انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران
گزارش کامپیوتر شماره 234, ویژه مرداد و شهریور ماه 96 منتشر شد. شنبه  ٢٧/٠٨/١٣٩٦ ساعت ١٥:٢٥
 

جایگاه اتاق­های فكر در ایجاد و توسعه شركت­های فناوری اطلاعات

امیرفرخ قنبرپور
کارشناس فنی شرکت رهیاب رایان فردا
پست الکترونیکی: amirfg@gmail.com

 


 

چکیده
تعاریفی كه از اتاق­های فكر صورت می­پذیرد متعدد و متنوع هستند و درك و تعبیر واحدی از آن وجود ندارد. كاركردهای نظامی و حكومتی اتاق­های فكر در بدو شكل­گیری آن‌ها و تمركز موجود در این حوزه­ها باعث شده است كه این ساختارها و سازمان­های ارزشمند كمتر در سایر حوزه­ها به ویژه كسب و كارهای فن‌محور مورد توجه قرار گیرند. گرچه به اعتبار رویكردهای راهبردی در كسب و كارهای مختلف و ضرورت اندیشه­ورزی در این ارتباط، خصوصاً در غرب زمینه­های بسیاری برای شكل­گیری این ساختارها در شركت­های بزرگ تجاری و فناوری به وجود آمده است. طی دهه­های اخیر، توجه به اتاق­های فكر در شركت­های باسابقه و حتی نوظهور از جمله در حوزه فناوری اطلاعات نقش قابل توجهی در توسعه و موفقیت آن‌ها ایفا كرده است. بین شركت­هایی كه شرایط مشابه داشته­اند، گروهی كه پایبندی و تعهد بیشتری به محصولات فكری اتاق­های فكر خود نشان داده­اند موفقیت­های چشمگیرتری به دست آورده­اند. اتاق­های فكر و اعضای آن ویژگی­هایی دارند و حسب روش كاری كه در پیش می­گیرند به آسیب­شناسی خاص خود نیازمند هستند. در حوزه فناوری اطلاعات، دشواری ایجاد و توسعه كسب و كارهای فناورانه  از یك سو و اهمیت و ضرورت تاسیس و مدیریت اتاق‌های فكر به عنوان نقطه محوری تصمیم­سازی و سیاست­گذاری در این شركت­ها از دیگر سو باعث شده است كه توجه­ها بیش از پیش به ایجاد تعادل بین این دو معطوف گردد.
كلمات كلیدی: اتاق فكر، ویژگی­ها، تهدیدها، روش كار، وظایف فناوری اطلاعات

مقدمه
با وجود گذشت سال­ها، هنوز درك و تعبیر واحدی از مفهوم اتاق فكر وجود ندارد. تعابیر رایج به قدری كلی و قالبی هستند كه به نظر می­رسد با مفهومی كاملاً سیاسی یا نظامی مواجه هستیم. حال آن كه در واقع با ایده­ای به ظاهر ساده در زمینه نظریه/ ایده­پردازی در حوزه­های عمومی یا تخصصی سروكار داریم كه دامنه وسیعی از سیاست و نظامی­گری بین­المللی و ملی گرفته تا كسب و كارهای فن‌محور خصوصی را در برمی­گیرد. گرچه تردیدی نیز وجود ندارد كه اتاق­های فكر در ابتدای امر برای مشاوره­های نظامی به وجود آمدند و با بنگاه­هایی تعامل داشتند كه بیشتر بر موضوعات نظامی متمرکز بودند. این در حالی است که از لحاظ نظری هیچ محدودیت ساختاری و اجرایی به شرط رعایت معیارهای كارآیی برای اتاق­های فكر نمی­توان قایل شد.
شناسایی فکر نو و ایده خلاقانه مانند هر چیز جدید دیگری بسیار دشوار اما ممکن است. شناسایی و توسعه فكر و ایده نو در اتاق فكر صورت می­گیرد. این اتاق­ها برای شناسایی اندیشه­ورزان و متفكرین هر حوزه است و در آن تفكر روشمند برای ایجاد و توسعه مفاهیم جدید در جهان واقع ترویج می­شود. اتاق­های فكر به تناسب فعالیت­هایشان به سه بخش آكادمیك، خدماتی و با جهت­گیری حكومتی تقسیم می­شوند. از دیدگاه شیوه مدیریت نیز اتاق­های فكر به یكی از سه شیوه روش‌محور، ترویجی یا پژوهش‌محور اداره می­شوند. تمركز این مقاله بر اتاق­های فكر خدماتی با مدیریت­های روش‌محور و با تاكید بر نقش آن‌ها در شكل­گیری و رشد شركت­های فناوری بخصوص در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات است. 

 تاریخچه عام اتاق­های فكر
عبارت اتاق فكر به معنای امروزی، برای نخستین بار در سال 1971 میلادی در نوشته­های لوییس اف. پاول آمریكایی به كار برده شد. این عبارت به سرعت در ادبیات علوم سیاسی و مدیریت جهان وارد شده و به مرور در شاخه­های دیگر علوم، فنون و صنایع مورد توجه قرار گرفت. سابقه اتاق­های فكر در آمریكا را می­توان تا سال تاسیس بنیاد راسل سیج در 1907 عقب­ برد. گرچه برخی پژوهشگران از جمله ناكامورا مادوكا اعتقاد دارند كه این سابقه در جهان به سال 1831 كه سال تاسیس موسسه خدمات سلطنتی در زمینه مطالعات نظامی در انگلستان است برمی­گردد. جامعه فابیان نیز در انگلستان با مبانی فكری مشابهی در سال 1884 تاسیس شده است. مطابق آمار موسسه نیرا كه وضعیت اتاق­های فكر را در بیش از 100 كشور جهان بررسی می­كند، تعداد اتاق­های فكر در سال 2008 به نسبت سال 2002 بیش از 30 درصد رشد داشته است. این در حالی است كه سهم ایالات متحده آمریكا در این سال­ها از 28 درصد به 18 درصد كاهش یافته است. با توجه به عدم كاهش جدی تعداد اتاق­های فكر در آمریكا اصلی­ترین دلیل این تغییر را می­توان توجه جدی برخی كشورهای آسیایی به تاسیس اتاق­های فكر دانست. در میان كشورهای آسیایی، ژاپن در ایجاد و مدیریت اتاق­های فكر همواره پیشرو بوده است. در ایران نیز تاریخ رسمی شروع اتاق­های فكر به سال 1371 شمسی بر­می­گردد. اغلب اتاق­های فكر در ایران توسط نهادهای حكومتی ایجاد شده­اند و عهده­دار پژوهش­های فكری حكومتی هستند. در حوزه صنعت نیز سازمان مدیریت صنعتی، وزارت دفاع و وزارت نیرو با تاسیس اتاق­های فكر در قالب خانۀ مدیران پیشرو بوده­اند. این روند با ایجاد اتاق­های فكر در تعدادی از شركت­های بزرگ خودروسازی در كشور تداوم یافته است.

 اتاق فكر چیست؟
هر ساختار مردم سالار، دیر یا زود موظف است تا خواسته­ها و تمایلات افراد را در قالب سیاست­های نظارتی منعكس كند. از سویی دیگر افراد نیز لازم است تا اثربخشی این سیاست­ها را در زندگی خویش درك نمایند. اتاق­های فكر از طریق ایده­پردازی، ارایه تحلیل‌ها، ایجاد شاخص­ها و معیارهای سنجش و نقد ساختارهای نظارتی، نقشی اساسی در این فرآیند ایفا می­كنند. اتاق­های فكر، پژوهش‌هایی در ارتباط با مسایل خاص انجام می­دهند، ارایه راهكار برای حل این قبیل مسایل را تشویق می­كنند و ارتباط بین صاحبان ایده و راهكارها را با منابع مالی تسهیل می­نمایند.
اتاق­های فكر ممكن است وابسته یا مستقل باشند. اتاق­های فكر را به تعبیری می­توان كارخانه­های ایده­سازی به شمار آورد. واقعیت آن است كه طی قرن اخیر مهم­ترین تغییرات در اغلب حوزه­های علوم و فنون نه از طریق صاحبان علم و فن یا مشاركت­های مالی و سرمایه­گذاری بلكه از طریق ایده­های تولیده شده در اتاق­های فكر در دانشگاه­ها یا غیر آن به ویـژه اتاق­های فكر مستقل به وجود آمده­اند. تفاوت عمده اتاق­های فكر مستقل غیردانشگاهی با اتاق­های فكر دانشگاهی در آن است كه این اتاق­ها به صورت جدی بر حل مسایل دنیای واقعی تمركز دارند.
تعریف عام اتاق فكر، محور فعالیت­های آن را امور سیاسی، تجاری و نظامی برمی­شمرد و آن‌ها را در ارتباط با موسسات و مراكز دانشگاهی، آزمایشگاه‌های نظامی، مراكز سیاسی و شركت­های تجاری می­داند. طی سه دهه اخیر بخصوص با شكل گرفتن شركت­های تجاری ایده­محور از جمله در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات، نقش اتاق­های فكر در شركت­های تجاری نیز شكل جدی­تری به خود گرفته است. به این ترتیب، مفهوم فراگیر سیاسی یا نظامی و جایگاه حكومتی اتاق­های فکر دستخوش تغییر شده و به سمت نهادهای مستقل و خصوصی با جهت­گیری­های تجاری و انتفاعی سوق پیدا کرده است.

انواع اتاق­های فكر
اتاق­های فكر را می­توان از دو دیدگاه مختلف مشتمل بر شرح فعالیت­ها و خدمات و نیز ایدئولوژی و نوع رویكرد به مسایل دسته­بندی كرد. از دیدگاه اول اتاق­های فكر را می­توان به شش گروه زیر دسته­بندی كرد:

  • سیاسی (سیاست­پژوه، مشاور، وكیل یا مدافع سیاسی)
  • اقتصادی (اقتصاد پژوه، اقتصاددان، توسعه پژوه یا مشاور مسایل اقتصادی و مالی)
  • اجتماعی (جامعه­شناس، روان شناس، فرهنگ پژوه یا جامعه پژوه)
  • امنیتی و نظامی (راهبرد دان ، برنامه­ریز و مشاور امور دفاعی و اطلاعاتی)
  • صنعت و فناوری (پژوهشگر و مشاور مسایل صنعتی و فناورانه و ارتباط بین رشته­ای آن‌ها)
  • آینده ( سناریوپرداز، آینده پژوه، راهبرد دان)

از دیدگاه دوم، اتاق­های فكر به دو گروه زیر قابل دسته­بندی هستند:

  •  اتاق فكر فاقد ایدئولوژی كه مسایل را صرفاً به جهت ارزش مطالعاتی، فكری یا مالی مورد بررسی قرار می­دهند و
    موضع­گیری خاصی نسبت به مسایل موردنظر ندارند.
  • اتاق فكر دارای ایدئولوژی كه افراد در آن باورها و ساختارهای فكری مشخصی دارند كه به وضوح عملكرد آن‌ها را تحت تاثیر قرار می­دهد. این گروه از اتاق­های فكر، مشتمل بر دو زیرگروه كاملاً متفاوت به شرح زیر هستند:
    • اتاق­های فكر محافظه­كار كه به دغدغه­های اقتصادی، مذهبی، سیاسی یا خانوادگی خاصی در جهت حفظ و بهبود شرایط موجود پایبند و علاقمندند.
    • اتاق­های فكر آزاداندیش كه صرفاً به دغدغه­هایی در ارتباط با غلبه بر بی­عدالتی­ها، افزایش عدالت اجتماعی، توسعه پایدار، كاهش هزینه­های دفاعی، حفظ محیط زیست و نظایر آن پایبندی نشان می‌دهند.

ویژگی­های اعضای اتاق­های فكر
انتخاب و سازماندهی اعضای فعال اتاق­های فكر امری بسیار جدی و چالش برانگیز است و می­تواند دوام یا زوال آن و كارآمدی یا بی­اثر بودن نتایج فعالیت آن را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. باید توجه داشت كه اعضای اتاق­های فكر لزوماً در كار تیمی این اتاق­ها شركت نمی­كنند بلكه ممكن است در زمینه تحقیق در حوزه تصمیم­گیری، رهبری فکری و ذهنی یا حتی پشتیبانی مالی فعالیت كنند. با این وجود همه اعضای اتاق­های فكر باید از ویژگی­های عمومی به شرح زیر برخوردار باشند:

  • دارای روحیه پژوهشگری و تحقیق
  • حایز تخصص­های میان رشته­ای
  • برخوردار از روحیه خلاقیت و نوآوری
  • علاقمند به كار تیمی و گروهی
  • با سابقه، پخته، پر توان و هوشیار در حوزه تخصص
  • متعهد به بهره­گیری از تفكر جمعی در تصمیم­گیری­های عمومی
  • پایبندی و توجه ویژه به تصمیم­ها و نتایج حاصل شده
  • شکیبایی در قبال فرآیند طولانی حصول نتیجه در اتاق­های فكر
  • مسئول در قبال گروه و تصمیم‌های اتخاذ شده توسط آن

تهدیدهای اتاق­های فكر
اتاق­های فكر در قبال برخی آفات به شدت كارآیی خود را تا حد فروپاشی از دست می­دهند كه از اهم آن‌ها می­توان به موارد زیر اشاره كرد:

  • از دست دادن استقلال و قدرت آزاد اندیشی ناشی از عدم استقلال مالی: نكته مهمی كه باید مورد توجه قرار گیرد آن است كه اتاق فكر جایی برای تصمیم­سازی است و نه تصمیم­گیری و به همین جهت محصولات فكری این اتاق بیشتر از جنس كارشناسی است. گرچه واقع­بینی نیز از اركان مهم اتاق­های فكر است كه به هیچ وجه نباید از آن غافل شد. چنانچه نتایج اتاق­های فكر به تایید مدیریت ارشد و حامیان مالی احتمالی آن نرسد، خود منجر به بی­اعتباری اتاق فكر خواهد شد.
  • نبود افراد راهبرد دان: شناسایی، توصیف و صورت‌بندی دقیق مسایل، ارزیابی مسایل در شرف ظهور و ارایه دیدگاه‌های تحلیل‌گرایانه درباره موضوعاتی كه مورد نیاز فوری هستند از جمله وظایف اصلی اتاق‌های فکر است. بنابراین اعضا باید به عنوان یک راهبرد دان بتوانند در بحث‌های مربوط به ارزیابی نقادانه مسایل و برنامه‌ها، ایفای نقش نمایند.
  • ورود به حوزه كارهای اجرایی: اتاق­های فكر نهادهای پیشنهاد دهنده هستند و در ارتباط با نهادها و دستگاه‌های اجرایی نباید درگیر اجرا یا توجیه كارشناسانه تصمیم­های روزمره شوند چون این امر جایی برای تفكر و اندیشه باقی نمی­گذارد. برای پرهیز از ورود به حوزه كارهای اجرایی، نتایج باید به گونه­ای ارایه شوند كه برای مجری قابل فهم باشد. چنانچه مجری توانایی لازم را نداشته باشد، برنامه­ها نیز باید در سطح پایین­تری ارایه شوند.
  • برخوردار نبودن از مهارت كافی در حوزه دانش تفكر: تفكر یك دانش است و آشنایی با قوانین و روش­های آن باعث بهتر فكر كردن می­شود. تفكر، مهارت­هایی نظیر پرسشگری، تصمیم­گیری، روش­یابی، برنامه­ریزی، دوراندیشی، بررسی نتیجه­ای، بررسی انفعالی، بررسی فعال، قضاوت، راه­اندازی و سازماندهی، خطرزدایی، فرض‌اندیشی و نظایر آن دارد كه لازم است اعضای اتاق فكر بدان مسلط باشند. اعضایی كه فاقد این مهارت­ها باشند نمی­توانند حضوری موثر و راهبردی داشته باشند.
  • ناكافی بودن افراد متخصص در رشته­های گوناگون و فقدان توان كامل اندیشی: افزایش حجم اطلاعات و گسترش دامنه ارتباطات، جای هیچ تردیدی در مورد ضرورت تفكر جمعی و جمع­اندیشی باقی نگذاشته است. از این رو تنوع و تعدد دیدگاه­های لازم در تحلیل­ها و ارایه طرح­ها برای رفع خلاهای موجود ضروری است.
  • هماهنگ نبودن با شرایط سازمان و همسو نبودن با آن: هماهنگی از جمله شرایط اصلی تحقق برنامه‌ها و اهداف است و اتاق فکر یکی از مراکز ایجاد هماهنگی در سازمان است. بنابراین چنانچه اعضای اتاق فکر از درک شرایط زمانی و مکانی غافل شده و نتوانند با آن هماهنگ شوند، نمی­توان انتظار طرح‌های اثربخش از آنان داشت.

روش كار اتاق­های فكر
رایج­ترین روش مورد استفاده در اتاق­های فكر استفاده از روش یورش فکری است. در این روش افراد با سهیم شدن در تجربه­های گروهی سازمان یافته به خلاقیت بیشتری واداشته می­شوند. استفاده از این روش هم در رفع خلاقانه مشكلات و هم در آفرینش ایده‌های جدید و مفید توصیه شده است. روش یورش فکری، روندی غیرساختاری و رویكردی عالی برای درگیر كردن افراد جهت جمع‌آوری تعداد زیادی ایده و نظر و كاستن از بار اطلاعات اضافی است. این روش اگر به درستی به كار گرفته شود حتی سرسخت‌ترین مخالفان را نیز به همكاری و مشاركت وامی­دارد. با این تكنیك نه تنها می­توان ایده­های ارزشمندی به دست آورد بلكه می­توان حوزه وسیعی برای تیم­سازی و تشكیل گروه­های هماهنگ و همگون فراهم آورد. در استفاده از این روش باید از سه قانون زیر پیروی كرد:

  • ایده­ها هر چه غیر عادی­تر باشند بهتر هستند. لذا باید تخیل و بلندپروازی­های فكری را مورد تشویق قرار داد.
  • كمیت ایده­ها اهمیت دارد. هر چه تعداد ایده­ها بیشتر باشد احتمال دستیابی به ایده­های مفید­تر بیشتر خواهد بود.
  • ایده­ها را باید در هم آمیخت و پروراند. استفاده از ایده­های دیگران برای دستیابی به ایده­های جدیدتر مجاز است.

مراحل استفاده از روش یورش فکری عبارتند از:

  • تعریف و توافق بر اهداف
  • بیان نظرات و پیشنهادها در مورد موضوع‌های مورد توافق در یك بازه زمانی مشخص
  • طبقه­بندی، خلاصه­سازی، تركیب و تفسیر ایده­ها و نظرات جمع­آوری شده
  • ارزیابی و تحلیل آثار و نتایج
  • اولویت­بندی گزینه­ها و امتیازبندی آن‌ها به صورت مناسب
  • توافق بر نحوه اجرا و بازه زمانی مورد نیاز
  • كنترل و نظارت بر عملكرد

ویژگی­های عمومی اتاق­های فكر
اتاق­های فكر ویژگی­هایی دارند كه آن‌ها را از سازمان­های پژوهشی دیگر متمایز می­سازد. از اهم این ویژگی­ها می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • جمع­اندیشی و تجمیع دانایی­های مختلف در جوانب متفاوت
  • تولید فرآورده­های فكری و انتقال آن به مخاطبان و سودبران (ذینفعان)
  • معطوف بودن كوشش­ها به مسایل روز
  • درگیر نشدن در امور اجرایی و دیوان سالارانه
  • نقد وضعیت جدید در راستای ایجاد وضعیت و موقعیت فكری و اجرایی جدید
  • ترویج اندیشه خودباوری، خودآگاهی و خود اصلاحی
  • ترویج تفكر و اندیشه در جهت تصمیم­سازی و تصمیم­گیری
  • ایجاد زیرساخت­های لازم برای اعمال مدیریت فكری
  • هدایت ذهن جمعی به سمت نوگرایی
  • ایجاد كانونی برای اندیشه و تفكر روشمند

وظایف اتاق­های فكر
ماموریت اصلی اتاق­های فكر، پشتیبانی فكری و مشاوره­ای مدیران و تصمیم­گیران و به بند كشیدن فكر، ایده و دانش در جهت تحقق اهداف سازمانی است. در اتاق­های فكر، تحلیل داده­ها توسط نخبگان، تولید ایده می­كند كه فرآیندی به نسبت طولانی و پیچیده است. وظیفه­مندی شرط اصلی تحقق اهداف و ماموریت­های اتاق­های فكر است. اهم وظایف اتاق­های فكر را می­توان به شرح زیر دسته­بندی نمود:

  • شناسایی، توسعه، مستندسازی و طرح دقیق مسایل مورد نظر
  • ارزیابی نقادانه شرایط موجود و ارایه دیدگاه­های تحلیلی
  • تبدیل ایده­های كلی به برنامه­های دقیق و قابل اجرا
  • ارزیابی دقیق برنامه­ها و رویكردها
  • ایجاد زمینه تبادل اطلاعات بین كلیه سودبران و مشاركت­كنندگان
  • شناسایی، تربیت یا به‌كارگیری نیروهای صاحبنظر و نخبه در موضوعات مورد نظر
  • توضیح و تفسیر ایده­ها و دفاع از آن‌ها حسب ضرورت و اصلاح نقاط ضعف در صورت نیاز جهت ایجاد اجماع بین مجریان
  • آینده­نگری و آینده­كاوی

معیارهای كارآیی اتاق­های فكر
آنچه كه بر میزان و كیفیت ایده­پردازی اتاق­های فكر از جمله درحوزه­های تجاری تاثیرگذار است عبارتند از:

  • سرعت در ایده­پردازی
  • اجتناب از ارایه اطلاعات ضد و نقیض
  • واقع­گرایی در ایده­پردازی
  • صداقت در بیان ایده­ها و پرهیز از مبالغه، اغراق و تحریف
  • شفافیت در ایده­پردازی و پرهیز از تعدیل و سانسور
  • جامع­نگری در ایده­پردازی
  • مجاب كردن مخاطبان به ضرورت پرداختن به ایده و عملی كردن آن
  • توجه به جذابیت ایده­های طرح شده
  • مطابقت ایده با نیازهای جامعه هدف
  • پرهیز از ارایه گزارش­ها و مستندات قالبی و كلیشه­ای

اتاق­های فكر در شركت­های فناوری اطلاعات
در فضای رقابتی و پرسرعت كسب­ و كارهای مدرن به ویژه كسب­وكارهای مرتبط با فناوری اطلاعات، فرآیند هدف­گذاری و تصمیم‌گیری در سطوح مختلف نیاز به سازماندهی ویژه­ای دارد. امری كه بدون استفاده از ایده­های نو، مستندسازی و جمع­بندی تجارب و نظرات كارشناسان خبره و افراد خلاق ممكن نیست. در این شركت­ها شناسایی وضع موجود، شناسایی آینده­های ممكن و مطلوب و در نهایت مشخص كردن راه­های رسیدن از وضع موجود به آینده ممكن، اساس هدف­گذاری است. اتاق­های فكر با توجه به ماهیتی كه از آن برخوردار هستند می­توانند از چهار منظر زیر در این سازمان­ها موثر باشند:

  • گسترش فضای تعامل فنی، مدیریتی و تجاری در سازمان
  • كمك به یكپارچگی نظام­های مدیریتی و تصمیم­گیری سازمان
  • تقویت فضای یادگیری سازمانی
  • كمك به عملی كردن فرآورده­های ذهنی فنی و مدیریتی در عرصه اجرا

كلیه شركت­های موفق در حوزه فناوری اطلاعات طی قریب به سه دهه اخیر به طور مستقیم یا غیرمستقیم زاییده اتاق­های فكر مستقلی هستند كه بر اصل جمع­اندیشی و ایده­پردازی جمعی استوار بوده­اند. در این ارتباط تاریخچه شكل­گیری هسته اصلی شركت­های بزرگی چون مایكروسافت (توسط بیل گیتس و پل آلن)، اپل (توسط استیو جابز، استیو وزنیاك و رونالد وین)، گوگل (توسط لری پیج و سرگئی برین) و بسیاری دیگر شواهد روشنی دال بر این امر به شمار می­روند. جالب آن كه اغلب این شركت­ها با وجود روی كار آمدن نسل دوم و حتی سوم مدیران، همچنان در بسیاری از حوزه­ها به خط مشی­ها و سایر تولیدات ذهنی اتاق­های فكری كه از همان ابتدا شكل گرفته­اند، وفاداری و پایبندی عملی نشان می­دهند؛ حتی اگر این تولیدات بلندپروازانه و بی­پروا باشند.

ضرورت شكل­گیری اتاق­های فكر در شركت­های فناوری اطلاعات
شتاب افسارگسیخته تحولات و رقابت در زمینه فناوری اطلاعات كه عمدتاً با پیشرفت­های علمی و فناورانه در دیگر عرصه­ها تشدید می‌گردد، فرصت هرگونه اندیشه­ورزی و كار فكری و ذهنی را از عوامل اجرایی در این حوزه گرفته است. اغلب فعالان یا در دام ضرورت بروزرسانی دایمی و شتابان دانش فنی و مدیریتی خود و همتایانشان گرفتار شده­اند یا در نشئه معدود ایده­های نوآورانه و جذابی كه هر لحظه كهنه­تر و نخ­نماتر می­شوند و به زودی تاریخ مصرف آن‌ها منقضی خواهد شد، فرو رفته­اند. در هر دو حالت چیزی جز فرسودگی و انزوا در انتظار این فعالان نیست؛ مگر آن كه نیرویی پیشران، جهت­دهنده و برانگیزاننده به طور دایم در پس این فعالیت­ها تولید و اعمال گردد تا خلا ناشی از اندیشه­ورزی، ایده­پردازی و جهت­یابی را رفع نماید.
در اغلب تجربه­های شكست­خورده حوزه فناوری اطلاعات به وضوح می­توان ردپای فقدان اتاق فكر یا فقدان بازوی اجرایی اندیشه­/ ایده محور را مشاهده كرد. اگر شركت­هایی در این حوزه به مدت چندین دهه توان اجرایی، عملیاتی یا مدیریتی خود را حفظ كرده­اند، حتماً توانسته­اند به هر شكل ممكن، تعادلی بین این دو ایجاد كنند. ­داستان­های زیادی از انتخاب 10 ایده برتر ارایه شده توسط كاركنان مایكروسافت كه در طی هر سال جمع­آوری شده و توسط بیل گیتس در دوره یكماهه مرخصی سالانه­اش مورد بررسی و انتخاب قرار می­گرفت تا 20% زمان آزادی كه در اختیار هر یك از كاركنان شركت گوگل به منظور كار بر روی ایده­های شخصی­شان و اجرایی كردن آن‌ها با هزینه­های شركت وجود دارد و داستان­های بسیار دیگری از این جنس بارها و بارها تكرار شده­اند. این تجارب در كنار همه درس­هایی كه دارند، پیام روشنی مبنی بر درك ضرورت وجود اتاق­های فكر مستقل در این شركت­ها در كنار توان اجرایی بالای نیروی متخصص دارند.

تفاوت­های اتاق­های فكر حوزه فناوری اطلاعات با سایر حوزه‌ها
تفاوت مورد نظر در دو بخش جداگانه قابل بررسی است. اول تفاوت بین اتاق­های فكر در حوزه فناوری اطلاعات با سایر حوزه­هاست. دوم تفاوت اتاق­های فكر در شركت­های فناوری اطلاعات نسل اول با اتاق­های فكر در همین شركت­ها طی نسل­های بعدی است. در بخش اول، اتاق­های فكر در شركت­های فناوری اطلاعات حایز ویژگی­هایی هستند كه در عین برخورداری از شاخصه­های عمومی اتاق‌های فكر، باعث تمایز آن‌ها از سایر حوزه می­شود. از جمله مهم­ترین ویژگی­ها می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • توان توصیف فنی و دقیق فرآورده­های ذهنی و فکری
  • ناگزیر بودن از اتکا به نخبگان و نوآوری­ها یا ایده­پردازی­های فردی آن‌ها
  • معطوف بودن کوشش­ها به نیازهای آینده
  • الزام توجه و مداخله سطح بالا و مستقیم در امور عملیاتی به ویژه در نسل اول
  • کوتاه بودن چرخه حیات ایده­ها و طرح­ها
  • ضرورت توجه به دست­آوردهای علمی و دانشگاهی و ارتباط مستمر با مراکز تولید دانش (متغیر بودن این اتاق­های فكر از دانشگاهی به خدماتی و برعكس)
  • تعهد به تغییر و واکنش در قبال آهنگ سریع تغییرات و پیشرفت­ها
  • کلیدی بودن خصیصه­های چالاکی و انعطاف­پذیری

همین تفاوت­ها باعث شده تا اتاق­های فکر در این حوزه، عمدتاً در دل شرکت­های بزرگ یا همزمان با شکل­گیری شرکت­های دانش بنیان نوظهور و به عنوان هسته اصلی تشکیل­دهنده این شرکت­ها نمود پیدا کنند. به عنوان دو نمونه تاریخی بارز در این ارتباط می‌توان به ترتیب به شکل­گیری اتاق فکر مربوط به سامانه­های مدیریت بانک­های اطلاعاتی رابطه­ای (RDBMS ) در مرکز تحقیقات سن‌خوزه متعلق به شرکت آی‌بی‌ام و اتاق فکر مربوط به جویشگرها در دانشگاه استنفورد که منجر به تاسیس شرکت گوگل در سال 1998 شد، اشاره نمود.
اما در بخش دوم، مهم­ترین تفاوت به یكی بودن عناصر انسانی تشكیل دهنده اتاق­های فكر با بازوهای مدیریتی و اجرایی در نسل اول و جدا شدن تدریجی و گریزناپذیر این دو، طی نسل­های آتی برمی­گردد. شاید این موضوع مهم­ترین دلیل دشواری ایجاد كسب و كارهای جدید در حوزه فناوری اطلاعات باشد. به‌سختی می­توان تصور كرد كه حتی با فرض تامین بودن همه شرایط لازم اعم از اقتصادی، انسانی و غیر آن، بتوان در قالب یك گروه انسانی كوچك در حد 2 یا 3 نفر، تعادل معنادار و پایداری بین ضرورت اجتناب‌ناپذیر ایده­پردازی و نوآوری در سطح ملی یا بین­المللی و ضرورت صرف نیروی مستمر و توانفرسا در بازار رقابت برقرار نمود . در این ارتباط نیز می­توان شواهد متعددی از جمله شرکت­های اوراکل و مایکروسافت را ذکر کرد. هر دوی این شرکت­ها در حال حاضر توسط نسل سوم از مدیرانشان اداره می­شوند و باوجود تغییر جدی ساختارها همچنان به بنیادهای فکری و اتاق فکر اولیه­ای که توسط بنیان­گذاران آن‌ها بنا نهاده شده­اند وفادار و وابسته­اند.

دو اتاق فکر، دو خط فکری متفاوت و دو شرکت موفق
به عنوان یک مطالعه موردی و با هدف واکاوی نقش اتاق­های فکر در تولد، رشد و موفقیت شرکت­های حوزه فناوری اطلاعات، دو شركت گوگل و مایكروسافت را بررسی كرده­ایم. در شركت گوگل، سیاست­ها و خط مشی اتاق فكر اولیه بر ایجاد یك محصول اولیه مفید و پرکاربرد و تعریف و توسعه یا تغییر و حذف سایر محصولات و خدمات، حسب بازخوردهای دریافتی از بازار هدف و حول محور محصول اصلی بوده است. ایده­ای كه سال­ها قبل شركت­های تجاری بزرگی مثل جانسون اند جانسون یا 3M آن را آزموده بودند. به این ترتیب بود كه جویشگر گوگل به عنوان محصول اصلی و محوری ایجاد شده و طیف وسیعی از محصولات و خدمات حول آن تعریف شده و شكل گرفتند. برخی از این محصولات و خدمات مانند gmail ، Google Scholar ، Google Translator و نظایر آن با دریافت بازخوردهای مثبت از بازار و كسب موفقیت­های نسبی توسعه یافته و ماندگار شدند و برخی دیگر نظیر Google Lively ، Google Answers ، DodgeBall ، Google Notebook ،Google Buzz ، SideWiki ، Google Video و Google wave در گذر زمان از چرخه خارج شده و حذف شدند. در دیگر سو اتاق فكر اولیه شركت مایكروسافت این شركت را به سمت تولید یك سیستم عامل كاربرپسند و ساده و تمركز بر محصولات نرم­افزاری حوزه Backoffice با هدف توسعه و تعمیق بازار سیستم عامل تولید شده، سوق داد. در این شركت خط مشی اصلی، تولید محصولات فنی سطح بالا و حضور موثر در تعداد محدودی بازار تخصصی (و نه همه بخش­های بازار) بود. رویكردی كه قبلاً شركت بزرگی مثل هیولت- پكارد آن را آزموده و نتایج درخشانی كسب نموده بود. به این ترتیب بود كه سیستم عامل ویندوز ساخته شد و محصولات نرم­افزاری كه امروزه تحت نام یكپارچه مایکروسافت آفیس شناخته می‌شوند به ترویج و توسعه بازار استفاده از این سیستم عامل كمك موثری كرد. مایكروسافت با همین رویكرد بود كه سال­های طولانی خود را در برابر وسوسه تولید كامیپوترهای سازگار با آی‌بی‌ام و دیگر حوزه­های جذاب و پركشش بازار، بیمه نمود.
در واقع اتاق­های فكر هر یك از این دو شركت با الگو برداری از دو مدل متفاوت كسب و كار، دو رویكرد متفاوت برای ورود به بازار و احاطه بر آن، را در پیش گرفته و موفق شده­اند. آنچه كه در هر دو شركت حایز اهمیت است، نشأت گرفتن ایده­ها و خطوط اصلی از اتاق­های فكر و پایبندی عملی و پایمردی جدی در وصول به اهداف تعیین شده است.

جمع‌بندی
شركت­های فناوری اطلاعات بدون توجه به ایجاد و به‌كارگیری اتاق­های فكر در حوزه سیاست­گذاری و تصمیم­گیری، فرصت نوآوری و پیشگامی را از دست خواهند داد. چه بسا شركت­ها و تیم­های فنی توانمند و خوش­فكری كه امكانات و استعدادهایشان در بوته اقدامات رقابت­جویانه یا تخصصی محض و در تقابل یا همراهی با روندهای بازار (بسته به مورد) هدر رفته است. اتخاذ راهبرد­های بازار، انتخاب و پرداختن به محصولات قابل تولید و تحلیل بازخوردهای دریافت شده از بازار مصرف جهت تصمیم­گیری در مورد ادامه تولید، اصلاح، حذف یا جایگزینی آن در سبد محصولات شركت، شناسایی و پیش­بینی روندهای جاری و آتی و تنظیم و تعدیل جهت‌گیری­های كسب و كار با آن و بسیاری دیگر، مواردی هستند كه پرداختن بدان‌ها در شركت­های فناوری اطلاعات (جز در موارد نادر و آن هم در نسل اول مدیریت شركت) كاملاً در تضاد با تمركز مورد نیاز برای انجام امور تخصصی و عملیاتی شركت است.
اتاق­های فكر در شركت­های فناوری اطلاعات گرچه همان الزامات، ویژگی­ها، روش­های كار و آسیب­های عمومی مرتبط با سایر اتاق‌های فكر را دارند اما در عین حال با توجه به ضرورت متخصص و نخبه بودن اعضای این اتاق­های فكر، دشواری ماهوی توصیف و تدقیق فرآورده­های ذهنی و فكری در حوزه فناوری اطلاعات و كوتاه بودن چرخه حیات طرح­ها و ایده­ها، مدیریت آن‌ها با دشواری­ها و چالش­هایی فراتر از حد انتظار مواجه است. شاید به همین دلیل نیز هست كه تعداد شركت­های فناوری اطلاعات موفق در بازه زمانی حدود 30 ساله اخیر به نسبت نقدینگی صرف شده در این شاخه از صنعت به مراتب كمتر از دیگر شاخه­هاست .

فهرست منابع
  • What is a think tank?, Fraser Institute,2011.
  • Corporate Interests and Think Tanks, Compiled By Taylor Braun-Dorrell, Transparify  Org., 2014.
  • 5 Big Biz Think Tank Techniques, Chris Penttila, 2007.
  • Think Tanks, Peter T. Lesson, Matt E. Ryan, Claudia R. Williamson, 2006.
  • Think Tanks and Policy Advice in The US, James G. McGann, August 2005.
  • Managing Think Tanks: Practical Guidance for Maturing Organizations, Raymond J. Struyk, The Urban Institute, 2002.
  • How Companies are Reinventing Their Idea To Lunch Methodologies, Dr. Robert G. Cooper, Product Development Institute Inc., March-April 2009.
  • Build To Last: Successful Habits of Visionary Companies, James C. Collins, Jerry I. Porras, Harper Business, Junuary 1999.
  • The Boom and Bust in Information Technology  Investment, Mark Doms, Federal Reserve Bank of San Francisco, FRBSF Economic Review, 2004.
  • اتاق فكر و جایگاه آن در سازمان، دكتر غلامحسین طبرسا و نسرین دهقان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ماهنامه تدبیر، شماره 218، تیر 1389.
  • اتاق فكر، نیاز امروز مراكز تصمیم­گیری، امید حیدری­فرد، 1392.
  • ابعاد اتاق فكر، یونس ادیانی، مركز تحقیقات بیولوژی مولكولی، 1387.
  • چند تدبیر برای سلامت اتاق فكر، حمیدرضا همتی، نشریه الكترونیكی تفكر كاربردی، سال دوم، شماره 10، تیرماه 1387.
  • بررسی شاخص­های فضای كسب و كار در ایران و جهان، سید وحید احمدی، مجموعه پژوهش­های بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران، شماره 30، سال 1387.