین دغدغههای
مراجع هدفگذاری، مدیریتی و تصمیمگیری در سازمانها است.
رشد و تحول شگرف در صنعت فناوری اطلاعات، امروزه بخشهای
مختلف علوم و صنایع را به چالش كشیده است و این موضوع در
سطوح مختلف سازمانی در حال تسری است و چنانچه كنترل نشود
ممكن است به رقابتها و ممانعتهای جدی بیانجامد. به عبارت
دیگر اگر بخشهای گوناگون یک سازمان در شرایط متفاوتی از
فناوری قرار داشته باشند، هر یک طی اجرای پروژههای فراگیر
رویکرد متفاوتی نسبت به اجرای پروژه خواهند داشت که خود
این امر سبب ناهماهنگی و در نهایت عدم توفیق پروژه خواهد
بود.
1-5 رقابت با الگوی مدیریتی غلط یا انحرافی رقبا
راهبردهای بازار اتّخاذ شده توسط سازمانها هرچه كه باشد
نباید تحت تأثیر خطاها یا جوسازیهای رقبا و نیز موجهای
زودگذر بازار كسب وكار باشد. درگیر شدن در الگوهای مدیریتی
غلط یا نامتجانس رقبا (خصوصاً در رابطه با زمانبندیها و
بودجهبندیهای مرتبط با پروژهها) جهت اخذ بازار، بهویژه
اگر توأم با غفلت كارفرما باشد میتواند تجارب ناموفق و
پرهزینهای را به سازمانها تحمیل نماید.
1-6 ناروشن بودن خواستههای کارفرما
زمانی بروز میکند که کارفرما خواستهها و انتظارات خود را
به صورت شفاف و مدون در اختیار نداشته باشد. در چنین حالتی
پروژه به سوی ابهام و سردرگمی کشانده شده و سبب اتلاف
منابع و عدم دستیابی به نتیجه مطلوب میشود. به تجربه دیده
شده است که این خطر و آسیبهای ناشی از آن به صورت مستقیم
یا غیرمستقیم منشاء بسیاری از خطرات و آسیبهای ثانویه
میباشد.
1-7 ناروشن بودن تعهدات مجری
ناروشن بودن تعهدات مجری میتواند از یک سو زمینه سوء
استفاده او را در اجرا فراهم سازد و از دیگر سو باعث شود
تا کارفرما تعهداتی غیرمعمول و پرهزینه به مجری تحمیل
نماید که در هر دو حال پروژه با دشواریهای جدی روبرو
خواهد شد. تلاش برای شفافسازی تعهدات مجری در بسیاری
موارد به شفافیت هر چه بیشتر خواستههای کارفرما نیز منجر
میشود و برعکس.
1-8 اتّخاذ روش پیادهسازی نامناسب
انتخاب روش پیادهسازی مناسب در هر پروژه بزرگی مستلزم
لحاظ کردن اهداف، ابعاد و اندازه آن، سازمان هدف، شرایط
اجرا، ویژگیهای تیمهای مجری و کارفرما و بسیاری موضوعات
کلیدی دیگر است. هرگونه خطایی در این گزینش میتواند
تمامیت پروژه را به خطر انداخته و حصول نتیجه نهایی را
غیرممکن نماید.
2 خطرات و آسیبهای مدیریتی
2-1 تغییرات مدیران
بروز این پدیده خصوصاً در بازههای زمانی كوتاه باعث حذف
یا تضعیف پشتوانه مدیریتی پروژهها میشود. این موضوع با
توجه به این كه میانگین طول دوره مدیریت در ایران قریب به
دو سال و نیم بوده و اجرای پروژههای بزرگ نرمافزاری نیز
بنا به تجربه بیش از این مدت به طول میانجامد، بسیار حائز
اهمیت است.
2-2 پایین بودن میزان دانش، تجربه و سن مدیران دخیل در
پروژهها
این آسیب غالباً خود را در قالب ضعفهایی نظیر عدم قاطعیت،
برش ناكافی یا عدم نفوذ و اعتبار سازمانی مدیران بروز
میدهد. اجرای پروژههای نرمافزاری بزرگ در سازمانها
نیازمند مدیرانی لایق، قاطع و مسلّط به قواعد و قوانین كسب
و كار هدف و نیز مسلح به دانش مدیریت و فناوری نوین است.
2-3 واگرا شدن روند اجرای پروژه
میتواند به دلیل ضعف در مدیریت تغییرات یا مدیریت
خواستههای کارفرما و نیز انحراف از اهداف پروژه بروز
نماید. کارشکنی و اخلال برخی عناصر انسانی تأثیرگذار از
جمله مدیران معزول یا گروههایی که از اجرای پروژه زیان
دیده یا منافعشان را از دست میدهند نیز میتواند مزید بر
علت باشد.
2-4 پافشاری سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی بر حفظ رویههای
موجود
تغییر رویههای موجود میتواند شغل و قابلیتهای افرادی که
سالها با رویههای موجود کار کردهاند را به خطر اندازد.
لذا افراد به روشها و بهانههای گوناگون برای حفظ
رویههای موجود که با موجودیت آنها گره خورده است، تلاش
میکنند. در نتیجه پروژهای که قرار است تغییر و تحول
ایجاد کند با شکست روبرو میشود. پافشاریها معمولاً فارغ
از نقاط قوّت و ضعف یا اشكال رویهها صورت میگیرند و
عمدتاً ناشی از برخی علایق یا منافع جمعی یا شخصی هستند.
به تجربه دیده شده است كه لازمه حذف این آسیب، تمركز بر
دیدگاهها و عملكرد مدیریت ارشد سازمان بوده ونیازمند
اصلاحات ساختاری و فرآیندی بالا به پایین در سطوح مدیریتی
و اجرایی است.
2-5 بروز تضاد و اختلاف نظر بین مدیر(ان) پروژه موفق با
سایر مدیران
این موضوع در رابطه با تغییرات یا اصلاحات راهبردی از شیوع
بیشتری برخوردار است. همچنین تغییر سازمان یا گردش نیروی
انسانی زیردست یك مدیر نیز میتواند عامل بروز یا تشدید
این آسیب باشد. باید به این نكته توجه داشت كه مدیران موفق
پروژهها خصوصاً اگر جوان و جویای نام باشند ممكن است
بخواهند الگوی موفقیت خود را در كل سازمان تسری دهند.
كنترل و هدایت این پدیده میتواند یكی از چالشهای عمده
مدیریت ارشد در پروژهها باشد.
2-6 عدم حضور یا ایفای نقش جدی مدیران ارشد در جریان امور
تصمیمگیری
تفویض نامناسب اختیارات به مدیران یا كارشناسان مخالف یا
غیراصلح، اصلیترین عامل بروز این خطر به شمار میرود و
عموماً در صورت حذف یا تضعیف پشتوانه مدیریتی پروژه و در
راستای توقف یا تعلـیق آن بروز مینماید. این آسـیب
دربـردارنده یكی از معمولترین شیوههای ایذایی در
پروژههای بزرگ است و باید آن را جدیترین هشدار پیش از
زمینگیری پروژه به شمار آورد.
2-7 عدم پایبندی مدیران سطوح مختلف به توافقات صورت گرفته
این عدم پایبندی در رابطه با صورتجلسات و توافقات شفاهی از
شدت بیشتری برخوردار است. باید توجه داشت كه در امور
مهندسی فقط واقعیّات مكتوب قابل استناد هستند و از همینرو
مستندسازی در فعالیتهای مهندسی از ارزش و اهمیت
فوقالعادهای برخوردار است. هر توافقی حتماً باید مکتوب
شده و ابتدا توسط مدیر(ان) صاحب صلاحیت و حتی در صورت لزوم
بالاترین مقام اجرایی پروژه تأیید و تصویب گردد. به تجربه
دیده شده است که توافقات یا صورتجلساتی که با رویههای
مغایر صورت گرفته باشند (بهویژه مواردی که دربردارنده
مفادی خلاف مفاد قرارداد یا توافقات پیشین باشند) بعدها به
ابزاری جهت به انحراف کشیدن پروژهها تبدیل میشوند.
2-8 انتخاب پایگاه نامناسب برای اولین پیادهسازی
برای انتخاب پایگاه، توجه به فضای فكری و تجربی حاكم بر
محیط و ابعاد سازمان مذكور ضروری است. خصوصاً اولین
پیادهسازی پروژههای با فناوری پیشرفته حتماً باید در
پایگاههای كوچك با قابلیت كار تیمی و انعطاف بالا صورت
پذیرد. اهمیت این مسأله از آن روست که موفقیت اولین
پیادهسازی در پروژههای بزرگ نقش تعیینکنندهای در ادامه
روند سایر پیادهسازیها دارد. این در حالی است که ارائه
تعریف روشن و دقیق از مفهوم پیادهسازی نرمافزار و تعیین
شرایط تحویل و تحول آن توسط طرفین عامل تعیین کنندهای در
موفقیت نهایی پروژه به شمار میرود.
2-9 بدون متولی بودن فعالیتهای بومیسازی و منطبقسازی
این موضوع در صورت خرید محصول خارجی و تعهد بومیسازی و
منطبقسازی حائز اهمیت خواهد بود. معمولاً تیمهای متشكل
از كارشناسان خارجی (بهویژه در اولین پیادهسازی) به دلیل
عدم آشنایی با فرهنگ، قوانین و زبان رایج نمیتوانند نقش
مؤثر و ماندگار در فعالیتهای بومیسازی و منطبقسازی ایفا
نمایند. این در حالی است كه تیمهای بومی نیز به دلیل عدم
آشنایی و تسلط به محصول و گاه حتی در اختیار نداشتن كد
منبع آن، قادر به انجام فعالیتهای مذكور نخواهند بود. از
اینرو تعیین روشن متولیان و نیز حدود و نحوه انجام این
فرآیند کلیدی از اهمیت فراوانی برخوردار است.
2-10 ضعف در سازماندهی تیمهای تخصصی پیش از آغاز پروژه
این تصور كه افراد متخصص زیادی وجود دارندكه به محض ارایه
اولین آگهی استخدام به سوی پروژه ما جاری شده و ضمن پذیرش
شرایط و دارا بودن تخصصهای موردنیاز، بلافاصله و با تمام
قوا شروع به كار خواهند كرد، تصور اشتباهی است. تأمین
نیروی انسانی متخصص از جمله مهمترین چالشها در پروژهها
با فناوری پیشرفته به شمار میرود. لذا سازمانهای مجری
لازم است پیش از هر اقدامی از آماده بودن تیم(های) مجری
پروژه اطمینان حاصل نمایند. به تجربه دیده شده است بعضاٌ
تیمهای مجری به مرور و طی انجام کار تکمیل شده و
آموزشهای لازم را دریافت مینمایند. این امر گرچه
توجیهاتی را نیز در بردارد اما از جمله اصلیترین عوامل
سلب اعتماد از تیمهای اجرایی و به چالش کشاندن صلاحیت
آنهاست.
2-11 پرداختن تیم مجری پروژه به كل سازمان به جای ایجاد و
هدایت یك هسته كوچك و كارآمد در سازمان كارفرما
پیادهسازی سیستمهای بزرگ در صورت پرداختن به كل سازمان و
تلاش برای اقناع یا ارضای نیازها، خواستهها و توقعات
همگان، به لحاظ زمـانی و بودجهای بهویژه در صورت بزرگ
بودن سازمان هدف، عملاً غیرمـمكن و غیر اقتصادی است. لذا
پیشنهاد میشود تیم مجری، كار را با یك هسته منسجم، پوشا و
كارآمد آغاز كرده و پس از پیادهسازی سیستم(ها)، كلیه امور
مرتبط و مورد توافق را طی یك برنامه مشخص به این هسته اصلی
و ملحقات آن تحویل نماید. هسته مذکور پس از گرفتن
آموزشهای مقتضی علاوهبر همراهی تیم پیادهسازی میتواند
نقش راهبری سیستمها را نیز طی فاز توسعه و نگهداری محصول
عهدهدار شود.
2-12 تحمیل محصول به گروه خاصی از كاربران از سوی
مدیریتهای سطوح بالاتر
این پدیده در سازمانهای مادر رایجتر است. عدم استفاده از
روشهای اقناعی در برخورد با چنین مسایلی در سازمانها
باعث بغرنجتر شدن موضوع و تشدید خطرات و مقاومتهای
احتمالی خواهد شد. بهترین شیوه برای پیادهسازی سیستمهای
بزرگ نرمافزاری، ایجاد زمینهها و بستر لازم برای
پیادهسازی و تقویت انگیزهها و دانش نیروی انسانی مرتبط
جهت دستیابی به اهداف پروژه است. ایجاد همسویی در منافع و
دستاوردهای مشترک نیز میتواند در این زمینه گرهگشا باشد.
2-13 تغییر اهداف پروژه
اجرای پروژههای فناوری اطلاعات به مرور باعث توسعه دانش و
بینش در سازمانهای هدف شده و همین موضوع در كنار عواملی
نظیر تغییر مدیریتها و راهبردها میتواند به تغییر سمت
و سو و در نهایت اهداف اولیه پروژه بیانجامد. البته باید
به این نكته توجه داشت كه پروژههای فناوری اطلاعات را
نمیتوان با سایر پروژههایی مهندسی قیاس كرد. در بسیاری
از پروژههای مهندسی به جهت وجود استانداردها و ضابطههای
مشخص، طراحی اولیه پس از تأیید به نسبت طراحیهای انجام
شده در پروژههای فناوری اطلاعات بسیار كمتر تغییر میكند.
عطف به اینکه تغییرات گسترده (خواسته یا ناخواسته)، بخش
لاینفك تمام مراحل چرخه حیات پروژههای فناوری اطلاعات به
شمار میرود، اتخاذ الگوی مناسبی جهت مدیریت تغییرات، حائز
اهمیت است.
2-14 اجرای پروژههای موازی با پروژه موردنظر
این قبیل پروژهها چون عموماً توسط مدیریتهای متفاوت
اجرای میشوند لذا گاه اهدافی غیرهمسو یا حتی متناقض دارند
و لذا در نهایت ممكن است به اتلاف منابع و توان سازمان
بیانجامند. این امر نشان دهنده ضرورت وجود یك مدیریت
متمركز و سازماندهی یكپارچه پروژهها و فناوری مرتبط با
آنها در سازمانها است.
2-15 نادیده گرفتن واقعیات درگزینش محصول
این آسیب بهویژه در رابطه با خرید نرمافزارهای خارجی
بسیار حائز اهمیت است. باید به این نكته توجه كرد كه اجرای
مطلوب یك نرمافزار در یك یا چند سازمان از یك یا چند
كشور، الزاماً متضمن اجرای مطلوب آن در سازمانها و مؤسسات
مختلف كشوری دیگر نیست و باید پارامترهای متعددی به ویژه
پارامترهای فنی- مهندسی در زمینه آموزش، سفارشیسازی،
پیادهسازی، توسعه، راهبری و نگهداری محصول را نیز
علاوهبر موارد اخیر در تصمیمگیریها وارد نموده و در نظر
داشت.
2-16 عدم شناخت و تفكیك نیازها و خواستهها
درك ناصحیح شرایط، خلط مباحث و پرداختن به منافع فردی یا
گروهی از جمله مهمترین عوامل بروز این آسیب به شمار
میروند. عناصر مجری پروژههای بزرگ باید همواره بدین
موضوع توجه داشته باشند كه پروژه موردنظر به منظور تأمین و
رفع برخی نیازهای مشخص و از قبل تعیین شده بوده و هدف آن
به هیچ وجه برآوردن تمام خواستههای طرفین دخیل در پروژه
نیست و چه بسا در موارد متعددی این خواستهها و توقعات با
نیازهای واقعی سازمان كه درصدد رفع آن هستیم همسو نیستند.
2-17 عدم تخصیص عوامل انسانی کافی برای اجرای پروژه
از طریق تشدید بار روانی و كاری ناشی از افزایش حجم
فعالیتها بهویژه اگر با محدودیتهای زمانی و مالی در
سازمانهای مقاوم و بزرگ همراه باشد ممكن است به آسیبهای
جدی منجر گردد. تیمهای فناوری پیشرفته معمولاً از ساختار
كوچك، مسطح و با روابط آزاد بهره میگیرند امّا این موضوع
به معنای عدم رعایت حداقل استانداردهای لازم از جمله رعایت
تناسب بین حجم عملیات در بازههای زمانی مشخص و تعداد
افراد مجری یا مسئول آن نیست.
3 خطرات و آسیبهای فنی
3-1 تغییر فناوری(های) مورد استفاده
با وجود اتفاقنظر در مورد بالا بودن سرعت تغییر فناوری،
خصوصاً در حیطه فناوری اطلاعات عملاً آمار و اطلاعات دقیقی
در رابطه با دوره تغییر فناوریها و ابزارهای مورد استفاده
وجود ندارد و به همین دلیل نیز معمولاً این خطر و آسیبهای
ناشی از آن را چندان نمیتوان به صورت جدی در
برنامهریزیهای انجام شده وارد نمود. برخی معتقدند
بازههای زمانی 5 ساله مناسبترین گزینه برای این منظور
هستند. شکل جدیتر این خطر و آسیبهای ناشی از آن زمانی
بروز میکند که مجری پروژه در میانه کار به هر دلیل از
جمله فشار کارفرما یا فضای رقابتی حاکم تصمیم به تغییر
فناوری(های) مورد استفاده در محصول هدف بگیرد.
3-2 قرار گرفتن در معرض نقد پیش از موقع
این امر ممكن است ناشی از جلب زودهنگام توجه بازار بخصوص
رقبا یا مشتریان بالقوّه و افزایش یا تشدید حساسیتها
نسبت به نتایج یا شرایط انجام کار باشد. در مواردی چون
پروژههای با فناوری پیشرفته، اولین نمونه پروژههای بزرگ
یا پروژههایی كه به هر دلیل با سعی و خطا مواجه هستند،
ضرورتی به اعلام پیش از موعد وجود ندارد. معمولاً
بهرهگیری تبلیغاتی یا ابزاری از پروژهها از جمله
شایعترین دلایل بروز این خطر به شمار میرود.
3-3 نبود یا غیرقابل دسترس بودن دستاوردها و تجارب بومی
ضعف مستندسازی فنی و نیز مشاركت ضعیف یا غیرمؤثر
دانشگاهها و مؤسسات علمی و تحقیقاتی در صنعت، عمدهترین
دلایل بروز و تشدید این خطر هستند. نتیجه مستقیم این آسیب،
صرف هزینههای مكرّر برای رسیدن به تجارب مشترك است و مانع
اصلی توسعه تجارت در این حیطه بهشمار میرود.
3-4 تكرار یا به طول انجامیدن دوره گذر
در سازمانهای با سابقه یا سازمانهایی كه در آنها
سیستمهایی از قبل ایجاد شده و در حال استفاده باشند ضرورت
طی دوره گذر به منظور عملیاتی كردن سیستمهای جدید تقریباً
اجتنابناپذیر است. اما باید بدین نكته توجه داشت كه تكرار
یا به طول انجامیدن این دوره میتواند اثرات مخرّب مالی،
انسانی و روانشناختی داشته و در روند اجرای پروژه ایجاد
خلل نماید. ضعف محصول در دستیابی به اهداف تعیین شده و
برآوردن نیازهای سازمان و البته مقاومتهای پیشبینی نشده
یا ایذایی مهمترین دلایل بروز این خطر هستند.
3-5 تغییر صورت و حوزه مسأله یا پروژه
این آسیب در پروژههای موفق از شیوع بیشتری برخوردار است و
عموماً از گرایش مدیریت به بسط و تعمیم الگوی موفقیت در كل
سازمان پیش از تثبیت آن، تغییر مدیران یا تغییر سطح دید و
دانش عناصر پروژه در طول زمان ناشی میشود. گستره و بازه
زمانی تكرار آن نیز گاه چنان است كه عملاً به گم شدن اهداف
پروژه یا ایجاد ابهام در صورت مسأله میانجامد.
3-6 نبود مرجع فنی مشخص برای ارزیابی و تشخیص كیفیت
نرمافزارها
نبود مرجع نظارتی مشخص بر كیفیت نرمافزارهای وارداتی یا
تولید شده در داخل كشور، در كنار عواملی نظیر گرایش به حفظ
صرفه اقتصادی و پایین نگه داشتن قیمت، در عمل باعث افت
كیفیت محصول و تضعیف توان رقابتی آنها حتی در بازارهای
منطقهای شده است. نبود الگوها و محکهای كیفی بومی نیز
این خطر و آسیبهای ناشی از بروز آن را تشدید كرده است.
3-7 ضعف مستندات فنی و نامعلوم بودن نقاط قوّت و ضعف محصول
طی فاز پیادهسازی
فارغ از وارداتی یا داخلی بودن نرمافزار و پیادهسازی آن
توسط تیمهای خارجی یا بومی، وجود مستندات فنی و شناسایی
ابعاد مختلف محصول از اهمیت زیادی برخوردار است. این ذهنیت
كه یك تیم پیادهساز بومی (با فرض كارآمدی) قادر خواهد بود
با بررسی محصول یا سعی و خطا و گرفتن كمترین كمك از تیم
تولیدکننده آن، همه چیز را استخراج كرده و ضمن آموختن در
عمل نیز به کار گیرد به دلیل وجود جزییات و ظرایف فراوان
موجود در نرمافزارهای بزرگ، باوری خطرناك بهشمار میرود.
3-8 بیتوجهی به پیشنیازها و پیشفرضهای پیادهسازی
سیستمهای اطلاعاتی بزرگ
این آسیب را میتوان به آغاز به كار پروژههایی كه از همان
بدو شروع به جهت فراهم نبودن بسترهای لازم برای انجام كار،
محكوم به شكست و نارسایی هستند تعبیر كرد. به عنوان مثال
میتوان به عدم آگاهی یا توجه به الزامات APQC قبل از
پیادهسازی سیستمهای برنامهریزی جامع منابع سازمان اشاره
نمود. به طور عمومی فراهم بودن امکانات مالی شرط کلیدی
برای بهرهمندی از فواید پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی
بزرگ بهشمار میرود. این در حالی است که هیچ پیشنیازی به
اندازه پیشنیازهای فرآیندی تعیینکننده نیست و تا
زمانیکه سازمان هدف به لحاظ فرآیندی به کمال عملی و بلوغ
دست نیابد هر تلاشی برای پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی
راهبردی بینتیجه خواهد بود.
3-9 عدم تسلط و اشراف تیم(های) پیادهساز به ابزار،
فناوری، محصول یا كسب و كار موردنظر
این خطر در رابطه با فناوریها و تکنیکهای وارداتی که در
كشور غیر رایج بوده یا غیر معمول باشد شایعتر است. به
عنوان مثال میتوان به استفاده از یك متدولوژی مهندسی
نرمافزار یا زبان برنامهنویسی ناآشنا یا غیرمتداول در
جامعه فنی- مهندسی بومی برای پیادهسازی یك محصول
نرمافزاری بزرگ اشاره كرد. از همینرو ابزار و فناوری
مورد استفاده برای تولید محصول یا حتی حوزهای از صنعت که
هدف پروژهها واقع میشود میتواند از جمله پارامترهای
اثرگذار در انتخابها تلقی شود. باید توجه داشت که
عرصههای جدی محل آزمون و خطا و تجربهاندوزی تیمهای فنی
و حتی مدیریتی نیست و تنها حضور عناصر مسلط و مشرف به
مؤلفههای اجرا موجه و منطقی است.
4 خطرات و آسیبهای مالی
4-1 نامنظم بودن پرداختها به پیمانكار
پرداختهای نامنظم یا با تأخیر خصوصاً به پیمانكاران كوچك
بخش خصوصی كه احتمالاً متشكل از تیمهای كوچك فناوری
پیشرفته نیز هستند بهویژه از سوی كارفرمایان بزرگ دولتی
(كه صاحبان اصلی و ثروتمند پروژههای بزرگ با فناوریهای
پیشرفته میباشند) در شرایط سخت اقتصادی یا برهههای خاص
عمدتاً به شكست تجاری پیمانكاران و در نهایت پروژهها
میانجامد.
4-2 هزینه بالای حضور كارشناسان و متخصصان خارجی در كشور
این آسیب عمدتاً ناشی از ضعف واحد پول كشور در قیاس با
واحد پول كشور(های) موردنظر، بالاتر از معمول بودن
حقالزّحمه درخواستی عطف به خطر فعالیت در ایران و
نابرابری فاحش درآمدهای افراد و مؤسسات در ایران در مقایسه
با برخی كشورهای صاحب فناوری است. نیاز غیر قابل اجتناب به
خدمات در زمینه مشاوره مهندسی، آموزش، پیادهسازی،
پشتیبانی و نظایر آن بهویژه در صورت وارداتی بودن محصول
از جمله مهمترین عوامل تشدیدکننده این خطر بهشمار
میروند.
4-3 بی توجهی به عوامل پنهان هزینه در برآوردهای مالی
پیادهسازی پروژههای نرمافزاری بزرگ در بردارنده عوامل
هزینه آشکار و پنهان فراوانی است که شناسایی و توجه به
تکتک آنها پیش از آغاز بهکار پروژهها حائز اهمیت است.
بهویژه آنکه هزینههای پنهان که معمولاً نیز مورد غفلت
قرار میگیرند گاه چندین برابر هزینههای آشکار پروژهها
هستند. از جمله این هزینههای پنهان که باید در برآوردهای
اولیه منظور گردند میتوان به هزینههای آموزش در مقاطع و
سطوح مختلف، هزینههای آزمون و یکپارچهسازی، حق
بهرهبرداری، هزینههای سفارشیسازی، هزینههای تبدیل
دادهها، هزینههای تجزیه و تحلیل دادهها و تلفیق و تجمیع
آنها، هزینههای مشاوره، هزینههای پیادهسازی و بهبود
مستمر و نظایر آن اشاره نمود.
5 خطرات و آسیبهای سیاسی
5-1 وجود تحریمها
بروز هرگونه تحریم از جمله تحریمهای اقتصادی و سیاسی
قطعاً به دلیل داشتن تأثیر مستقیم روی سایر عوامل خطر یا
آسیب درخور توجه هستند. اما در این میان تحریمهای علمی و
فنی به جهت تأثیر مستقیم بر روند اجرای پروژهها ـ خصوصاً
پروژههای فناوری پیشرفته ـ جدّیتر هستند. این در حالی
است كه طی قریب به سه دهه قبل كشور ما همواره درگیر چنین
مسألهای بوده است.
6 خطرات و آسیبهای اقتصادی
6-1 بروز بحرانهای اقتصادی
بروز حوادث مختلف در عرصههای گوناگون از جمله سیاست
میتواند عامل بروز بحرانهای اقتصادی و به تبع آن افزایش
تورم و مسایل مشابه گردد. چنین مسایلی همه پروژهها و
فعالیتهای صنعتی را به دلیل افزایش خطر سرمایهگذاری،
بروز ركود اقتصادی و افزایش بیرویه و پیشبینی نشده
هزینهها به طور بالقوّه در معرض خطر قرار میدهد.
6-2 غیراقتصادی شدن پروژه
بسیاری از شركتهای انتفاعی و كوچك فناوری پیشرفته،
پروژههای آغازین خود در صنعت را صرفاً سرمایهگذاری تلقی
نموده و در جهت کاهش حاشیه سود و كمینه كردن زمان و هزینه
لازم برای انجام کار معمولاً برآوردهای خود را پایینتر از
سطح معمول و گاه حتی منطقی قرار میدهند. این موضوع باعث
كاهش سطح آستانه شكست اقتصادی پروژهها شده، ریسك اجرای
آنها را بالاتر برده و انعطافپذیری مجریان پروژه در قبال
تغییر شرایط کاری را به شدت کاهش میدهد. طولانی بودن
مراحل مختلف کار به لحاظ ماهوی در کنار عواملی چون به طول
انجامیدن بیشتر پروژه تحت شرایط واقعی و تغییر شرایط اجرای
آن و نیز مشكلات مالی از جمله دیگر دلایل بروز این خطر
بهشمار میروند.
7 خطرات و آسیبهای فرهنگی
7-1 دستاویز قرار دادن پروژه برای تسویهحسابهای جناحی در
سطوح مختلف
پیش و بیش از هر چیز این خطر و آسیبهای ناشی از آن به
معنای عدم یكپارچگی در بدنه انسانی سازمان بوده و معمولاً
به بهانه اصلاح روند انجام امور در سازمان یا همكاری در
راستای اجرای پروژه بروز میكند. این در حالی است كه هر یك
از طرفین اهداف و منافع خاص خود را دنبال میكنند. تیم
مجری پروژه نیز در آغاز با نیت استفاده از این جریان در
جهت پیشبرد اهداف پروژه (آگاهانه یا ناآگاهانه) وارد موضوع
شده و عموماً نیز همین امر در مراحل بعدی پس از دستیابی به
موفقیت یا بروز شكست در تسویه حسابها به صورت یك مانع عمل
كرده و بر روند اجرای پروژه اثر منفی میگذارد زیرا عملاً
پروژه به ابزاری تبدیل شده كه اینك كاربرد خود را از دست
داده است.
7-2 نفوذ و گسترش فرهنگ مصرف در زمینه فناوری اطلاعات
تولید در حیطه فناوری اطلاعات در كشور ما هنوز نهادینه و
بومی نشده است و این فناوری فعلاً وارداتی است. فعالیتهای
انجام شده نیز بیش از آنکه مهندسی باشند كاربردی هستند.
صنعت نرمافزار را به عنوان یكی از مؤلـفههای فناوری
اطلاعات میتوان بارزترین مثـال در این زمینه دانست به
گونهای كه تقریباً كلیه نرمافزارهای پایه و كلیدی
وارداتی هستند و به لحاظ فنی غیرقابل دستیابی و كنترل
میباشند. عدم اعتماد صنعت به توانمندیهای داخلی در این
عرصه و گاه صرفههای اقتصادی ناشی از خریدهای خارجی! از
جمله عوامل تشدیدکننده این خطر هستند.
7-3 ضعف در انجام فعالیتهای گروهی
ضعف فرهنگی ناظر به عدم پذیرش یا تحمل غیر، از جمله دلایل
بروز این خطر است. فراهم بودن امكان انجام گروهی كارها در
یك سازمان ارزشی فوقالعاده بهشمار میرود و توان ایجاد
ارزش افزوده فراوانی را دارا است. امكان انجام همكاریهای
جمعی و فعالیتهای تیمی یك توانایی اكتسابی است و باید از
دورههای پایه به اعضای یك جامعه یا سازمان آموزش داده
شود.
8 خطرات و آسیبهای اجتماعی
8-1 بروز اختلال در زمانبندی اجرای پروژه به دلیل تلاقی با
تعطیلات
عطف به تعطیلات مختلف و نیز ایام غیرتعطیل امّا غیر مؤثری
نظیر ایام کاری طی دو هفته اول فروردین ماه و احتساب
تعطیلات آخر هفته، بعضاً حدود نیمی از سال تعطیل رسمی یا
روز كاری غیرمؤثر است. اگرچه اینهمه پیش از آغاز پروژه و
در قالب برنامه زمانبندی اجرای پروژه قابل پیشبینی هستند
اما عامل مهمی در به طول انجامیدن پروژهها و بروز برخی
عوامل خطر ثانویه به شمار میروند.
8-2 عدم انطباق تعطیلات آخر هفته در ایران و سایر كشورها
این خطر تنها در صورت ارتباط با شرکتهای خارجی و استفاده
از نیروهای آنها نمود پیدا میکند و بهویژه با رسیدن موج
برونسپاری به كشور ما طی سالهای اخیر از اهمیت زیادی
برخوردار و باعث شده است عملاً بیش از نصف یك هفته، روز
كاری غیر مؤثر باشد كه در آن تیمهای بومی و خارجی ارتباط
كامل و رسمی با یكدیگر ندارند.
8-3 بیثباتی بازار نرمافزار به دلیل گرایشهای اجتماعی
ناصحیح و عدم درك درست از كاربردها و اثرات آن
این آسیب از یكسو به دلیل گرایش تجملاتی جامعه به
نرمافزار، كم/بیارزش تلقی شدن آن به دلیل غیرملموس بودن
و عدم پذیرش عمومی آن بهعنوان یك محصول صنعتی و از سوی
دیگر به دلیل پایین بودن میانگین دانش فناوری اطلاعات در
جامعه، نبود نمودها و الگوهای قابل ارجاع و استناد و نیز
عدم پرداخت و نقد جامعهشناسانه موضوع ناشی میشود.
شاخصهای آماری مثبت در زمینه رشد دانش عمومی در این رابطه
نیز به دلیل اثرپذیری از عوامل كمّی گرچه چندان دور از
واقعیت نیست اما مطمئن و قابل اتّكا هم نمیباشد كه از آن
جمله میتوان به شاخص نشر كتاب در این زمینه اشاره كرد.
9 خطرات و آسیبهای نیروی انسانی
9-1 گردش وسیع نیروی انسانی متخصص یا آموزشدیده
با توجه به طولانی بودن فرآیند پیادهسازی و عملیاتی کردن
سیستمهای بزرگ در سازمانها، همواره این خطر که برخی
نیروهای کلیدی و آموزش گرفته به دلایل مختلف پروژه را ترک
نمایند وجود دارد. مهمتر آنکه این خطر دامنگیر تمامی
طرفین درگیر اعم از کارفرمایان، پیمانکاران، ناظران و غیر
آن بوده و بعضاً ریشه در عوامل اجتماعی و فرهنگی دارد.
بروز برخی پدیدههای اجتماعی و سیاسی نظیر فرار مغزها به
ویژه در سالیان اخیر در کنار عواملی نظیر عدم رضایت شغلی
یا عدم تأمین مالی مطلوب را میتوان از جمله عوامل تشدید
كننده این خطر بر شمرد. این موضوع نشان دهنده اهمیت اتخاذ
سیاستهای مناسب مدیریت و هدایت نیروی انسانی دخیل در
پروژههای بزرگ است.
9-2 ضعف یا عدم انگیزه در نیروی انسانی درگیر در پروژه
از عواملی نظیر خستگی ناشی از به طول انجامیدن اجرای پروژه
یا نبود برانگیزانندههای ملموس (نظیر پاداشهای مالی یا
رضایت شغلی) نشأت میگیرد. تعریف شفاف معیارهای موفقیت،
متعادل نگه داشتن سطح توقعات با توانمندیها و اختیارات
افراد و فراهم آوردن امكان بهرهمندی متناسب جمعی و فردی
مجریان از دستاوردهای مادی و معنوی ناشی از اجرای پروژه را
میتوان از جمله مهمترین راهكارهای غلبه بر این خطر
دانست. علاوهبر این رفع تضادهای احتمالی بین منافع فردی
یا گروهی با منافع سازمان میتواند بهعنوان راهکاری
بازدارنده مدنظر قرار گیرد.
9-3 حضور یا مشاركت غیرمؤثر نیروهای غیربومی
پروژههایی كه متكی بر نیروهای خارجی و غیربومی بوده و
انتقال دانش و تجربه در آنها صورت نمیگیرد محكوم به شكست
هستند. باید توجه داشت كه عدم استفاده از ظرفیت عناصر بومی
و دخالت ندادن آنها در جریان امور، علاوه بر تحمیل
هزینههای قابل توجه به پروژه، باعث كاهش ضمانت اجرایی و
پذیرش كاربری آن و مانع از تحقق اهداف تعیین شده خواهد شد.
9-4 بیتفاوتی پرسنل نسبت به اهمیت دوره گذار
تكرار یا به طول انجامیدن دورههای گذار، اجرای آزمایشی یا
موازی و لوث شدن پروژه عمدهترین دلایل بروز این خطر
هستند. این موضوع نشان دهنده ضرورت دقت در انتخاب و
سازماندهی عناصر انسانی پروژه و توجیه آنان نسبت به خطرات
احتمالی و راهكارهای متناسب جهت مقابله با آنها است.
بیتفاوتی پرسنل یک واکنش طبیعی در قبال بروز آثار ضعف یا
شکست در پروژه است و این موضوع در مراحل پر افت و خیز و
پرتنشی چون دورههای فوقالذکر از شیوع بیشتری برخوردار
است.
9-5 تلاش برخی نیروهای دخیل در پروژه برای اثبات خود
عمدتاً در راستای منافع شخصی بوده و البته گاه با چاشنی
غرضورزی همراه است. این آسیب عمدتاً از توزیع نامتناسب
مسئولیتها بین عناصر اجرایی پروژهها ناشی شده و در
بسیاری از موارد با پیشینه ذهنی و تجربی افراد ارتباط
دارد. بهرهگیری مناسب از توانمندیهای افراد شایسته در
مقاطع مقتضی و پرهیز و ممانعت از هرگونه جناحبندی و
جبههگیری در عین قاطعیت و صراحت فنی و برخورداری از حمایت
مدیریت ارشد و دارا بودن اختیارات لازم و کافی از جمله
راهکارهای آزموده شده در مقابله با این خطر و آسیبهای
ناشی از آن است.
9-6 ضعف عمومی دانش سیستمی و كاربری كامپیوتر بین كاركنان
این آسیب معمولاً در تیمهای كارفرما شایعتر است و شدت آن
به حدّی است كه گاه آموزشهای اولیه كاربری و تكرار آن،
زمان و انرژی بسیار بیشتری نسبت به پیشبینیهای اولیه
میطلبد و شاید همین امر یكی از عوامل تجاوز پروژهها از
زمان و بودجه پیشبینی شده و تبدیل آنها به پروژههای
چالشی باشد. طرح ضرورت برخورداری از دانش کاربری کامپیوتر،
حداقل در حد دورههای ICDL برای کلیه عناصر انسانی دخیل در
پروژهها بهعنوان یکی از پیشنیازهای اصلی سازمان جهت
اجرای پروژه، از جمله راهکارهای مقابله با این خطر است.
9-7 افزایش غیرمنطقی توقعات پرسنل مجری پروژه
بین مدیران و کارشناسان تیمهای مجری شایعتر بوده و در
صورت موفقیتآمیز بودن اجرای پروژه از شدت بیشتری برخوردار
خواهد بود تا بدان حد كه ممكن است در مواردی به دلیل
ناتوانی سازمان در مدیریت یا برآوردن این توقعات به گردش
وسیع نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده منجر شود.
9-8 بیعلاقگی كارشناسان و متخصصان خارجی به حضور در كشور
ما
از تبلیغات سوء خارجی، ناامنی در منطقه و بی اعتمادی حاصل
از مسائل و اخبار سیاسی ناشی شده و اختلافات اعتقادی،
فرهنگی و نژادی نیز بدان دامن میزند. این موضوع نشان
دهنده اهمیت توجه به تعادل عوامل اثرگذار بر روابط كاری در
انتخاب شركای تجاری خارجی است. در چنین مواردی باید اصل
رعایت احترام و حقوق متقابل همواره مدنظر باشد.
9-9 شكل گرفتن ادبیات تهاجمی بین عناصر انسانی پروژه
به دلایل متعددی چون لوث شدن موضوعات فیمابین در بلند
مدت، بروز آثار تأخیر یا شكست در پروژه یا ضعف طرفین در
مدیریت و هدایت جلسات یا روابط كاری بروز میكند. تقویت
مهارتهای رفتاری و مدیریتی در این راستا از اهمیت فراوانی
برخوردار است. باید توجه داشت كه این مهارتها اكتسابی
هستند و انتقال آنها به نیروی انسانی میتواند از جمله
اولویتهای آموزشی باشد.
9-10 ضعف در آموزش و آمادهسازی نیروی انسانی
میتواند قبل یا حتی پس از عقد قرارداد یا آغاز پروژه بروز
نموده و شامل طیف وسیعی از موضوعات مرتبط نظیر انتقال دانش
فنی و تجارب، آموزش، بسترسازی فرهنگی و نیز ایجاد هماهنگی
و تطابقهای لازم بین طرفین داخلی و خارجی یا حتی بومی و
غیربومی باشد. این خطر ریشه بسیاری از خطرات و آسیبهای
مرتبط با نیروی انسانی و سازمان اجرایی پروژه بوده و از
این رو سرمایهگذاری بر روی آن از اهمیت بسزایی برخوردار
است.
9-11 عدم مدیریت فشارهای وارد بر بدنه اجرایی پروژه
یكی از شیوههای رایج برای غلبه بر خطرات و آسیبهای
بالقوّه و بالفعل پروژهها، تحت فشار قرار دادن پرسنل مجری
پروژه است. بدیهی است كه آستانه تحمل فردی یا جمعی افراد
یك تیم، حد مشخصی را داراست و پایین بودن این ویژگی یا
بالا بودن ضریب خطر یا آسیب كه طبعاً افزایش فشارها را نیز
به همراه خواهد داشت میتواند باعث بروز آسیبهای جدی
انسانی یا روان شناختی شده و انسجام تیمی را تهدید نماید.
9-12 عدم درك عناصر انسانی پروژه از مفهوم یكپارچگی در
سازمان و فرآیندهای آن
یكپارچگی در فرآیندها و عملیات یك سازمان و به تبع آن
نرمافزارهای پشتیبان آن نیازمند درك اثرات متقابل بین
آنها و رویههای مؤثر یا بهینه میباشد. درك این واقعیت
كه چگونگی توزیع و انجام عملیات در سیستمهای قبلی یا رایج
یا سابقه انجام كار توسط یك مرجع خاص دلیل صحت آن نیست از
اهمیت بسزایی برخوردار است.
9-13 ضعف یا عدم برقراری الگوی ارتباطی مناسب و مؤثر بین
عناصر انسانی پروژه
این خطر خصوصاً اگر به ارتباط متقابل بین پرسنل کلیدی و
اثرگذار كارفرما و پیمانكار مربوط باشد از اهمیت بسیار
زیادی برخوردار خواهد بود. به تجربه دیده شده است كه بعضاً
حتی بهترین نیروهای فنی و متخصص نیز در برقراری سادهترین
روابط كاری (بهویژه در محیطهای عملیاتی كارفرما) ناموفق
بودهاند. این امر دال بر اهمیت مدیریت کانالها و الگوهای
ارتباط تجاری و كاری در محیطهای جدی است.
9-14 ناآشنایی و عدم هماهنگی با شرایط محیطی
شرایط محیطی و جغرافیایی از جمله شرایط آبوهوایی، از جمله
عوامل تأثیرگذار بر كارآیی عوامل انسانی دخیل در اجرای
پروژهها هستند. بهعنوان نمونه استفاده از افراد بومی
مناطق گرم و كویری در شرایط مناطق كوهستانی و بالعكس
خصوصاً در فازهای آغازین پروژه باعث افت كارآیی پرسنل و در
نتیجه اتلاف قابل توجه منابع خواهد شد.
10 خطرات و آسیبهای تاریخی
10-1 سوابق و تجربیات فردی و جمعی مدیران و مجریان پروژه
عطف به ضریب بالای خطا و شكست در پروژههای فناوری
اطلاعات، احتمال اینکه مدیران و پرسنل یك سازمان سوابق و
تجربیات تلخ چنین شكستهایی را داشته باشند بالا است. لذا
توجه به این موضوع و سعی در تعدیل یا رفع آن از اهمیت
بالایی برخوردار است تا این افراد آثار منفی شكستهای
پیشین را با خود وارد پروژه نكنند. ارائه راهکاریهای
اصولی و عملی منطبق بر شرایط و ویژگیهای سازمان هدف و
راهبردهای مقابله با خطرات (بهویژه آن دسته از خطراتی که
باعث شکست پروژههای پیشین بودهاند) در راستای جلب اعتماد
و اطمینان طرفهای درگیر شیوه مناسبی برای مواجه با این
خطر است.
11 خطرات و آسیبهای روانشناختی
11-1 عدم شجاعت یا درایت كافی مجریان
ویژگیهای روحی و روانی موردنیاز جهت انجام پروژههای
بزرگ، لزوماً از طریق تجربه و کسب دانش حاصل نمیشوند و
همین امر نشان دهنده ضرورت آمادهسازی یا بازسازی روانی
عناصر انسانی دخیل در پروژهها بخصوص پیش از آغاز بهکار
آنها است. منظور کردن ویژگیها و تواناییهای روانی در
تعریف معیارهای لازم برای احراز هر پست در پروژه و انتخاب
افراد بر اساس این معیارها راهکار مناسبی جهت انتصاب افراد
شایسته برای انجام امور مختلف است.
11-2 مقاومت در برابر تغییر
از علاقه غریزی افراد به آرامش نسبی موجود در حالتهای با
آنتروپی پایین سرچشمه میگیرد و نه تنها در بدنه سازمانها
بلكه گاه حتی در بالاترین سطوح مدیریتی سازمان نیز مشاهده
میشود. این حالت بعضاً حتی با علم به غلط یا نابهینه بودن
فرآیندها، رویهها و الگوهای جاری در سازمانها بروز
میكند كه در این حالت مقاومت بهوجود آمده عمدتاً با
منافع شخصی یا اغراض گروهی خاص همسو میباشد.
11-3 ویژگیهای اخلاقی و روحیات غالب
از مدعی بودن افراد در زمینههای مرتبط و حتی غیرمرتبط،
دروغگویی، عدم پذیرش عناصر غیربومی و بیگانهستیزی،
نپذیرفتن مسئولیت اشتباهات و نظایر آن كه معمولاً به یك
فرهنگ یا جامعه خاص مربوط میشود، ناشی میگردد. در نظر
گرفتن روحیات افراد و ایجاد تعادل در برآیند رفتاری تیمها
از جمله موضوعات حائز اهمیت در این راستا است.
11-4 عدم اطاعت یا حمایت از عناصر جدید پروژه
این آسیب در رابطه با مدیریتهای جدید پروژهها و از سوی
پرسنل مجری بهویژه به دلایل عاطفی و احساسی از شدت بیشتری
برخوردار بوده و حتی گاه در قالب كارشكنی نمود پیدا
میكند. تعویض یا جابجایی غیر ضروری مدیران لایق و محبوب
بهویژه در حالت عادی یا موفق بودن روند انجام امور از
جمله عوامل تنشزا در پروژههای بزرگ محسوب شده و توصیه
نمیشود.
11-5 بروز اختلاف بین عناصر اجرایی پروژه
یكی از شایعترین انواع خطرات خصوصاً در پروژههایی با
ساختار تیمی مسطح، تعداد عناصر اجرایی زیاد و مدت اجرای
طولانی است. حتی در صورت عدم وجود ضعفهای مدیریتی بهویژه
در رابطه با هدایت و مدیریت نیروی انسانی، اختلافات
سلیقهای و تنوع و تعدد نظرات موافق و مخالف در مورد یك
موضوع نیز ممكن است به آسیب مشابهی منجر گردد. در چنین
مواردی وجود یك مدیریت متمركز، اثرگذار و قاطع بسیار حائز
اهمیت خواهد بود.
11-6 ضعف مهارتهای رفتاری
در طولانی مدت و بهویژه به عنوان مكمل مشكلات مدیریتی،
فنی و مالی میتواند منجر به خراب شدن و درهم شكستن
حرمتها و حریمهای فردی، حرفهای یا سازمانی بین افراد یا
تیمهای پروژه گردد. فعالیتهای اقتصادی در فضاهایی كه
آداب روابط تجاری رعایت نگردد با دشواریهای زیادی همراه
خواهد بود.
11-7 مبنا قرار دادن احساسات، عواطف، سلیقهها و ارزشهای
شخصی یا گروهی در تصمیمگیریها
در رابطه با تصمیمگیریهای فنی، مدیریتی و راهبردی از
اهمیت و شدت بیشتری برخوردار است. كلیه تصمیمگیریها باید
فارغ از تمایلات شخصی و گروهی انجام گرفته و تنها بر اهداف
از پیش تعیین شده سازمان متمركز باشد. كمیته راهبری را
میتوان یكی از ابزارهای مؤثر در تحقق این هدف دانست.
11-8 تلاش طرفین برای تبرئه خود و متهم كردن طرف مقابل
این آسیب در صورت بروز آثار ضعف یا شكست در پروژهها نمود
بیشتری پیدا میكند. باید توجه داشت كه اجرای پروژههای
بزرگ نرمافزاری ماهیتاً پرخطر بوده و احتمال بروز شكست در
آنها بالا است. بنابراین كلیه عناصر اجرایی و مدیریتی
چنین پروژههایی را باید در رابطه با بروز وضعیتهایی از
این دست توجیه و مسئولیتهای هر یك را در رابطه با آن مشخص
نمود. بدیهی است كه هر یك از عناصر انسانی به نسبت
مسئولیتهای خود در قبال بروز شكستهای مقطعی یا فراگیر در
پروژه، پاسخگو خواهند بود.
11-9 عدم صداقت و شفافیت طرفین در موضوعات فیمابین
بهعنوان نمونه میتوان به ظاهرسازی سازمانها در رابطه با
تعداد و كیفیت نیروها یا ظرایف چند وجهی و چند پهلوی فنی
مندرج در قرارداد (که قابل تفسیر و تعبیر هستند) اشاره
كرد. بعضاً دیده شده است كه طرفین با نیت دادن یا گرفتن
پروژه به هر شكل یا شیوه ممكن وارد شده و در این راستا از
هیچ ترفندی فروگذار نیستند.
12 خطرات و آسیبهای آماری
12-1 خطا در انجام برآوردها
به دلایل مختلف و عموماً به جهت غیر واقعبینانه بودن
پیشفرضها بروز كرده و نهایتاً به درگیری در مباحث تعدیل
زمانی و بودجهای پروژهها میانجامد. به عنوان مثال در
صورت ضرورت رفت و آمد پرسنل به محل اجرای پروژه لازم است
تا زمان و هزینه لازم جهت آمد و شد آنها و نیز احتمال
بروز تأخیر در آن (به دلایلی نظیر شرایط خاص جوی، سوء
مدیریت سیستمهای حمل و نقل و نظایر آن) منظور گردد. در
مجموع برخورداری از اطلاعات مربوط به زمان و هزینههای صرف
شده در پروژههای موفق مشابه (اعم از داخلی یا خارجی)
میتواند به کاهش این قبیل خطاها کمک شایانی نماید.
12-2 وجود فاصله زمانی بین شروع واقعی پروژه و ابلاغ رسمی
آن
عمدتاً ناشی از در نظر نگرفتن زمان آمادهسازی كارگاه و
تیمهای مجری پروژه است. انجام این فرآیند و برآورد طول
زمان لازم برای انجام آن بر خلاف برخی شاخههای دیگر
مهندسی، در پروژههای مربوط به سیستمهای اطلاعاتی سهل و
كوتاه نیست كه از جمله دلایل آن میتوان به دشواریها و
پیچیدگیهای ماهوی مربوط به تأمین، تجهیز و آموزش تیمهای
تخصصی با قابلیتهای خاص اشاره كرد. علاوهبر آن در
پروژههای با فناوریهای پیشرفته ابزارها و تجهیزات به
دلایل مختلف به سختی قابل دسترسی هستند.
12-3 سهلانگاری در شناسایی و پیکربندی مؤلفههای مهندسی
سهلانگاریهای مذكور میتواند در رابطه با تخصصها،
ابزارها، متدولوژیها، الگوها، پرسنل، بسترهای عملیاتی و
اجرایی، علایق، انگیزهها، كنترل پروژه، مدیریت خطر و سایر
موارد مشابه باشد. تعجیل و عدم تأكید بر دقت و صحت
شناختها و برآوردها و پیکربندیهای مبتنی بر آن در مراحل
اولیه و دل بستن به تعدیلات چندین ده درصدی مندرج در
قراردادها و متممها و مكملهای آنها از جمله سنتهای
ناحسنهای است كه حداقل در جامعه مهندسی نرمافزار و
فناوری اطلاعات رواج دارد.
13 خطرات و آسیبهای قانونی و حقوقی
13-1 نبود مرجع ذیصلاح و قانونی برای حل اختلافات
گرچه وجود مراجعی نظیر شورای عالی انفورماتیك یا كارشناسان
رسمی دادگستری در زمینه فناوری اطلاعات امیدبخش و البته
حائز اهمیت است اما این امر لزوم وجود مراجع حقوقی
تخصصیتر را نقض نمیكند. مرجع حقوقی ذیصلاح در چنین
حیطهای باید خود صاحبنظر و دارای تجربه مشابه باشد وگرنه
نظرات آنها صرفاً مبتنی بر قیاس و شواهد یا ادله نظری صرف
خواهد بود كه لزوماً و در همه موارد قابل اطلاق نیست.
13-2 تغییر عوامل انسانی اثرگذار بر روابط حقوقی
در این رابطه میتوان به تغییر یا افزوده شدن عوامل نظارت،
مشاوره و نظایر آن در مقاطع نامناسب (مثلاً مقاطع پایانی
یا حین تحویل) پروژه اشاره كرد. این پدیده در قالب
رخدادهای به ظاهر موجهی نظیر ترمیم تیم پروژه، جابهجایی
یا گردش نیروی انسانی دخیل در پروژه، عقد متمم قرارداد،
اصلاحیه قرارداد یا نظایر آن بروز میكند. باید توجه داشت
که کلیه عوامل اثرگذار به لحاظ حقوقی باید در چارچوب
قرارداد فیمابین تعریف یا معرفی شده باشند. افزوده شدن هر
عاملی خارج از این چارچوب میتواند هزینههای سنگینی را به
پروژه تحمیل نماید.
13-3 محدودیتهای قانونی مربوط به حضور و فعالیتهای
نیروهای خارجی در كشور
بروز این خطر به دلیل درگیر شدن در بروكراسی اداری مربوط
به اخذ و تمدید ویزا، هزینههای عوارضی، استعلامهای
مراجع قانونی و حقوقی مختلف مانند وزارت كار و امور
اجتماعی، وزارت امور خارجه و سازمانهای ذیربط دیگر و
مسائل اطلاعاتی و انتظامی و نظایر آن، معمولاً اثرات زمانی
و مالی ناخواستهای را بر پروژهها تحمیل میكند و یكی از
عوامل غیرمستقیم افزایش هزینههای پروژه و ریسک
سرمایهگذاری در راستای انتقال دانش یا تجارب در این حوزه
است.
13-4 ناكامل بودن و عدم اجرای قانون حق تألیف و عدم رعایت
حقوق معنوی
استفاده كنترل نشده، بیرویه و گسترده از انواع
نرمافزارها به صورت غیرمجاز در عرصههای مختلف از جمله در
مهمترین سازمانها و ادارات دولتی، علمی و اقتصادی كه
معمولاً با عدم اطلاع و آگاهی از عملكرد كامل و خطرات
مرتبط با آنها همراه است ابعاد این آسیب را بسیار وسیع
میكند. نتیجه مستقیم این آسیب را نیز میتوان تضعیف
تولیدكنندگان داخلی و عدم دسترسی به خدمات پشتیبانی دانست.
علاوه بر این سهلالوصول بودن نرمافزارهای غیرقانونی به
نازلترین قیمت ممکن باعث شده است تا جامعه نرمافزار را
به طور اعم محصولی ارزان قیمت و سهل بپندارد که آسیبی جدی
به پیکره صنعت نرمافزار بهشمار میرود.
13-5 نبود نظام مهندسی مشخص در حوزه فناوری اطلاعات
به دلیل این ضعف، ساماندهی، ردهبندی یا ارزیابی گروههای
مختلف استادان، مشاوران، متخصصان و كارشناسان بسیار دشوار
است. خود این امر در بردارنده آسیبهای متعدد دیگری است كه
از آن جمله میتوان به حضور و فعالیت افراد غیر مرتبط در
این حوزه و فراهم نبودن معیارهای مقایسه، سنجش و انتخاب
افراد یا سازمانهای مناسب اشاره نمود.
13-6 استفاده از مفاهیم غیركمّی جهت توصیف نیازها یا اهداف
پروژه
این آسیب عمدتاً ناشی از بهكارگیری الفاظی نظیر خوب،
مناسب، كارآمد و نظایر آن بهویژه در قراردادهای فیمابین
و جهت ارزیابی و سنجش عملكرد، نتایج یا خروجیهای سیستم
است. این گونه توصیفهای كیفی به دلیل غیر كمّی بودن
معمولاً عامل بروز مناقشه و اختلافنظر بین طرفین میشود.
عدم رعایت موازین دقیق و ظریف حقوقی و فنی در متن
قراردادها را میتوان سرمنشاء بروز این قبیل مشكلات دانست.
از این منظر استفاده از نظرات تخصصی مشاوران حقوقی
علاوهبر مشاوران فنی در راستای تدوین قراردادهای فیمابین
اجتنابناپذیر است.
13-7 حضور پیمانكاران مختلف و متعدد در یك پروژه
میتواند ناشی از ضعف عملكرد یا تجربه پیمانكار اصلی،
بیاعتمادی كارفرما یا ضعف امكانات آنها یا تبانی بین دو
یا چند طرف بخصوص در صورت وجود اشكالات حقوقی در
قراردادهای فیمابین باشد. به تجربه دیده شده است كه اجرای
یك پروژه واحد به وسیله بیش از یك پیمانكار مقدور نیست مگر
آنکه مدیریت واحد و متمركزی، فعالیتهای مختلف پروژه را
به دقت شناسایی و متناسب با توانمندیهای پیمانكاران مختلف
بدانها تخصیص داده و در پایان تحویل بگیرد. شایان ذكر است
كه در چنین شرایطی مدیریت یكپارچگی فعالیتها در قالب
پروژه نیز بسیار حائز اهمیت است.
13-8 فقدان حمایتهای قانونی و مادی از نرمافزار و
تولیدكنندگان آن
با وجود اینکه امروزه، فناوری اطلاعات از جمله
اثرگذارترین و سودآورترین حوزههای صنعت است امّا به
دلایل متعددی نظیر عدم آگاهی، ناهمسویی راهبردی یا فراهم
نبودن زیرساختهای پشـتیبان، حمایت و سرمایهگذاریهای
لازم در این حوزه صورت نمیگیرد. فراهم آمدن بسترهای
حمایتی و قانونی لازم جهت كاهش خطر سرمایهگذاری و تشویق
سرمایهگذاران در این حیطه از جمله مهمترین نیازهاست.
13-9 بروز شرایط قهری
بروز حوادث و بلایای طبیعی غیرمنتظره نظیر سیل، زلزله و
نظایر آن یا بروز شرایط جنگ و تهدید نظامی از جمله مصادیق
شرایط قهریه هستند. كشور ما نیز به دلیل شرایط خاص طبیعی و
ژئوپلتیكی بهطور بالقّوه در معرض خطر بروز چنین آسیبهایی
قرار دارد و همین موضوع در كنار برخی خطرات و آسیبهای
سیاسی و اقتصادی میتواند عامل افزایش ریسك سرمایهگذاری
در كشور باشد.
14 خطرات و آسیبهای ماهوی
14-1 افزایش بروكراسی و حقوقی شدن مسایل فنی
تلاش برای مستندسازی اشتباهات و ضعفهای طرف مقابل و حقوقی
شدن مسائل فنی، خصوصاً در صورت بروز اختلاف از جمله خطرات
تهدیدكننده پروژهها است. چنین اختلافاتی در عین حال كه
زمان و توان زیادی از طرفین را به خود اختصاص میدهند امّا
در نهایت دستاورد مهم و شایانی در بر ندارند. این در حالی
است كه طرفین نسبت به ثبت و مستندسازی اشتباهات یا ضعفها
و حتّی نقاط قوّت خود جهت بهرهگیری از آنها در پروژههای
آتی چندان رغبتی ندارند.
14-2 عدم انطباق كامل محصول با ویژگیهای تجاری آن
این آسیب میتواند ناشی از ماهیت نادقیق نرمافزار،
بیتوجهی به محكهای مرتبط در مراحل اولیه و نیز در دسترس
نبودن نسخ نهایی محصول هنگام خرید، جهت مقایسه و تشخیص
مغایرتها باشد. ناكامل بودن یا تغییر مستمر نیازهای
شناسایی شده کارفرما نیز از جمله موارد تشدیدكننده این
آسیب بهشمار میروند.
14-3 عدم تعریف دقیق كلیه نیازها و انتظارات مشتری قبل از
آغاز پروژه
به دلایل متعدد از جمله پیچیدگی ماهوی سازمان، پایین بودن
درك و دانش سازمانی، نبود راهبرد مشخص، ضعفهای مدیریتی و
نظایر آن، تعیین و تعریف مطلوب و مناسب نیازها و توقعات
مشتری در آغاز پروژه، فرایندی زمانبر و هزینهزا است. عدم
پذیرش این موضوع و پافشاری بر آغاز مراحل اجرایی پروژه
بدون تكمیل این مرحله عامل اصلی بروز این خطر بهشمار
میرود. واقعیت آن است که مشخص نشدن نیازهای کارفرما به
صورت واضح امالفساد عموم پروژههای نرمافزاری است.
14-4 برآورده نشدن انتظارات و پیشفرضهای اولیه عناصر
انسانی پروژه
كم و بیش تمام طرفهای دخیل در پروژه را شامل شده امّا در
رابطه با كارفرما و كاربران نهایی سیستم از اهمیت بیشتری
برخوردار است و چه بسا كه به كاهش قابل توجه میزان پذیرش
كاربری سیستم، ایجاد یا تشدید باور ناكارآمدی آن و حتی
شكست پروژه بیانجامد. به همین جهت برگزاری جلسات توجیهی با
حضور کلیه عناصر انسانی پروژه پیش از شروع آن و طرح شفاف
نتایج حاصل از انجام کار و بیان توقعات و انتظارات مشروع و
معقول یا غیر آن امری ضروری است.
15 خطرات و آسیبهای مهندسی
15-1 عدم یا ضعف فرایند مستندسازی و انتقال تجربیات
ارزش افزوده حاصل از پروژههای گوناگون را میتوان با
مستندسازی تجارب، نقاط قوّت و ضعف و دستاوردهای آن به شكل
فیزیكی تبدیل كرده و در سازمان حفظ نمود. این سرمایه
سازمانی از جمله مهمترین عوامل توسعه كسب و كار بوده و
این در حالی است كه گاه به دلایل به ظاهر موجهی نظیر
فشردگی امور، كمبود منابع انسانی، کمبود وقت یا نظایر آن
مورد غفلت قرار میگیرد. از همین رو، حضور و ایفای نقش یك
گروه مستندساز فنی در پروژههای بزرگ اجتنابناپذیر است.
15-2 عدم پایبندی به برنامهها و زمانبندیها
ممكن است ناشی از عدم التزام به موضوع در قراردادهای
فیمابین بوده یا حتی ماهوی باشد، از جمله اینکه امكان
برنامهریزی دقیقـ مشابه آنچه كه در بسیاری از شاخههای
مهندسی وجود دارد ـ در پروژههای فناوری اطلاعات خصوصاً با
فناوریهای پیشرفته وجود ندارد. به عبارت سادهتر ضریب دقت
در برنامهریزیهای این حوزه هنوز به حدّی كه بتوان آن را
خطای مهندسی یا محاسباتی برشمرد نرسیده است.
15-3 نقصان استانداردهای كیفی نرمافزار
علاوهبر عدم رعایت استانداردهای موجود از ناموجود بودن
استانداردهای بومی نیز ناشی میشود. به عنوان ماحصل بروز
این خطر، امكان و اعتبار نسبی ارزیابیهای وضعیت، كیفیت،
جایگاه و تواناییهای محصولات نرمافزاری و سازمانهای
مجری یا هدف آن تضعیف میشود. نكته مهمتر اینکه هیچ مرجع
مشخصی نیز در رابطه با رفع این نقصان فعال نیست. این خطر
با چندین خطر و آسیب دیگر نیز مرتبط بوده و در واقع ماحصل
یا منشاء آنها به شمار میرود.
15-4 عدم اشراف یا پایبندی به تولید نرمافزار به شیوه
مهندسی
معمولاً با عدم التزام مجری به رعایت اصول مهندسی
نرمافزار طی چرخه طراحی، تولید، آزمایش، نگهداری و توسعه
آن یا حضور افراد غیرمتخصص در سطوح تصمیمگیر یا اجرایی
ارشد تشدید میشود. تأكید كارفرما بر آغاز هر چه سریعتر
مراحل عملیاتی و عدم توجه به اهمـیت و تأثیر مراحل پیش از
آغاز عملیات تولید نرمافزار نظیر امـكانسـنجی انجام كار،
بهبود یا مهندسی مجدد فرایندها و روشهای جاری و تهیه RFP
در كنار مسائلی مانند کمبود زمان و نقدینگی از جمله
مهمترین موانع اعمال الگوهای مهندسی در تولید نرمافزار
هستند.
15-5 تعریف نشده بودن مراحل مهم آغاز و پایان پروژه
عمدتاً از ابهام در تشخیص یا تعریف زمان و نحوه شروع و
پایان پروژه به طور كلی و اجزا یا مراحل مختلف آن به طور
جزئی نشأت میگیرد. در كلیه مقاطع اجرای پروژه، تعریف
مبادی آغازین و پایانی آن و تعیین نتایج و خروجیهای هر
بخش ضرورت دارد و حتماً باید پیشاپیش به تأیید كارفرما
رسیده باشد علاوهبر این چگونگی تحویل نتایج و خروجیهای
هر مرحله مهم و نحوه ارزیابی و سنجش کیفیت آنها باید به
دقت تعریف گردد.
15-6 بیتوجهی به محكهای كیفی
عموماً از بیتوجهی به محكهای سنجش وضعیت سازمانهای
كارفرما و مجری و نیز محصول نسبت به هم و فراهم نشدن
مقدمات انجام كار ناشی میشود كه از آن جمله میتوان به
ضرورت اعمال الگوهای پیشنهادی APQC یا ISO در سازمانها
پیش از آغاز پیادهسازی سیستمهای جامع برنامهریزی منابع
اشاره نمود.
15-7 عدم وجود محك یا الگوی مهندسی بومی برای انتخاب محصول
و شركت پیادهساز
انتخاب محصول و تیم پیادهساز آن انتخابی کاملاً فنی و
البته دشوار است و در مواردی نظیر سیستمهای ERP
کلیدیترین قسمت کار به شمار میرود. جالب آنکه سازمانها
کمتر به این مرحله اعتنا میکنند و اگر هم اعتنایی هست
عمدتاً بر جنبههای مالی و حقوقی متمرکز است. نكته شایان
توجه اینکه ایجاد محكها یا الگوهای مهندسی بومی جهت
انتخاب محصولات و شرکتها نیازمند شناسایی، ارزیابی،
جمعبندی و توزیع نتایج و تجارب موفق و ناموفق متعدد در
دامنههای مختلف صنعتی، تجاری و علمی توأم با تفکر و
دیدگاههای علمی و مهندسی است و در فضایی غیر از این
نمیتوان انتظار خلقالساعه چنین مفاهیمی را داشت.
15-8 ضعف در انجام تحلیل فاصله
اینگونه سنجشها در بردارنده طیف وسیعی از فعالیتهای
مرتبط با مهندسی سیستمها بوده و لذا ضعف در آنها
میتواند ناشی از ضعف تخصصی یا غفلت تیم كارشناسی یا ضعف
متدلوژیهای مورد استفاده جهت تحلیل صورت گرفته باشد.
بهعلاوه پیچیدگی ماهوی و نو بودن كسب و كار هدف نیز
میتواند مزید بر علت شود.
15-9 ناهمگون بودن رویهها و فرایندهای سیستمی جاری و
پیشنهادی در سازمان
این خطر در اصل به دلیل نیاز به اصلاحات، تغییرات و
تعدیلات فراوان در ابعاد مختلف، هزینههای زیادی را به
سازمان تحمیل كند. به عنوان مثال پیشنهاد جایگزینی الگوی
حسابداری دایمی به جای الگوی حسابداری ادواری در یك
سازمان، متضمن زمان، هزینه و انرژی فراوان بوده و گذار از
الگوی جاری به الگوی پیشنهادی نیازمند تغییرات عمده در
رویهها و فرایندهای موجود در زنجیره تولید، تأمین و
برنامهریزی است. باید توجه داشت که این قبیل خطرات و
آسیبهای ناشی از آن لزوماً به معنای خطا بودن فعالیت
موردنظر نبوده و صرفاً مؤید توجه به احتمال بروز خطراتی از
این دست و اندیشیدن راهکارهای پیشگیری یا مقابله با آن
است.
15-10 خطا یا اشتباه در زمانبندی و بودجهبندی پروژه یا
تخصیص نامتناسب منابع به فعالیتها
این مورد به دلیل اهمیت خاص مبحث كنترل پروژه از سایر
موارد آماری و مهندسی قابل تفكیك است. اشتباهات در
زمانبندی و بودجهبندی پروژهها و نیز شناسایی و تخصیص
منابع به ویژه در پروژههای نرمافزاری به كرات بروز
مینمایند. اندیشیدن تمهیدات لازم برای تعدیل این قبیل
اشتباهات از جمله مهمترین و ضروریترین نیازهای پروژههای
بزرگ نرمافزاری است.
15-11 ضعف یا خطا در شناسایی، برآورد و مدیریت خطر
بروز این خطر با نزدیک شدن به مراحل پایانی پروژه جدیتر
بوده و ممكن است به آسیبهای ثانویه دیگری منجر گردد و
همین امر دال بر اهمیت شناسایی خطاها و خطرات و اندیشیدن
راهكارهای مناسب برای رفع یا مقابله با آنها در پروژههای
بزرگ است. تدوین و بهرهگیری از لیستهای کنترلی مشابه با
آنچه که در این مقاله ارائه شده است میتواند در کاهش
احتمال بروز این خطر مؤثر باشد.
جمعبندی
تجارب حاصل از مدیریت خطر در پروژههای بزرگ و تلاشهای
صورت گرفته برای شناسایی، ارزیابی و دستهبندی این خطرات،
حاکی از آن است که پروژهها با شبکه (گراف) به هم
پیوستهای از خطرات بالقوّه و آسیبهای ناشی از آنها
مواجه هستند. در این شبکه هر خطر میتواند منشاء چندین خطر
ثانوی دیگر یا خود ماحصل بروز چندین خطر و آسیب اولیه
باشد. از این رو هر تلاشی برای نمایش سلسلهمراتبی خطرات
یا افراز آنها در قالب طبقات و گروههای مجزا صرفاً
نمایشی مقطعی از برشهای عمودی یا افقی بر روی این شبکه
خواهد بود. ضرورت ارائه این قبیل برشها که ذاتاً ناکامل و
ایستا هستند به جهت فراهم آمدن شناخت از چیستی و چگونگی
بروز عناصر خطر موجود در حوزه دید و کشف یا استنباط ارتباط
بین آنهاست. تنها در صورت حصول و توسعه چنین شناختی است
که تشکیل خودکاره متناظر (ماشین انتقال حالت) و تلاش برای
تبدیل یا کمینهسازی آن در راستای شناسایی خطرات همارز و
دستهبندی مطلوب نهایی میسر خواهد شد. آنچه که در این
مقاله عرضه شده است یکی از آن دست برشها است که امید است
در حصول شناخت مورد اشاره مؤثر واقع شود.
جدول شماره 2 لیستی از انواع خطراتی که مبنای دستهبندی
بودهاند و نیز تعداد خطرات شناسایی شده ذیل هر دسته از
خطرات را ارائه کرده است. به لحاظ تعدادی، دستههای
مدیریتی و انسانی پرخطرترین و دستههای سیاسی و تاریخی کم
خطرترین هستند. این دیدگاه گرچه حوزههای پرخطر که طبعاً
به خاطر تعدد عوامل، احتمال بروز بیشتری را نیز شامل
میشوند مشخص میکند امّا لزوماً در بردارنده اهمیت و شدت
اثر خطرات نیست و چه بسا که از این زاویه عوامل خطر
پراهمیتی نظیر عوامل راهبردی چندان به چشم نیایند. از
اینرو ارزیابی، اعتبارسنجی و ارزشگذاری یا وزندهی خطرات
در هر پروژه یا طیف مشخصی از پروژهها ضروری است. علاوهبر
این باید تأكید كرد كه تعدد و تنوع خطرات یا آسیبهای ناشی
از آنها تنها عامل تعیینكننده وزن و اعتبار عوامل خطر
نبوده بلكه باید پارامترهای فراوانی از جمله نوع و دامنه
كاربرد، ابعاد پروژه و شرایط اجرای آن، سیاستهای مدیریت
پروژه و مدیریت خطر مقتضی، میزان تجربه و بینش نیروی
انسانی، سازمان مدیریتی و اجرایی پروژه، احتمال و فركانس
بروز شرایط خطر و نظایر آن نیز مدنظر قرار گیرند.
باید توجه داشت که برخی عوامل خطر شناسایی شده به دلیل
نشأت گرفتن از حوزههایی خارج از دامنه و برد اجرای پروژه
لزوماً قابل کنترل و پیشگیری نیستند که از آن جمله میتوان
به اغلب عوامل خطر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اشاره کرد. در
مواردی به منظور سادهسازی مسأله میتوان عواملی از این
دست را در قالب کلیتری تحت عنوان عوامل محیطی دستهبندی
نموده و خارج از طرحهای مدیریت خطر قرار داد.
جدول 2: دستهبندی نوعی و تعدادی خطرات |
نوع خطر |
تعداد |
مدیریتی |
17 |
انسانی |
14 |
مهندسی |
11 |
روانشناختی |
9 |
فنی |
9 |
قانونی و حقوقی |
9 |
راهبردی |
8 |
ماهوی |
4 |
مالی |
3 |
آماری |
3 |
فرهنگی |
3 |
اجتماعی |
3 |
اقتصادی |
2 |
سیاسی |
1 |
تاریخی |
1 |
|
پیشنهاد
آنچه مسلم است اینکه لیست ارائه شده، نیازمند بازبینیها
و پالایشهای متعدد و دقیقتر است و از آنجا که بعضاً برخی
موارد اشاره شده به تنهایی میتواند منشاء و منظور
تجربیات، تحقیقات یا حتی مقالات و کتب مستقلی در حوزههای
مختلف باشد لذا از ماهیتی پویا و متغیر و در عین حال
تکاملپذیر برخوردار است. از همین رو به منظور اجتناب از
بروز انشعابات مختلف که به طور طبیعی محدود به دانش،
تجربه، علائق و سلیقههای فردی یا گروهی است و عمدهترین
عامل عدم دستیابی به یک استاندارد فراگیر به شمار میرود و
نیز ایجاد تمرکز و اعمال نظارت کافی جهت هدایت تجارب و
پژوهشهای مرتبط، پیشنهاد میشود گروهی تخصصی جهت تدوین
استاندارد طرح مدیریت خطرات و آسیبها تشکیل شود. این گروه
تخصصی میتواند استاندارد حاصل را بهعنوان یکی از
استانداردهای مهم در فرایند تولید و توسعه نرمافزار، جهت
افزوده شدن در مجموعه استانداردهای نماتن پیشنهاد نماید.
|