انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران
گزارش کامپیوتر شماره 234, ویژه مرداد و شهریور ماه 96 منتشر شد. دوشنبه  ٢٩/٠٨/١٣٩٦ ساعت ٠٧:١٤
 

آداب و اخلاق زیست در فضای مجازی
سید ابراهیم ابطحی
عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر، دانشگاه صنعتی شریف
پست الکترونیکی:  abtahi@sharif.edu


 

مقدمه
ماهنامه رشد مدرسه فردا از مجموعه مجلات رشد (www.roshdmag.ir)  از نشریات دفتر انتشارات و تکنولوژی آموزشی، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، وزارت آموزش و پرورش که به عنوان ماهنامه‌ای آموزشی، تحلیلی و اطلاع‌رسانی برای معلمان، کارشناسان فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزش و پرورش و دانشجویان تربیت معلم در شمارگان کاغذی قابل توجه و در عین حال به شکل الکترونیکی منتشر می‌شود، در شماره اخیر خود شماره پی در پی 67، دوره نهم، بهمن ماه 1391، مصاحبه مکتوبی با نگارنده در زمینه آداب فناوری اطلاعات انجام داده و منتشر کرده است که در دیدگاه این شماره با حذف پرسش‌ها و جایگزینی عناوین حاوی مفهوم آن‌ها، جهت اطلاع اعضای محترم انجمن و خوانندگان گرامی نشریه گزارش کامپیوتر نقل می‌گردد.

حكم اخلاقی در فضای مجازی 
در فضای گزینههای رفتاری ممكن، همه رفتارهای ما، چنانچه آزادانه و با اختیار (به عنوان شروط لازم و مسئولیتزای فعل اخلاقی هر كنشگر) صورت گیرند، ماهیتی اخلاقی دارند. اخلاق در فضای مجازی نیز نظیر اخلاق رایانهای، شاخهای از اخلاق كاربردی تلقی میشود كه در این فضای رفتاری فناورانه، مشابه زندگی واقعی جاری و ساری است.
داوری اخلاقی، چه در عالم واقع و چه در عالم مجاز، به چارچوب اخلاقی برگزیده شده، برمیگردد. هنجارهای اخلاقی بر مبنای فضیلت یا رذیلت شمردن گونه یا ثمره رفتار، آن را متصف به خوبی و بدی (از منظر چارچوب اخلاق مورد ارجاع) میكنند. امروزه كنشگران حاضر در فضای مجازی، علاوه بر گزینههای رفتاری معمولی (كه عیناً یا با شباهت زیاد با رفتار و نتایج رفتاری در جهان واقعی قابل مقایسهاند)، در معرض انواع جدیدی از

گزینههای رفتاری پرجاذبه، تسهیلگر، فرصتساز و در عین حال احتمالاً تهدیدكننده و خطرآفرین در گسترهای بسیار وسیع با كنشگرانی جهانی هستند. در این میان از منظری خوشبینانه، تكثر نظامات اخلاقی متعاملین جهانی، داوری اخلاقی را به چالش میكشد و از منظری واقعبینانه، فرصتی گسترده و اغواگر در اختیار كنشگرانی قرار میدهد كه قصد دارند در كنار افرادی با اهداف مجرمانه، این فضا را به ویژه در شرایط شكاف رقمی (digital gap) برای گروههای آسیبپذیری نظیر كودكان، نوجوانان و جوانان پر آسیب سازند. از منظری آیندهنگرانه نیز، فضای مجازی بدون تدابیر آدابی در شرایط تبدیل این دستاورد فناورانه به رسانه، میتواند طلیعه گونههای جدید تقابل دولتها باشد در قالب آنچه امروزه «جنگ نرم» نامیده میشود.
بد نیست اشاره شود كه با فرض مقوله اخلاق به عنوان نظام ارزشی داوری رفتاری (moral) ، امروزه در فضای مجازی، آداب (ethics) از ارزش كاربردی و آموزشی بیشتری برخوردارند زیرا در ادامه و استمرار قانون و بدون تعارض با آن، شامل قواعد توافقی همه ذینفعان و كنشگرانی است كه میتوانند بالقوه در معرض آسیب یا آسیبهای احتمالی این فضای فناورانه قرار گیرند. از سوی دیگر، داوری اخلاقی رفتار در فضای مجازی، در بسیاری موارد نوشدارو بعد از مرگ سهراب است و به درد قانون‌گذاران برای تدوین قوانین و مجازات بازدارنده (با كمینه خسارت اولین موارد وقوع)، بدون قابلیتهای پیشگیرانه میخورد. آموزش اخلاق فناوری اطلاعات در قالب پیشداوریهای مستدل و بستههای آدابی راهنما، راهحل مناسبی جلوه میكند. زیرا همانگونه كه كرانبرگ در مورد فناوری میگوید: «فناوری نه خوب است و نه بد، اما قطعاً خنثی نیست.»
برای كاستن از پیامدهای منفی بهكارگیری فاوا (فناوری اطلاعات) و حضور در «فضای مجازی» به نظر میرسد توافق بر بستههای آدابی با ذینفعان و كنشگران و ترویج آنها، راهحلی عملی، حداقل در حوزه آموزش و ترویج باشد. این امر میتواند با اجماع در جلسات برنامهریزی شده اولیا و مربیان مدارس شكل گیرد و علاوه بر تبیین مسئولیتهای ناگزیر این دو گروه در این موارد، به دانشافزایی و مسئولیتپذیری بیشتر آنان بینجامد. از این طریق، دو نگاه كم ثمر نفی فناوری یا ولع مصرف آن میتواند با تدبیر در ثمرافزایی و زیانكاهی آن جایگزین شود. این فعالیت را میتوان با تدابیر مقابله با مجرمین در فضای مجازی در واحدهای اجرایی و چارهاندیشیهای قانونی در واحدهای تقنینی و اعمال قانون در واحدهای قضایی تكمیل كرد.
اما بستههای آدابی را میتوان در هر دو موضع ثمرافزایی (با ترویج نحوه بهرهگیری مفید از فرصتهای ناشی از نقاط قوت در فضای مجازی) و زیان‌كاهی (با ترویج راهكارهای مقابله با تهدیدات ناشی از نقاط ضعف این فضا) تدوین كرد تا تنها جنبه بازدارنده (كه ولعآفرین است) نداشته باشند. پیچیدگی اینجاست كه فرصتها و تهدیدها در فضای مجازی چنان در هم آمیختهاند كه به نظر نمیرسد جداسازی آنها جز از طریق آگاهی، هوشیاری، عقلانیت و اخلاق اغواگریز كنشگران میسر باشد. البته نباید فراموش كرد كه اندازه جمعیتی حاضران در فضای مجازی حتی با معیارها و جداول نرخ جرائم نسبت به اندازه جمعیتی، حجم رو به افزایشی از جرائم و آسیبها را در راه دارد. برای مثال، در توصیف امتزاج فرصت و تهدید به شكل كاملاً در هم تنیده، میتوان به مفهوم، قابلیت و امكان «گمنامی» در فضای مجازی اشاره كرد. این امكان که به شدت مورد استقبال كاربران فضای مجازی است، پاسخی پرفرصت به آنها برای غلبه بر فاصله هویت واقعی و هویت جعلی طلب شده توسط محیط خانوادگی و اجتماعی، با هویت واقعی یا مطلوب آنان میدهد. حتی امكان تعدد این هویت، امكان جولان آسان در فضای خواستهها و رویاها را به آنان می‌دهد. این امكان در كنار گریز ناگزیر به فضای مجازی، به علت پرخطری و ممانعتهای عرفی موجه از شكلگیری روابط از سرتفنن در جهان واقعی، ممكن است این كنشگران را در تماس با تبهكارانی قرار دهد كه میتوانند سهواً یا عمداً به آنها آسیب بزنند. خودكشی سه دختر نوجوان به علت هتك حیثیت در فضای شبكههای مجازی از طریق نشر تصاویر ناشایست اخذ شده در شرایط اغوا از آنها در كانادا، در سال جاری (2012)، مثالی واقعی از این مورد است. آمار «پلیس فتا» در ایران در روزنامهها هم، به سهم یك سومی این مورد، در بین موارد جرم در فضای مجازی در ایران اشاره دارد.

مباحث مناسب آموزش اخلاق فناوری در دورههای گوناگون تحصیلی  پیش‌دانشگاهی  
آداب فضای مجازی با ماهیت آیندهنگر (به عنوان مكمل نگاه گذشتهگرای قانون كه تنها پس از وقوع كمیته یك رفتار مجرمانه واقع و شناسایی شده، با تعیین مجازات از تكرار آن میكاهد) و پیشگیرانه میتواند ابزاری برای كاهش آسیبهای ناشی از حضور در فضای مجازی شود. بهكارگیری واژه آداب به جای اخلاق نباید تنزل این مفهوم تلقی شود؛ زیرا تعهد آداب به عدم مغایرت با قانون و عدم امكان تعارض با نظام اخلاقی جامعه و تعهد به بهرهگیری از آن در داوریهای اخلاقی، هر شبههای را میزداید. در حالیكه ماهیت توافقی آداب، ضمانت محكمتری برای اجرای آن به بار میآورد. به ویژه برای نسل نو كه به علل گوناگون در مواردی، زبان اخلاق را، توصیهگر، نصیحتگونه و گاه سهواً غیرمدلل میانگارد، واجد جاذبه‌های بیشتری است. اما دشواری در اندازه جهانی، به ثمر ننشستن طرح اخلاق جهانی است، هر چند در اندازه ملی هم به مناسبسازی الگوهای موفق و رایج فراملی كماكان نیاز داریم.

ضرورت ارائه درسی با عنوانی نظیر «بهداشت و آداب فناوری اطلاعات» مدتهاست احساس میشود و تأخیر در عدم برنامهریزی برای ارائه آن پرآسیب است. در این درس میتوان از الزامات ضوابط بهداشتی كار كمآسیب با رایانه و فناوریهای رایانهای آغاز كرد و تا هشدار در زمینه خطر اعتیاد به رایانه و بازیهای رایانهای، اینترنت و زندگی دوم پیش رفت. نگاه ایجابی به جای منظر سلبی و اشاره آغازین به فرصتها و یادآوی پسین تهدیدات، میتواند به جاذبه یادگیری این مفاهیم در نسل نو منجر شود. بخش دوم مفاهیم مطروحه میتواند به اخلاق و آداب فناورانه و ترویج بستههای آدابی با مثالهای ملموس و روزمره با آمار و اطلاعات واقعی در ایران و جهان همراه باشد، تا ضمن اشاره به آسیبها، ضرورت آدابدانی نسل نو را در مصرف این فناوری ترویج كند. حتی این درس میتواند زمینهساز اصلاح برخی از رفتارهای تاریخی قانونگریزانه نسل نو و ایجاد علاقه به آدابدانی به عنوان یك فضیلت در آنان شود.

دوره‌ها و پایه‌های مدرسه‌ای مناسب  آموزش‌های عمومی این مفاهیم
تعیین دقیق سطح مناسب آموزش به مطالعه مستقل و كسب نظر كارشناسان آموزش و پرورش نیاز دارد، اما آموزش مقدماتی این مباحث میتواند از سالهای میانی دبستان آغاز و در سالهای اول دبیرستان تكمیل شود. دلیل این امر كاهش سن شروع به كار با رایانه در ایران و استفاده نسبتاً گسترده و مفید از فناوریهای رایانهای در زندگی روزمره ماست.

آموزش‌های متناظر مناسب متولیان امر تعلیم و تربیت (معلمان، مربیان و مسئولان آموزش و پرورش) در این زمینه‌ها
آموزش آنها در اولویت قرار دارد و بهنظر میرسد هماكنون هم برای آغاز این كار دیر است. متأسفانه تجربه اخیر من در زمینه آمادگی این گروه برای آغاز این آموزشها در دو مؤسسه بزرگ و موفق آموزشی امیدواركننده نیست. متولیان این مؤسسات ضمن تعلق خاطر به این مضامین و دانش اولیه درباره آنها و اعلام آمادگی داوطلبانه برای مواجهه پیشگیرانه برای حل دشواریهای در راه، شاید بهدلیل تصور عدم امكان جلب مشاركت همه ذینفعان (شامل مدیران، معلمان، اولیای دانشآموزان، دانشآموزان و فارغالتحصیلان) در اجرای مشاركتی طرحهای راهحل، هنوز به تصمیمگیری برای اقدام اجرایی نرسیدهاند.
این در حالی است كه گروهی عقیده دارند نهادهایی اجتماعی نظیر آموزش و پرورش چنانچه واقعیات را نبینند و متناسب با آنها راهبردهایی اتخاذ نكنند، ممكن است به علت كاهش اثربخشی عملاً كاركردهای خود را از دست بدهند. شاید به دلیل عدم اشراف بر این وقایع است كه ما بهعنوان نسل پیشین و اولیای این دانشآموزان، به جز نقد تحقیرآمیز منفعلساز آنان و آنان بهجز تبعیت صوری از خواستههای دركنشدنی ما، چارهای ارتباطی در تعاملاتمان نداریم. گروهی معتقدند مدل ارتباطی مورد استفاده نسل نو از بنیاد با مدل نسل پیشین متفاوت و درك آن برای بسیاری از عموم مردم دشوار است. این موضوع میتواند از علل پایه تفاوت نسلها در جهان امروز باشد. اشاره به تنها یك ویژگی در این میان می‌تواند گوشهای از این تفاوتهای بنیادین و آثار آتی آن را بازنماید. كافی است مدل كهن ارتباطی با خیل كنشگران در حضور یك رسانه بالقوه جبار (كه مدل آموزشی كلاس درس سنتی و استفاده از رسانههای یك‌طرفه نظیر رادیو و تلویزیون، پیادهسازیهایی از آن هستند) را، با اختیار و امكان حضور داوطلبانه و آنی كنشگران جوان كه با یك تقه (click) بر موش (mouse) ، در فضای مجازی با همه گزینههای رسانهای و ارتباطی آن حضور مییابند، مقایسه كنید. چگونه میتوان این فاصله را پر كرد؟ به یادگیری الكترونیكی فكر میكنید؟ آمارها نشانی از توفیق چشمگیر این فناوری ندارند.
داستان پیچیدهتر میشود وقتی به دشواریهای خاص مدل ارتباط ایرانی بپردازید و به راههایی برای كاهش این فاصله بیندیشید كه در پژوهش‌های در دست انجام ما كمتر نشانی از آنها مشاهده میشود (برای آگاهی از برخی از ویژگیهای مدل ارتباط ایرانی میتوان به كتاب ارزنده پژوهشگر برجسته، دكتر مهدی محسنیانراد، بهنام ریشههای فرهنگی ارتباط در ایران، از انتشارات چاپار در سال 1387 رجوع كرد). به این موارد بیفزایید اقبال عظیم جوانان در جهان را به شبكههای اجتماعی (هر چند اینك به لحاظ نرخ رشد در حال افول هستند و این موضوع به تحلیلی جداگانه نیاز دارد) و تبدیل زندگی دوم (second life) از یك بازی شبیهسازی به بدلی از جهان واقعی با جمعیتی كه بهعلت امكان تعدد هویت شهروندان میتواند حتی به لحاظ اندازه جمعیتی بسیار بزرگتر از جهان واقعی باشد، جهانی كه واحد پول معاملاتی مستقل قابل تهیه از بانكها دارد، دانشگاههای معتبر جهان در آن شعبه دارند، كشورها در آن سفارتخانه باز كردهاند، میلیونر دارد و تظاهرات شهروندی چندی پیش آن را، مخالفان ممنوعیت قمار در زندگی دوم سازماندهی كرده بودند. آن هم در شرایطی كه فناوری جهان مجازی كه نه برحسب نیاز، بلكه نیازآفرینی ترویج شده، به گونهای با زندگی روزمره جوامع در هم تنیده است كه حذف آن در حد ناممكن عقلی جلوه میكند.

از سوی دیگر، امروز حتی مفاهیمی نظیر متافیزیك جهان مجازی و عدم تجسد و تبعات آن در ارتباطات نوین، دیگر موضوعات چندان تازهای نیستند و در فضای مجازی بسیاری از مفاهیم پایه اخلاقی و آدابی نظیر حقوق فكری و حفظ حریم شخصی از نظر امكان اجرا به چالش كشیده شدهاند. این همه دشواریهای زمانه ما در بهرهگیری كم آسیب از این فناوریها، ضرورت كمك به ترویج آدابدانی در این حوزهها را مسجل می‌كند. نقطه قوت و فرصت در این جهان، رجعت متفكران واقع‌بین جامعه مدرن از برخورد تخریبی (بدون پیشنهاد جایگزین كاراتر) با نهادهای ثمربخش سنتی و پذیرش نقش سرمایه اجتماعی برای نهادهایی نظیر اخلاق و دین است.

آموزش اخلاق در دنیای فناوری:  اطلاع از قوانین و مقررات یا  خواندن و دانستن ضوابط  
از طریق همه موارد فوق به اضافه ترویج آدابدانی مقصود حاصل میشود. به این ترتیب، ضمن ایجاد تفاهم بین همه ذینفعان بر اساس عقلانیت نقدپذیر و تكیه بر اصول طلایی اخلاق عرفی مورد توافق همگان برپایه مدلهای همهجانبهنگری، نظیر «مدل منطق موقعیت»، میتوان به تفاهماتی پایا و ماندگار در مورد آداب لازمالرعایه، در پی آن،  به قوانین مورد قبول در چارچوب اخلاق عرفی و شرعی پایدار و پردوام جامعه رسید.

یک انتقاد از نشریه مدرسه فردا : ویژه‌نامه نگاره‌سازی رقمی محتوای قابل توجهی هم داشت، اما زبان فارگلیش آن برای خوانندگان بسیار آسیب رسان است. زحمت‌کشان فرهیخته و فرهنگ‌ساز این نشریه حتماً واقفند که افزایش تسلط زبانی برای همگان به گسترش حوزه‌های فکری به علت فراهم‌سازی امکان گسترش ارتباط با دیگران می‌انجامد. تسلط بر زبان مادری می‌تواند در حوزه‌های فنی امکان انتقال فناوری را در جامعه فراهم آورد و در زمینه فناوری‌های رقمی به کاهش شکاف یا فاصله رقمی بین فن سالاران و عامه مردم منجر شود. با وجود قابلیت بالقوه زبان فارسی برای تولید واژگان فارسی و امکانات بالفعل آن در حوزه فناوری‌های رایانه‌ای که موجود و در دسترس است (مثلاً در فرهنگستان ادب و زبان فارسی یا با استفاده از واژه‌نامه انجمن انفورماتیک ایران ( ،  از فرهیختگان آمورش و پرورش ارتکاب این عمل پرآسیب پذیرفتنی نیست.

هر ویراستار زبان‌شناس قائل به تحلیل فوق می‌تواند ارزش‌های اثربخشی نشریه شما را چند برابر سازد و با تدوین راهنما و دستورالعمل فارسی نویسی و فارسی خوانی برای خوانندگان و نویسندگان شما، این کمبود را برطرف کند. از تبعات وضع موجود، در آموزش دانشگاهی تعلق خاطر بی‌دلیل دانشجویان برای به‌کارگیری مغلوط واژه‌های فنی به زبان بیگانه و نگاه سخره‌آلود از سر کم‌دانی آن‌ها به معادل‌های زیبا و پر معنای این واژه‌ها در زبان فارسی است که برای ما به معضلی تبدیل شده است. هر چند کتاب‌های رایانه‌ای آموزش و پرورش در هنرستان‌های رایانه به درجاتی از این نقص مبرا هستند، اما کتاب آموزش سوم دبیرستان به شدت از این آفت رنج می‌برد و به اصلاحات عاجل نیاز دارد.