|
مقدمه
«ضریب هوشی و ثروت کشورها» 1 نام کتاب بحث انگیزی است که در سال 2002 منتشر گردیده است. نویسندگان این کتاب دکتر ریچارد لین 2، استاد روانشناسی دانشگاه اولستر در ایرلند شمالی، و دکتر تتو ونهانن 3، استاد علوم سیاسی دانشگاه تمپر 4 در فنلاند هستند. بحث اصلی این کتاب این است که تفاوتهایی که در درآمد ملی کشورها (در قالب سرانه تولید ناخالص داخلی) وجود دارد با تفاوت در میانگین ضریب هوشی ملی 5 آنها وابستگی دارد. نویسندگان کتاب، تلاش کردهاند نشان دهند که ضریب هوشی یکی از عوامل مهم در تفاوتهای موجود بین ثروت ملی و ضریب رشد اقتصادی کشورهاست، هرچند تنها عامل تعیین کننده این تفاوت نیست. دادهها، روشگان 6 ونتیجهگیریهای این کتاب مورد انتقاد برخی صاحبنظران قرار گرفته و کتاب «ضریب هوشی و نابرابری جهانی» 7 که در سال 2006 به چاپ رسید در واقع دنباله کتاب دکتر لین و دکتر ون هانن است.
طرح اصلی
کتاب شامل محاسبه میانگین ضریب هوشی 81 کشور است. نویسندگان کتاب، این محاسبه را براساس تحلیلهایشان از گزارشهای منتشر شده بهعمل آوردهاند. آنها نرخ رشد اقتصادی و سرانه تولید ناخالص داخلی کشورها را از سال 1950 تا 1990 مورد بررسی قرار داده و مشاهدات خود از وابستگی ضریب هوشی ملی به این عوامل را گزارش کردهاند. طبق محاسبات آنها، ضریب همبستگی ضریب هوشی با سرانه تولید ناخالص داخلی 82/0 و با نرخ رشد اقتصادی 64/0 است.
نویسندگان کتاب بر این عقیدهاند که تفاوت میانگین ضریب هوشی بین ملّتها، هم به دلیل عوامل ژنتیکی و هم عوامل اقتصادی است. آنها همچنین عقیده دارند که تولید ناخالص داخلیِ پایین، باعث ضریب هوشی پایین میگردد و برعکس.
نویسندگان کتاب گفتهاند که مسئولیت اخلاقی کشورهای غنی و با ضریب هوشی بالاست که به کشورهای فقیر و با ضریب هوشی پایین، کمک مالی کنند، درست همانطور که شهروندان غنی وظیفه دارند به یاری شهروندان فقیر بشتابند.
کتاب «ضریب هوشی و ثروت کشورها» با وجودیکه مورد انتقاد جدّی واقع شده امّا تاکنون بارها در مجلات و روزنامههای معتبری نظیر تایم مورد استشهاد قرار گرفته است. این کتاب بهویژه در کشور فنلاند با استقبال گستردهای روبرو گردیده زیرا دکتر تتو ونهانن، یکیاز نویسندگان آن، پدر متی ونهانن نخست وزیر این کشور است.
برآورد ضریب هوشی ملّی
کانون اصلی کتاب، جدولی است که لین و ونهانن بهعنوان میانگین ضریب هوشی کشورهای جهان ذکر کردهاند. آنها به جای آنکه خود به مطالعه ضریب هوشی بپردازند (که پروژه بسیار بزرگی میتواند باشد)، به مطالعات موجود در این زمینه و تنظیم آنها پرداختهاند.
برای 104 کشور از 185 کشور مورد مطالعه، مطالعات قبلی وجود نداشت. در این موارد، نویسندگان کتاب از مقادیر ضریب هوشی همسایگان آن کشورها و یا کشورهای مشابه آنها میانگین گرفتهاند. برای مثال، نویسندگان کتاب با میانگین گرفتن از مقادیر 79 و 88 که به ترتیب برای گواتمالا و کلمبیا محاسبه کردهاند، به عدد 84 برای السالوادور رسیدهاند.
برای بهدست آوردن ضریب هوشی آفریقای جنوبی، نویسندگان کتاب از مطالعات ضریب هوشی بر روی قومیتهای مختلف این کشور میانگین گرفته و به عدد 72 رسیدهاند. ضریب هوشی کلمبیا، پرو و سنگاپور نیز به همین ترتیب به دست آمده است. در برخی موارد هم ضریب هوشی یک کشور از طریق میانگین گرفتن از ضریب هوشی کشورهای غیرهمسایه با آن به دست آمده است. مثلاً ضریب هوشی قرقیزستان از میانگین ضریب هوشی ایران و ترکیه، که هیچکدام همجوار با قرقیزستان نیستند، حاصل گشته و ضریب هوشی چین که همجوار با قرقیزستان است در نظر گرفته نشده است. این امر بدان دلیل بوده است که گروههای قومی آن منطقه به زبانهای فارسی و ترکی صحبت میکنند نه چینی.
موارد خاص
در برخی موارد، تولید ناخالص داخلی با ضریب هوشی پیشبینی شده تناسب ندارد. در این موارد، نویسندگان کتاب چنین اظهار کردهاند که تفاوت در تولید ناخالص داخلی به دلیل تفاوت در منابع طبیعی و اینکه آن کشور دارای اقتصاد «برنامهریزی شده» یا «بازار» میباشد بوده است.
یک نمونه از این کشورها قطر است که ضریب هوشی این کشور بنابر تخمین لین و ونهانن در حدود 78 میباشد درحالیکه سرانه تولید ناخالص داخلی آن بسیار بالا و در حدود 17000 دلار است. نویسندگان کتاب توضیح دادهاند که تولید ناخالص داخلی قطر به دلیل منابع نفتی گسترده میباشد. به طریق مشابه، نویسندگان کتاب فکر میکنند که رشد اقتصادی کشور آفریقایی بوتسوانا که ظرف چند دهه گذشته دارای سریعترین رشد اقتصادی در جهان بوده است، بهخاطر منابع عظیم الماس در این کشور است.
نویسندگان کتاب عقیده دارند که سرانه تولید ناخالص داخلی چین که در حدود 4500 دلار است به دلیل استفاده از سیستم اقتصادی کمونیستی است. نویسندگان کتاب پیشبینی کردهاند که کشورهای کمونیستی، که به اعتقاد آنها دارای ضریب هوشی نسبتاً بالایی هستند، در صورت روی آوردن به اقتصاد بازار، رشد چشمگیری در سرانه تولید ناخالص داخلی به دست خواهند آورد. روند اخیر در اقتصاد چین و ویتنام ظاهراً مؤید این نظریه است زیرا تولید ناخالص داخلی آنها از زمانیکه به تحولات اقتصادی روی آوردهاند به سرعت افزایش یافته است. کشورهای ژاپن و کره جنوبی نیز علیرغم ضریب هوشی بالا، هنوز از بسیاری از کشورهای غربی دارای سرانه تولید ناخالص داخلی پایینتری هستند.
دو استثنای عمده در این میان، ایرلند و آمریکا هستند. ایرلند، با میانگین ضریب هوشی 93، پس از لوکزامبورگ، نروژ و آمریکا، بالاترین سرانه تولید ناخالص داخلی جهان را داراست. آمریکا نیز با ضریب هوشی 98 دارای سومین سرانه تولید ناخالص داخلی در جهان و با اختلاف زیاد، پرجمعیتترین کشور در بین 10 کشور ثروتمند جهان است. هر دو این کشورها دارای ضریب هوشی پایینتری نسبت به کشورهایی نظیر کره جنوبی، تایوان و آلمان هستند درحالیکه سرانه تولید ناخالص داخلی آنها 5/1 برابر بیشتراز این کشورهاست.
جدول ضریب هوشی کشورهای جهان
دکتر ریچارد لین و دکتر تتو ونهانن براساس یافتههای خود، ضریب هوشی 81 کشور جهان را به ترتیب زیر اعلام کردهاند:
رتبه |
نام کشور |
ضریب هوشی |
1 |
هنگکنگ |
107 |
2 |
کره جنوبی |
106 |
3 |
ژاپن |
105 |
4 |
تایوان |
104 |
5 |
سنگاپور |
103 |
6 |
اتریش |
102 |
7 |
آلمان |
102 |
8 |
ایتالیا |
102 |
9 |
هلند |
102 |
10 |
سوئد |
101 |
11 |
سوییس |
101 |
12 |
بلژیک |
100 |
13 |
چین |
100 |
14 |
نیوزیلند |
100 |
15 |
بریتانیا |
100 |
16 |
مجارستان |
99 |
17 |
لهستان |
99 |
18 |
استرالیا |
98 |
19 |
دانمارک |
98 |
20 |
فرانسه |
98 |
21 |
نروژ |
98 |
22 |
آمریکا |
98 |
23 |
کانادا |
97 |
24 |
چک |
97 |
25 |
فنلاند |
97 |
26 |
اسپانیا |
97 |
27 |
آرژانتین |
96 |
28 |
روسیه |
96 |
29 |
اسلواکی |
96 |
30 |
اروگوئه |
96 |
31 |
پرتقال |
95 |
32 |
اسلونی |
95 |
33 |
اسراییل |
94 |
34 |
رومانی |
94 |
35 |
بلغارستان |
93 |
36 |
ایرلند |
93 |
37 |
یونان |
92 |
38 |
مالزی |
92 |
39 |
تایلند |
91 |
40 |
کرواسی |
90 |
41 |
پرو |
90 |
42 |
ترکیه |
90 |
43 |
اندونزی |
89 |
44 |
سورینام |
89 |
45 |
کلمبیا |
89 |
46 |
برزیل |
87 |
47 |
عراق |
87 |
48 |
مکزیک |
87 |
49 |
ساموآ |
87 |
50 |
تونگا |
87 |
51 |
لبنان |
86 |
52 |
فیلیپین |
86 |
53 |
کوبا |
85 |
54 |
مراکش |
85 |
55 |
فیجی |
84 |
56 |
ایران |
84 |
57 |
جزایر مارشال |
84 |
58 |
پورتوریکو |
84 |
59 |
مصر |
83 |
60 |
هندوستان |
81 |
61 |
اکوادور |
80 |
62 |
گواتمالا |
79 |
63 |
باربادوس |
78 |
64 |
نپال |
78 |
65 |
قطر |
78 |
66 |
زامبیا |
77 |
67 |
کنگو |
73 |
68 |
اوگاندا |
73 |
69 |
جاماییکا |
72 |
70 |
کنیا |
72 |
71 |
آفریقای جنوبی |
72 |
72 |
سودان |
72 |
73 |
تانزانیا |
72 |
74 |
غنا |
71 |
75 |
نیجریه |
67 |
76 |
گینه |
66 |
77 |
زیمبابوه |
66 |
78 |
زئیر |
65 |
79 |
سییرالئون |
64 |
80 |
اتیوپی |
63 |
81 |
گینه استوایی |
59 |
پی نوشت
بد نیست بدانید که ضریب هوشی انسان معمولی بین 85 تا 115 است و این رقم در انسانهای نابغه بین 155 تا 200 قرار دارد. برای مثال، ضریب هوشی گالیله را 180 تخمین میزنند و ضریب هوشی بیل گیتس، بنیانگذار شرکت نرمافزاری مایکروسافت، 160 است.
باهوشترین انسان تاریخ، ویلیام جیمز سایدیس آمریکایی با ضریب هوشی 250 بوده است. او در سال 1898 به دنیا آمد، در یک سالگی نوشتن را یاد گرفت، در 5 سالگی به 5 زبان رایج دنیا تکلّم میکرد و در 11 سالگی استاد دانشگاه هاروارد شد. او سرانجام در سال 1944 در 46 سالگی درگذشت.
ترجمه ابراهیم نقیبزاده مشایخ
منبع
IQ and the Wealth of Nations ٭
www.wikipedia.com
1. IQ and the Wealth of Nations
2. Richard Lynn
3. Tatu Vanhanen
4. Tampere
5. national Intelligence Quotient (IQ)
6. methodology
7. IQ and Global Inequality
|