انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران
گزارش کامپیوتر شماره 234, ویژه مرداد و شهریور ماه 96 منتشر شد. چهارشنبه  ٠١/٠٩/١٣٩٦ ساعت ٢٠:١٥
 

سرمقاله
ببینید چه مسخره است که . . .

 


 

ای کاش منتقدان بجز مسخره‌کردن هنر دیگری هم داشتند. مدتی است که معادل‌های مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژه‌های بیگانه، دستمایۀ مسخرگی برنامه‌های صدا و سیما و برخی روزنامه‌ها و مجلات قرار گرفته است. به تازگی نیز یکی از روزنامه‌ها به نقل از «عده‌ای از استادان و زبان‌شناسان» لیستی به عنوان مسخره‌ترین معادل‌های مصوّب فرهنگستان را به چاپ رسانده است و برای هر یک از این معادل‌های «مسخره»، جمله‌ای نیز شاهد مثال آورده است: «اگر معادل خمیراک را به جای پاستا بپذیریم باید بگوئیم عمه‌ام امشب خمیراک درست کرده بود.»
نکتۀ جالب آن که در بین این لیست «مسخره‌ترین معادل‌های مصوّب فرهنگستان» چند واژۀ مربوط به حوزۀ علوم و مهندسی رایانه هم وجود داشت که برخی از آن‌ها نه تنها در نزد دست‌اندرکاران این رشتۀ علمی مسخره نمی‌آیند بلکه سال‌هاست کاملاً رایج شده‌اند. در لیست «مسخره‌ترین معادل‌ها»، به معادل زیرموشی برای ماوس‌پد، آموزش برخط برای آن‌لاین ترینینگ و درونداد و برونداد برای این‌پوت و آوت‌پوت اشاره شده بود. مایلم دربارۀ همین واژه‌های حوزۀ علوم و مهندسی رایانه که مورد تمسخر قرار داده شده‌اند، نکاتی را یادآور گردم. هر چند این نکات را دربارۀ بقیۀ معادل‌های مصوّب فرهنگستان نیز می‌توان کم و بیش تعمیم داد:

  1. از مقاله‌نویس آن روزنامه انتظار چندانی نمی‌رود امّا آن «عده‌ای از استادان و زبان‌شناسان» ادعایی حتماً از کوشش‌های 200 سال اخیر دانشمندان در آشکارسازی رابطۀ زبان و تفکّر آگاهی دارند. آن‌ها حتماً می‌دانند که زبان، صرفاً ابزار انتقال مفاهیم نیست و ثابت شده است که هم در رشد فکری فرد مؤثر است و هم در رشد و توسعۀ اجتماعی. آن‌ها حتماً می‌دانند که زایش زبانی به زایش فکری و خلاقیت کمک می‌کند. آن‌ها حتماً با اصل موجبیت زبانی هومبولت آشنایی دارند و می‌دانند که آنچه الگوهای اندیشه را تعیین می‌کند، الگوهای زبانی است. آن‌ها حتماً با اندیشه‌های ویگوتسکی آشنایی دارند و آگاهند که زبان، نقش محوری در رشد و تحوّل ذهنی ایجاد می‌کند و ذهن را مجهّز به یک نظام نشانه‌ای قوی می‌کند که بر اثر آن، بشر می‌تواند استنباط و دریافت خود را به موارد جدیدی که دربارۀ آن‌ها تجربۀ مستقیم ندارد تعمیم دهد و بدین ترتیب، زبان که خود ابزاری برای تفکّر به شمار می‌رود به‌صورت سازوکار و راهبرد تفکّر در می‌آید.
  2. حال اگر بپذیریم که زبان، صرفاً ابزار انتقال مفاهیم نیست و رابطۀ مستقیم با تفکّر دارد، ما در مقام کاربر زبان- معلّم یا متخصص- باید توجه داشته باشیم که آنچه به دیگران منتقل می‌کنیم با نظر به فرهنگ خودی و زبان خودمان باشد. متأسفانه برخی از همکاران دانشگاهی ما اصرار دارند که دانشجویان الفاظ جدید را به انگلیسی یاد بگیرند و به انگلیسی هم بیان کنند. دانشجویان هم تصوّر می‌کنند اگر اصطلاحات انگلیسی را به کار ببرند علمشان بیشتر است. در نتیجه هیچگاه به عمق علم نمی‌رسند و در پیچیدگی کلمات و زبان گیر می‌کنند و از طریق به کار بردن کلمات انگلیسی صرفاً فضل‌فروشی می‌کنند. این آفت، مخصوص محیط‌های علمی نیست و به زندگی روزمره هم رسوخ کرده و مردم عادی هم با الفاظ بیگانه فخر می‌فروشند.
    بعضی فکر می‌کنند که کشورهای پیشرفته مشکل زبانی ندارند و یا این که زبان علمی انگلیسی فراگیر و جهانگیر شده و همۀ زبان‌ها را کنار زده است، در صورتی که به هیچوجه این‌گونه نیست و به همین دلیل، انواع و اقسام نهادهای واژه‌شناسی بین‌المللی تشکیل شده و عملاً تمام گروه‌هایی که بیش از پانصدهزار گویشور دارند، مشغول واژه‌گزینی هستند و اصطلاحات علمی را به زبان خود ترجمه و بیان می‌کنند.
    برای نمونه می‌توان به کشورهای هند و ژاپن اشاره کرد. ژاپنی‌ها خیلی زود شروع به ترجمۀ اصطلاحات علمی به زبان خود کردند و زبان بومی خود را زبان علم هم کردند. آن‌ها حتی الکترون و پروتون و اکسیژن را به زبان خود ترجمه کردند. اما هندی‌ها که زبان انگلیسی را به‌عنوان زبان علمی (حتی زبان اداری) خود پذیرفتند، در رشد و تکامل خود به مشکل برخوردند و در نیمۀ قرن بیستم متوجه شدند که زبان انگلیسی مانع رشد و توسعۀ همه جانبۀ آن‌ها شده است. از این رو، از حدود سال 1955 شروع به ایجاد مراکزی نمودند که به بررسی زبان علم و انتخاب واژه‌های هندی برای اصطلاحات علمی انگلیسی بپردازند.
  3.   در کشور ما نیز فرهنگستان اول در سال 1314 با هدف اصلاح زبان و خط فارسی تأسیس شد و تا سال 1320 با معادل گزینی برای حدود دو هزار واژه به کار خود ادامه داد. سپس فرهنگستان دوم از سال 1347 تا 1357 به این فعالیت ادامه داد و کوشید نظام‌مندی زبان فارسی را بیابد و راه‌های گسترش زبان فارسی را نشان دهد. در دورۀ فعالیت فرهنگستان دوم، 6650 واژۀ فارسی در برابر واژه‌های بیگانه پیشنهاد شد که بسیاری از این واژه‌ها امروز در بین فارسی زبانان رواج کامل دارند. با وقوع انقلاب، فعالیت فرهنگستان دوم متوقف شد.
    در سال 1360، انجمن انفورماتیک ایران با آگاهی از ضرورت معادل گزینی برای واژه‌های بیگانه، نخستین واژه‌نامۀ خود را مشتمل بر 6000 واژۀ علوم و مهندسی رایانه منتشر کرد. این واژه‌نامه از سوی مرکز نشر دانشگاهی در دوران تعطیلی دانشگاه‌ها به خاطر انقلاب فرهنگی، در اختیار استادان دانشگاه‌ها که موظف به تألیف یا ترجمۀ کتاب‌های علمی شده بودند قرار گرفت و از این رو، بسیاری از آن واژه‌ها، رایج گردید و امروز در محیط‌های علمی و دانشگاهی به راحتی به کار می‌روند. انجمن انفورماتیک ایران در سال 1371 نیز با نظرخواهی از تعداد زیادی از استادان و کارشناسان، واژه‌نامۀ اصلاح شدۀ قبلی را با حدود 500 واژۀ تازه منتشر ساخت. با تأسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سال 1374 و تشکیل گروه واژه‌گزینی رایانه، بسیاری از همان معادل‌های پیشنهادی انجمن مورد تصویب فرهنگستان نیز قرار گرفت. از جمله واژه‌هایی که در واژه‌نامه‌های انجمن آمده بود، برخط و برون‌خط در مقابل آن‌لاین و آف‌لاین بود که خیلی زود مورد استفاده و قبول استادان و صاحب‌نظران این رشته قرار گرفت و سال‌هاست به‌عنوان معادل‌های جا افتاده به کار می‌رود و برای نگارنده مشخص نیست کجای «آموزش برخط» به جای آن‌لاین ترینینگ مسخره است که در لیست مسخره‌ترین معادل‌های مصوّب فرهنگستان آن روزنامه به زعم «عدَه‌ای از استادان و زبان‌شناسان» قرار گرفته است؟ همچنین است معادل زیرموشی به جای ماوس پد. درونداد و برونداد به جای این‌پوت و آوت‌پوت نیز که اساساً جزء مصوبات فرهنگستان دوم هستند و به این فرهنگستان زبان فعلی ارتباطی ندارند. ای کاش این «عدّه‌ای از استادان و زبان‌شناسان» حداقل برای یکی از این معادل‌هایی که به نظرشان مسخره آمده است، معادل دیگری پیشنهاد می‌کردند تا عیار واژه‌گزینی آن‌ها برای مردم مشخص گردد. شاید هم اساساً اعتقادی به واژه‌گزینی ندارند و به نظرشان آن‌لاین ترینینگ قشنگ‌تر و بهتر از آموزش برخط است!
    متأسفانه هنوز بسیاری از متخصصان ما، با چند سال تحصیل در خارج و مقداری اطلاعات در مورد یک زبان خارجی یا رشتۀ تخصصی خود، تصوّر می‌کنند زبان فارسی به کلّی در بیان مفاهیم علمی ناتوان است و این تفکر خود را در مراکز علمی و صنعتی اشاعه می‌دهند. اشتباه عمدۀ این متخصصان این است که خیال می‌کنند نوشتار هم به راحتی گفتار است. امّا به محض آن که مشغول نوشتن حرف‌های تخصصی شویم و به نوشتار بپردازیم، مشکلاتی پیش روی ما قرار می‌گیرد که اصلاً در گفتار متوجه آن نیستیم. در حالی که قطعاً برای پیشرفت کشور و اعتلای سطح فرهنگ علمی خود و برای انتقال فناوری و ترویج علوم مجبوریم به فرهنگ نوشتاری هم توجه کنیم.

  4. مطمئناً به فرایند واژه‌گزینی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی انتقاداتی وارد است که باید مورد نقد و بررسی کارشناسانه قرار گیرد. این فرهنگستان در طول دوران فعالیتش، از 1374 تاکنون، با تشکیل 71 کارگروه، کمی بیش از سی هزار واژۀ معادل را به تصویب رسانده است و این در حالی است که دست کم سالانه دویست و پنجاه هزار واژه به زبان علمی بشر اضافه می‌شود. بنابراین، با روند کنونی، فرهنگستان به‌هیچوجه نمی‌تواند جوابگوی نیاز به معادل گزینی برای واژه‌های بیگانه باشد و باید در این باره فکری اساسی کرد. واژه‌شناسی باید در دانشگاه‌های کشور ما نیز مانند بیشتر دانشگاه‌های  دنیا به‌عنوان یک رشتۀ فنی دانشگاهی تدریس شود و این مشکلی نیست که ادیبان و زبان‌شناسان به تنهایی بتوانند حل کنند. از جملۀ انتقادهایی که در حوزۀ دانش رایانه به فرهنگستان زبان وارد است تعطیلی چند سالۀ گروه تخصصی واژه‌گزینی رایانه است که عملاً کار معادل‌یابی برای واژه‌های بیگانه در این رشتۀ پرتحوّل و فراگیر را متوقف ساخته است. البته هیئت تحریریۀ این نشریه همواره نهایت سعی خود را در انتخاب معادل‌های فارسی مناسب در مقالاتی که چاپ می‌شوند به کار می‌برد امّا این کاری نیست که فقط توسط یک نشریه سامان گیرد و به پشتیبانی و سازمان‌دهی یک نهاد قانونی چون فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیاز دارد.
  5. کار واژه‌گزینی، کار بسیار دشواری است که هم به دانش تخصصی و هم به شناخت و ذوق زبانی نیاز دارد. بی‌گمان برخی از معادل‌هایی که توسط فرهنگستان زبان به تصویب می‌رسند رایج نخواهند شد و پس از مدتی کنار گذاشته خواهند شد و باید معادل‌های تازه‌ای برای آن‌ها برگزید. بسیاری از معادل‌ها هم بر اثر کثرت استعمال، به تدریج جای خود را باز خواهند کرد. امروز دیگر «یارانه» یک لفظ جا افتاده برای عموم مردم است و اکثراً بدون آن که بدانند ساخت این واژه چگونه است آن را به جای سوبسید به کار می برند. صدها مثال دیگر هم از این دست می‌توان زد نکند مقاله‌نویس آن روزنامه یا آن «عدّه‌ای از استادن و زبان‌شناسان» ادعایی انتظار دارند که فرهنگستان، معادل‌های «جا افتاده» وضع کند!. این که بنشینیم و برای تفریح عوام و یا صاف کردن خرده حساب‌های سیاسی که با رئیس فرهنگستان زبان داریم به مسخره‌کردن معادل‌های پیشنهادی یا مصوّب فرهنگستان بپردازیم، نزد اهل خرد جایگاهی ندارد و از دست همان لودگی‌های خنکی است که صدا و سیما به‌عنوان طنز به خورد مخاطبانش می‌دهد. نوشته‌ام را با ذکر این مطلب تمام می‌کنم که یکی از همین قبیل روزنامه‌ها، در روزگاری که فرهنگستان اوّل کار واژه‌گزینی را آغاز کرده بود، در مقاله‌ای به مسخره‌کردن معادل‌های پیشنهادی فرهنگستان پرداخته بود و نوشته بود: «ببینید چه مسخره است که به جای آن که بگوئیم طلبه‌ها با پروفسور به فاکولتۀ طب رفتند با استفاده از کلماتی که فرهنگستان وضع کرده بگوئیم دانشجویان با استاد به دانشکدۀ پزشکی رفتند!»

زبان فارسی رکن اصلی هویت فرهنگی ملت ماست. آن را پاس بداریم.

سردبیر