انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران
گزارش کامپیوتر شماره 234, ویژه مرداد و شهریور ماه 96 منتشر شد. دوشنبه  ٢٩/٠٨/١٣٩٦ ساعت ١١:١٦
 

   حقوق بشر دیجیتال

ترجمه: دکتر فریده مشایخ
پست الکترونیکی: f.mashayekh@pedagogy.ir


 

 جهان دیجیتال گسترده‌ای خلق شده است که فهم آن فراتر از درک ما است. برای درک این گستردگی تصور کنید: در سال 2012 میلادی سیستم نشانی‌های اینترنت IPv6 تعداد 1038x 4/3 نشانی، یعنی حدود 1028x 8/4 نشانی برای هر فرد، در سطح کره زمین ایجاد  نموده است. در حال حاضر این سیستم به 5 میلیارد دستگاه متصل به اینترنت مشغول خدمات رسانی است.پیش بینی می‌شود این تعداد درسال میلادی2020 به 22 میلیارد  برسد.
اشکال عمده این انفجار اتصالات در ایجاد ظرفیت اتصال نیست، بلکه در مدیریت آن است. ما باید به پرسش‌‌های عمده در باره شیوه زندگی خود پاسخگو باشیم. آیا تمامی ساکنان کره زمین باید مدام در اتصال باشند؟ چه کسی کدام داده‌ها را در اختیار دارد؟چگونه اطلاعات باید به اطلاع عموم برسد؟ آیا قانونمند کردن داده‌ها امکان پذیر است؟ اگر، بله، چگونه؟ و نقش دولت، شرکت‌ها، و کاربران معمولی اینترنت در چاره جویی این مشکلات، چه می‌تواند باشد؟
نسبت به این پرسش‌ها نمی‌توان بی‌توجه ماند. در حالی که جهان دیجیتال در حال گسترش است و اعتماد نسبت به استفاده از داده‌های شخصی در حال فروپاشی است. نظارت بر داده‌ها، به افزایش نگرانی افکار عمومی انجامیده است. حتی، بی‌اعتمادی نسبت به سازمان‌های دولتی رو به افزایش است. مجادله شرکت‌های بخش خصوصی  بر سر  داده‌های شخصی مشتریان خود، به پیدایش جنبش مطالبه برای «بازگرداندن حریم به زندگی شخصی» انجامیده است. در مجمع جهانی اقتصاد نیز اخیرا اشاره شد: «هرچه بیشتر(به شبکه اینترنت) وصل باشیم، بیشتر از حریم زندگی شخصی خود چشم‌پوشی نموده‌ایم.»
به رغم ملاحظات یاد شده، ما می‌توانیم، جهان رایانه‌ای آینده خود را،  با حفظ امنیت داده‌ها و اعتمادسازی در میان میلیاردها کاربر برخط، در حال و آینده، شکل دهیم. حفظ امنیت، مستلزم آن است که بازیگران اینترنت به استقرار نوعی نظام حاکمیت بپردازند. سازمان‌هایی مانندICANN) ) می‌توانند پوشش جهانی خود را گسترش دهند ولی همزمان باید از خود  در مقابل زیاده روی در قانون‌گذاری‌ها و نظارت دولتی، محافظت کنند. بی‌توجهی به این امر می‌تواند به از هم پاشیدگی  اقتدار (IANA ) ، با هدف پیشگیری از قرار گرقتن در زیر نظارت یک سازمان میان دولتی، که برخی از کشورها تقاضای آن را نموده‌اند، بینجامد. دولت‌ها مطمئنا نقش مهمی در مدیریت ایفا می‌نمایند ولی ایفای نقش کنترل کننده  دولت، مانع از نوآوری می‌شود، هزینه را افزایش می‌دهد، و مانع از شنیدن صدای معترضان می‌شود.
رویکرد مناسب آن است که بتوان در یک نظام مدیریتی متنوع، با مشارکت بازیگران عمده، اعتماد عمومی را تقویت نمود. یک چنین مدیریتی می‌تواند از درون جهان کسب و کار، نشات بگیرد.
حال که داده‌های شخصی برگ برنده ذی‌قیمتی (برای بازارجهانی) به شمار می‌رود، شرکت‌ها زیر فشار، فزاینده قرار گرفته‌اند تا الگوهای اقتصادی برخط خود را، به جای استثمار کاربران، به محافظت از داده‌های شخصی آنان، مجهز نمایند. به ویژه، کاربران اینترنت می‌خواهند از طریق قراردادهای خدمات حقوقی، مانع از سوء استفاده شرکت‌ها از مشتریان خود شوند.
برای پیشگیری از چنین سوء استفاده‌هایی، می‌توان با تدوین قراردادهای حقوقی واجتماعی، حق استفاده از داده‌ها را امکان‌پذیر ساخت. مارک داویس یکی از صاحب نظران، در این ارتباط، هنجاری با عنوان، «هنجار شرایط بهره‌برداری» پیشنهاد نموده است. از جمله مزایای به‌کارگیری این هنجار تفویض قدرت به شهروندان است تا از داده‌های شخصی خود حفاظت نمایند. همچنین، استفاده از این هنجار، به کاربران امکان می‌دهد بر مبنای یک الگوی از پیش تعریف شده، نسبت به حجم داده‌های شخصی خود، که مایل به سهیم شدن آن هستند، تصمیم بگیرند.
با این وجود، مسئله اعتمادسازی فراتر از دستورالعمل‌سازی است. شرکت‌ها باید امکانات عرضه فناوری‌های نو را همراه با اعتمادسازی، در برنامه کار خود داشته باشند. در واقع، در جهانِ «واسط کاربری انسان-رایانه» (HCI) ، چاپ سه بعدی، فناوری‌های نانو و استخراج گاز شیست (Schiste) لازم است هر شرکت نوآوری اعتمادسازی را در اولویت  مدیریت سازمان خود قرار دهد.
بالاخره، باید  بعد انسانی جهان برخط را از نظر دور نداریم. اتصال فزاینده تنها فرصت‌های تجاری فراهم نمی‌کند، بلکه شیوه نگاه به زندگی شهروندان را نیز تغییر می‌دهد. سندرم «ترس از دست دادن» (FOMO)بازتاب دهنده نگرانی‌های نسل جوانی است که برای به دست آوردن همه چیز در لحظه، احساس اجبار می‌کند.
به‌طور طنزآمیزی، این اتصال فزاینده باعث شده است تا ما، بیش از پیش، با دستگاه‌های الکترونیکی زندگی کنیم. علوم عصب‌شناسی معتقد هستند این شیوه زندگی، روابط انسان را با دیگری، در جهان واقعی، دگرگون نموده است. در بطن این بحث، ضرورت داشتن  اختیار برای  رصد هویت برخط خود، در جهانی که بسیاری، یا به عبارتی، تمامی جزییات مهم زندگی شخصی، از جمله روابط میان-فردی، در محضر رایانه‌ای موجود است، به عنوان یک حق، نهفته است.

در جهانی که «فراموشی» از میان رفته است، می‌توانیم جهان‌نویی در جهت منافع انسان، و نه به ضرر انسان، دوباره شکل دهیم. اولویت وظیفه ما دراین جهان نو، تدوین یک الگوی زندگی برخط است که صلاحیت و ظرفیت تقویت اخلاقی و نظام ارزشی بنا شده بر پایه‌های امنیت، اعتماد، و عدالت را، داشته باشد.