انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران
گزارش کامپیوتر شماره 234, ویژه مرداد و شهریور ماه 96 منتشر شد. شنبه  ٢٧/٠٨/١٣٩٦ ساعت ١٥:١٦
 

تعمیق مهارت‌های دانشجوئی و گسترش نوآموزی فناوری‌های روز
راه‌حلی برای برون رفت از وضعیت استمرار بی‌پیشگی دانش‌آموختگان در عین نیاز برنامه‌های ملی به آن‌ها 

سید ابراهیم ابطحی
عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر- دانشگاه صنعتی شریف
پست الکترونیکی: abtahi@sharif.edu

 


 

مقدمه
در دیدگاه شماره 214 گزارش کامپیوتر به دشواری انبوه بی‌پیشگان دانش‌آموخته  در حوزه‌های مهندسی الکترونیک و رایانه در شرایط نیاز به چندین برابر این تعداد کارشناس در این حوزه‌ها اشاره نمودیم. در این شماره یکی از راه‌حل‌های اجمالی آن دیدگاه را به شکل گسترده‌تر واکاوی می‌کنیم و راه‌حل‌هائی تفصیلی‌تری برای آن ارائه می‌نمائیم.

دشواری‌ها
وظیفه آماده‌سازی دانشجو برای حضور (و نه فقط وجود کم ثمر و منفعل) در اجتماع، توقع واقع بینانه گروه‌هایی از مردم از دانشگاه (که با هزینه آن‌ها اداره می‌شود) می‌تواند باشد. هر چند  این جایگاه بینابین تلقی دانشگاه به عنوان کارگاه (آماده‌ساز دانش‌آموخته  برای حضور در بازار کار) از منظر حرفه‌ای‌ها و یا به‌عنوان اندیشگاه (فراتر از تربیت پژوهشگر و در آستانه عالم پروری) از منظر گروهی از نخبگان قرار دارد، اما منصفانه می‌تواند توقعی منطقی، معقول و تحقق‌پذیر تلقی شود و از جنبه فنی نیز  پیشنیاز تحقق دو تلقی دیگر باشد.
کسب مهارت‌های دانشجوئی که ثمره این آماده‌سازی است، ضروری است همواره مد نظر دانشگاهیان باشد، که علاوه برتحقق، روزآمدی محتواهای گسترش یابنده آن نیز همواره لازمست لحاظ شود. هر چند در کشور ما، طی سالیان اخیر حتی کتبی دانشگاهی در این زمینه ترجمه، تالیف و تدریس شده است که به دو نمونه ترجمه کتاب «مهارت‌های دانشجوئی» نوشته رزی بینگهام و کتاب «حرفه مهندسی» تالیف دکتر معماریان می‌توان اشاره کرد اما به‌نظر می‌رسد امروز سمت گیری دانشگاه در جهت تحقق این خواسته، وظیفه‌ای عاجل است.
امروزه با گسترش و به‌کارگیری انواع فناوری‌های نو در زندگی روزمره و نقش غیر قابل حذف آن‌ها، سطوحی از سواد عالمانه و مهارت بخردانه را در عموم به ویژه دانشجویان می‌طلبد که با نگرشی چند ساحتی، از فرصت‌های به‌کارگیری فناوری‌ها بهره‌مند و از تبعات زیان آور بپرهیزند. دگرگونی روابط اجتماعی، شکل‌بندی‌های جدید ارتباطی، سطوحی از تعاملات را نیاز دارد که بی‌مهارت کار گروهی، گفتگو، مذاکره و مصالحه با منفعت اجتماعی، شدنی نیست. در این مسیر تعابیر روز آمد، مفاهیم ازلی را ابدی می‌سازد:  اخلاق به شکل آداب، گذر از منفعت طلبی به عقلانیت، میل به سازندگی و نوگرائی با ارتقاء سنت، عمل به نشانه اعتقاد عینی، اقدام روشمند به عنوان الگوی اصلاح‌پذیر و بهبود طلب شیوه انجام کار، اعتقاد عملی به فردا با درک مفاهیم پایداری، درک تعهد اجتماعی به رفتار مدنی و ثمره آن ثبات ملی و فهم تلاش به عنوان وظیفه انسانی برای رشد خود و دیگران.  بلوغ فکری نسل نو که ثمره این مهارت آموزی دانشجوئی است، سرمایه اجتماعی عظیمی است که منشأ یک سرمایه فکری لایتناهی می‌تواند باشد.
حرکت نظام آموزشی از پیشارشته به رشته، سپس به میان رشته و اینک به پسارشته، نشان از تحولات ساختاری و از آموزش منفعل به فعال و مشارکتی، نشان از تحولات اجرائی و از یک مقطع زمانی به تمام طول عمر، نشان از تحولی محتوائی دارد که نقش فرا دانش‌ها -که مهارت‌های غیر درسی اما شالوده ای هستند - در آن بی بدیل است.
پیشینه در ایران و جهان دلالت برموارد قابل توجهی از انجام این کار در دانشگاه‌های روزآمد دارد. حتی پیش از انقلاب در دانشگاه هائی در داخل کشور از جمله دانشگاه صنعتی شریف و مدرسه عالی برنامه‌ریزی و کاربرد کامپیوتر، دروسی در حوزه‌های اقتصاد، علوم تربیتی، هنر، ادبیات، جامعه شناسی، تاریخ، فلسفه و انسان شناسی در دانشگاه توسط استادان مبرز برون دانشگاهی تدریس می‌شده است. در برنامه درسی دانشگاهی داخلی در چارچوب دروس اصلی و اجباری یا اختیاری انتخابی با عناوین مهاد، کهاد و آزاد، محملی برای ارائه و ایجاد مهارت‌های دانشجوئی بوده است. همزمان دانش آموختگان خارج از کشور گذراندن برخی از دروس اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، تاریخی و فلسفی را از گذشته‌های دور و نزدیک، به یاد می‌آورند.
امروز با گذر از زمانه فقط تخصص‌های بسیار جزئی، در زمانه نیاز به تخصص‌های همه‌جانبه و فراگیر که یادآور ادراکاتی کهن (نظیر تعبیرعلم کلی ابن‌سینا) یا نو (کارکرد دانش سیبرنتیک نوربرت وینر) از علم در زمانه ماست، ضرورت تحقق مهارت‌های دانشجوئی در سطوحی فراتر از گذشته به شدت احساس می شود.
در داخل کشور صدای نگرانی‌های صنعت و بخش‌های حرفه‌ای از همه جانبه نبودن آموخته‌های  دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها به گوش می‌رسد و مدرسان دانشگاهی از کمبود مهارت‌های انفرادی دانشجویان از مراودات روزمره گرفته تا توانائی‌های تحلیل منطقی، تفسیر، نگارش، بیان و حل مسئله گله و شکایت دارند که این موارد اثربخشی کلاس‌ها را نازل کرده است. حتی برخی والدین که در برخی وظایف سرپرستی اهمال کرده‌اند همه تقصیر را گردن دانشگاه می‌اندازند. دانشجویان در قبال هجوم غیرمنصفانه برخی در اجتماع که آن‌ها را تنبل، کم‌سواد و در مواردی بی‌مسئولیت خطاب می‌کنند در مواردی دانشگاه را سپر بلا می‌کنند که به ما آنچه نیاز داریم و شما می‌گوئید، نمی‌آموزند و واقعیت این است که همگان به درجات حق دارند زیرا دانشجویان در زمان‌هائی نیاز  به دانش و  مهارت‌هائی دارند که قبلا به آنان آموخته نشده است.
اما  نتایج مطالعات بیش از دو دهه گروهی از مبرزترین مدرسان دانشگاهی در گروه مشترک کاری در تدوین برنامه‌های درسی دانشگاهی رایانش  IEEEو ACM دو انجمن علمی معتبر نشان می‌دهد این موارد به جد مورد اعتناست (مثلا برنامه 2013 علوم رایانه در دوره کارشناسی) و حتی به داخل مفاهیم دروس در داخل رشته‌ها رسوخ کرده است. درج حوزه دانشی «مباحث اجتماعی و تجارب حرفه‌ای» 4 با وزن 11 جزء از 143 جزء حدود ده درصد بر لزوم آموزش‌هائی در مضامین زیر صحه می‌گذارد:

  • مضامین اجتماعی
  • ابزار تحلیلی
  • آداب حرفه‌ای
  • حقوق فکری
  • حریم شخصی و آزادی‌های مدنی
  • ارتباطات حرفه‌ای
  • پایداری
  • تاریخ
  • اقتصاد رایانشی
  • مشی های ایمنی
  • حقوق و جرائم رایانه ای

امروزه سیمای کمتر تخصصی دروس در دوره کارشناسی و احاله دروس تخصصی به دوره‌های کارشناسی ارشد در برخی از دانشگاه‌ها نشان از موجی در تایید و ارائه راه حل در امر تحقق مهارت‌های دانشجوئی قبل از تخصص در دوره‌های کارشناسی با اولویت دادن به این دروس خاص است.
علاوه بر نیاز و لزوم آموزش این گونه مهارت‌های عمومی به دانشجویان، نیاز دوم، ضرورت کسب مهارت و توان کار با ابزار فناوری‌های پرتغییر روز در حوزه مطالعاتی هر دوره درسی است که به ادله روشن  در مجموعه محتواهای نسبتا عمومی و شالوده‌ای دروس نمی‌گنجند. این‌ها مواردی هستند که محیط بیرونی (کاری یا حرفه‌ای) به استناد آن جوانان دانش آموخنه را متهم به بیسوادی یا کم دانشی و مهارتی می‌کند که برای آموزش آن‌ها حین دوره‌ها باید چاره‌اندیشی شود.
مورد سوم و پایانی، کهن بودن شیوه‌های آموزشی دانشگاهی و کاهش کیفی و اثربخشی آموزش‌ها در شرایط گسترش کمّی بی‌رویّه است که به آن می‌توان خسران در شرف تحقق عدم نگهداری حافظه سازمانی رویه‌های تعلیمی موفق و ناموفق طی سالیانی اشاره کرد که آموخته‌های ارزشمند گروه‌های مجربی از استادانی که در آستانه بازنشستگی هستند بی‌استفاده مانده است.  این خود معلول عدم وجود حلقه یا گروه‌های پژوهشی یا حتی پژوهشگران منفرد در دانشکده‌ها است که این میراث ارزشمند را ثبت، ضبط و تحلیل نمی‌کنند و در نتیجه نتایج آن‌ها را نمی‌تواند منتشر سازند.

راه‌حل‌ها
چهار الزامی که در بخش پیشین، در باب رفع این دشواری‌ها جمع‌بندی گردید در این بخش با درج عناوین گزینه‌های راه‌حل،  تدقیق می‌شود که در صورت اجماع کارشناسی و پس از به‌گزینی، می‌توان به جزئیات اجرای امکان سنجی شده آن‌ها پرداخت:
 1-لزوم تدریس دروس مهارت‌های دانشجوئی در زمینه‌های:

  • اخلاق و حقوق مهندسی.
  • انرژی و محیط زیست.
  •  ایمنی و سلامت.
  • آداب و اخلاق فناوری.
  • مبانی و اصول کارآفرینی.
  •  مدیریت و اقتصاد مهندسی.
  •  فنون گفتگو و مذاکره.
  •  فلسفه علم و فناوری.
  •  سواد ارتباطات اجتماعی.
  •  سواد ارتباطات فرهنگی.
  •  اصول مهندسی حرفه‏ای.
  •  شناخت فناوری‏های سبز و پایدار.
  •  مبانی حقوق اجتماعی و شهروندی.
  • دانش و فنون مدیریت زمان.

2-لزوم آشنائی مهارتی دانشجویان با ابزار و فناوری‌های روزآمد در رشته تحصیلی خود.
3-لزوم آشنائی دانشجویان با مفاهیم حرفه‌ای‌گری در حوزه تحصیلی خود و کسب تجاربی در آشنائی با محیط حرفه‌ای
4-لزوم گسترش سواد تعلیم و تربیت در متعاملین دانشگاهی.
 
در هر یک از موارد فوق به عناوین و رئوس راه‌حل‌هائی اشاره می‌کنیم که می‌تواند در هر حوزه عملی یا ممکن با اولویت و قابلیت جایگزینی و هر یک به عنوان راه حلی کامل قابل ارائه تلقی شود.
در مورد نیاز اول (گسترش مهارت‌های دانشجوئی) راه‌حل‌های زیر به‌نظر می‌رسد:

    • درج تدریجی با تلفیق مفاهیم در قالب دروسی یکپارچه از مضامین مرتبط قابل درج در دروس عمومی با افزایش واحدها یا به‌عنوان دروس جایگزین با دروس تکراری یا کم جاذبه.
    • درج با مشخصات فوق در دروس اصلی به‌عنوان جدید یا جایگزین با کاهش ماهیت تخصصی دوره و افزایش سیمای عمومی آن.
    • درج در بین دروس اختیاری و ترویج اخذ آن بین دانشجویان با روش‌های ترویجی و انگیزشی متناسب.
    • ارائه به شکل فوق برنامه‌های جذاب مناسبتی با همکاری معاونت فرهنگی دانشگاه ها.
    • عرضه به شکل نوآورانه در قالب مدارس مضمونی مدرسه کارآفرینی، مدرسه ارتباطات، مدرسه هنر معاصر ایران، که ترکیبی از تعداد مرتبطی از واحدهای آن به عنوان گرایش دوم غیر از گرایش تحصیلی دانشجو قابل اعتباردهی و تایید از سوی  دانشگاه باشد.

در مورد راه حل دوم (نوآموزی فناوری‌های نو) به گزینه‌ها و ملاحظات زیر می‌توان اندیشید:
2-1- موانع ارتباط با صنعت در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات عاقبت باید برداشته شود. نگاه بدوی و قبیله گرایانه برتری در اختیار داشتن علم و فناوری از سوی هر دو ذینفع بهتر است کنار گذاشته شود. صنعت غیر منصفانه است  از فرآورده‌های دانشگاه استفاده کند و دانشگاه را متهم به عقب ماندگی از فناوری روز یا صرفا اطلاع آموزی نماید همانطور که  پذیرفتنی نیست دانشگاه در نگره‌ای واپسگرا، صنعت را به نگاه صرفا تجاری با لحنی تحقیرآمیز متهم کند. همکاری این دو که در حالت نیمه قهر از ابتدا وجود داشته، باید به شکل گسترده و افتخارآمیز با نگره‌ای ملی و عقلانیت حتی منفعت طلبانه دو سویه،گسترش یافته و عیان گردد. موضوع مورد بحث ما زمینه‌ای مساعد برای تحقق این موضوع است.
2-2- دسترسی به فناوری‌های کاربردی روزآمد، راهبرد اجباری و میمون صنعت است و احاطه مضمونی برعلم و فناوری روز و آموزش آن ذاتی فعالیت‌های دانشگاهی است و هر دو به دستاوردهای هم نیاز عاجل دارند، بنابر این می‌توان در این زمینه به شکل تهاتری داشته‌ها را مبادله کرد.
2-3- دانشگاه می‌تواند به نوآموزی صنعت در زمینه دانسته‌های نوین علمی کمک کند و صنعت می‌تواند فنون به‌کارگیری ابزارهای فناورانه روز را که در اختیار دارد به دانشجویان بیاموزد.
2-3- در قالب یک تفاهم‌نامه رسمی بین دانشگاه‌ها و شرکت‌های خصوصی معتبر، موفق و موجه، تابستان‌ها را به انتقال مهارت‌های فنی به‌کارگیری ابزار به دانشجویان توسط استادکاران صنعتی در قالب دروس صفر واحدی اجباری اختصاص داد.
در مورد راه حل سوم یعنی ترویج و گسترش فرهنگ دانشجوئی حرفه‌ای‌گری اقدامات زیر می‌تواند صورت پذیرد:
3-1- بخش رایانه و فناوری اطلاعات متاسفانه فاقد نظام حرفه‌ای مستقل است، هر چند سالیانه آزمون مهندسی حرفه‌ای این رشته برگزار می‌شود. از چهار نظام لازم برای استقرار صنعت رایانه و فناوری اطلاعات نظامات صنفی، علمی و اجرائی موجود اما نظام حرفه‌ای غایب و نظام صنفی به شکل غیر رسمی و ناکافی، عهده دار وظایف نظام حرفه‌ای است. به شهادت پیشینه، نظام حرفه‌ای این بخش در دو نوبت در سال‌های گذشته در مرکز تحقیقات مخابرات پیشین و شورای عالی انفورماتیک تدوین شده اما هیچگاه  رسمیت قانونی نیافته است. نیاز به گسترش فرهنگ دانشجوئی حرفه‌ای‌گری می‌تواند ضمن سامان دادن به این نقصان از آن برای رفع این نیاز بهره گیرد.
3-2- دانشگاه در اقدامی مشارکت جویانه می‌تواند به عنوان نظام علمی با تقسیم وظایف بین سه نظام موجود، به برپائی نظام حرفه‌ای کمک کند. یعنی وظیفه نوآموزی ادواری حرفه‌ای‌های بخش را متقبل شود و وظایف کمیته انتظامی حرفه را به نظام علمی غیردانشگاهی و غیر دولتی شامل انجمن‌های علمی بخش بسپارد. این نظام حرفه‌ای توزیع شده می‌تواند از خبرگان صنعت برای گسترش فرهنگ حرفه‌ای در دانشجویان بهره گیرد زیرا نظام یک سال تجربه حرفه‌ای یا یک ترم کار، یک ترم درس، روالی در حال ترویج در برخی دانشگاه‌های معتبر جهان شده است.
سه اقدام فوق دشواری دانش آموختگان فعلی را چاره نیست و بیشتر به آیندگان نظر دارد. برای این گروه به نظر می‌رسد در کوتاه مدت، چاره‌ای بجز برگزاری یک آزمون استاندارد دانشی – مهارتی نظیرGRE به شکل ادواری وجود ندارد تا با تعیین سطح دانش‌آموختگان به بازآموزی آن‌ها در حوزه‌های کم دانشی یا کم مهارتی پرداخت و سپس مجددا آن‌ها را روانه بازار کار کرد.
در مورد راه‌حل چهارم یعنی لزوم مهارت‌آموزی تعلیم در مدرسان و دانشجویان، نیازمند بحثی مفصل‌تر در فرصتی مستقل هستیم اما اشاره می‌کنیم پذیرش لزوم کسب مهارت‌های تعلیم‌گیری و تعلیم‌دهی برای دانشجویان و مدرسان دانشگاهی امروزه یک نیاز و به‌نظر می‌رسد در فردای نزدیک، یک الزام خواهد بود. نمی‌شود کتمان کرد که برخی از مدرسان حتی با ظاهر بهره‌گیری از فناوری‌های روز با بهره‌گیری از تصاویر نرم‌افزارهای نمایشی، امر تعلیم را به نقالی یا پرده خوانی شاهنامه (هنرهائی والا اما فاقد ارزش تعلیمی) تقلیل داده اند که بین نتایج تعلیمی این روش‌ها و الگوهای آموزش فعال حفره‌هائی دره آسا وجود دارد. تفصیل این مورد را در فرصتی دیگر باید نوشت.


- سید ابراهیم ابطحی ، «علت کاوی منصفانه و چاره‌اندیشی مشارکت جویانه در مواجهه با انبوه دانش‌آموختگان بی‌پیشه در حوزه رایانش کشور»، گزارش کامپیوتر شماره 214 ، 1393.