انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران انجمن انفورماتیک ایران
گزارش کامپیوتر شماره 234, ویژه مرداد و شهریور ماه 96 منتشر شد. چهارشنبه  ٠١/٠٩/١٣٩٦ ساعت ٢٠:١٦
 

چهل و ششمین اجلاس اقتصادی جهان(داووس)
انقلاب صنعتی چهارم
(اجلاس سالانه، 20 تا 23 ژانویه 2016، داووس)

ترجمه: دکتر فریدۀ مشایخ
پست الکترونیکی: f.mashayekh@pedagogy.ir


 

مقدمه
طی 46 سال گذشته، در ماه ژانویه، جمعی از صاحب‌نظران و افراد کلیدی در حوزه اقتصاد، سیاست و فناوری‌های نو، در مقیاس جهانی، در آلپ سوئیس گردهم می‌آیند و برای گردش اثربخش امور، به‌ویژه در حوزۀ کسب و کار و بازار، به تبادل نظر، هم‌اندیشی و جستجوی راهبرد می‌پردازند.
امسال بیش از 2500 شخصیت از افق‌های گوناگون: کارفرمایان، رؤسای‌کشور، دولت‌ها، وزرا و نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی، اعضای جوامع مدنی، غیر دولتی یا دانشگاهی، خبرنگاران و هنرمندان از تاریخ 20 تا 23 ژانویه در این مجمع اقتصادی جهانی شرکت کردند. از جمهوری اسلامی ایران نیز آقایان ظریف و نهاوندیان حضور داشتند.
اجلاس داووس امسال با این عنوان آغاز به کار نمود: مسلط‌شدن بر انقلاب صنعتی چهارم. انقلابی که از همگرایی دانش فیزیکی، رقمی و زیستی حاصل شده است. این انقلاب نه تنها آنچه ما انجام می‌دهیم را تغیر خواهد داد بلکه آنچه هستیم را نیز تغییر می‌دهد.
انقلاب صنعتی چهارم
جهان در مراحل نخستین انقلاب صنعتی چهارم است. تغییرات بنیادی دربارۀ این‌که چگونه تولید و مصرف می‌کنیم؟چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنیم؟ از طریق همگرایی جهان فیزیکی، جهان رقمی و جهان زیستی در شرف وقوع است.
تاکنون جهان شاهد سه انقلاب صنعتی بوده است. نخستین انقلاب با ماشین بخار در قرن هجدهم میلادی، دومین انقلاب با نیروی برق و مکانیک در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی، سومین انقلاب در اواسط قرن بیستم با فناوری اطلاعات و رایانه، و امروز در آستانه عصر دیجیتال، انقلاب صنعتی چهارم با شعار «ما فناوری را تغییر می‌دهیم، فناوری ما را تغییر می‌دهد» در حال وقوع است.
افزایش نابرابری و شکاف
جهان در آغاز این انقلاب است، جهانی که بیش از پیش فاصله اغنیاء و فقرا در آن در حال عمیق‌تر شدن است. طبق گزارش آکسفام انتشار یافته به مناسبت اجلاس داووس، تنها 62 نفر که 53 نفر از آن‌ها مرد و 9 نفر زن هستند مالکیت ثروت بیش از نیمی از جمعیت کل جهان را در اختیار دارند.
شکاف میان غنی و فقیر، به‌طور قابل ملاحظه‌ای در حال افزایش است. از این رو، افزایش نابرابری، چالش بزرگ کاهش اعتماد میان مردم و رهبران سیاسی است.
این شکاف فراتر از «آن‌هایی که دارند» و «آن‌هایی که ندارند» است. در خاورمیانه شکاف میان شیعه و سنی به مرحله بحران رسیده است و فضا را برای رفتارهای افراطیون، سودجویی و خشونت باز نموده است.
نابرابری‌ها در جامعۀ اروپا همراه با افزایش نرخ بیکاری جوانان و شکاف عمیق ایدئولوژی درباره این‌که چگونه با بحران مهاجران، بیکاری،  رکود اقتصادی و امنیت مقابله شود مطرح است. همچنین، تهدید انگلستان برای ترک جامعه اروپا، به ایجاد تردید دربارۀ آینده اروپا و کوشش­­هایی که طی 6 دهه گذشته برای دستیابی به اتحاد انجام گرفته است، انجامیده است.
حضور دونالد ترامپ کاندیدای ریاست جمهوری حزب جمهوری­خواه در ایالات متحده به ایجاد شکاف سیاسی انجامیده و باعث نگرانی در واشنگتن در این دوران دگرگونی در مقایس جهانی شده است.
بر مبنای شاخص اعتماد ، امسال شکاف بی‌سابقه‌ای میان جمعیت آگاه و توده ناآگاه در بسیاری از کشورها، بر اثر نابرابری درآمد و ناهمگرایی انتظارات برای آینده مشاهده می­شود. بالاترین شکاف در ایالات متحده آمریکا و سپس به ترتیب در انگلستان، فرانسه و هند مشاهده می­شود. نتایج حاصل این شکاف سیاست عوام­گرایی است که توسط دونالد ترامپ در ایالات متحده و ماری لوپن در فرانسه در حال گسترش است.
از آنجا که جهان در آغاز انقلاب صنعتی چهارم است، قدرت تصمیم­گیری با افراد، گروه­ها، شرکت­ها و دولت­ها است که قدرت مهار توسعه، تجاری کردن و یا سازگار ساختن فناوری نو را بر عهده دارند. فرایند نوآوری و توزیع آن عمیقاً اجتماعی است و بر پایه اخلاق، ارزش­ها و ضوابطی که ما اعمال و مطالبه می­کنیم، مدیریت می­شود. در این اولین انقلابی که فناوری وارد بدن، ذهن و حتی ژنوم انسان می­شود، باید قبول کرد که فناوری را انسان تغییر می­دهد و فناوری نیز انسان را تغییر می­دهد. بنابراین، می­توانیم با مسئولیت­پذیری و روشنگری، اصول اخلاقی و هنجار­هایی را به اتفاق در جهت آگاه­سازی جمعی برای سرنوشت مشترک خود تدوین نمائیم.
به نقل از رابرت شیلر برنده جایزه نوبل اقتصاد 2012، چهارمین انقلاب صنعتی، به نظام­های سایبرفیزیکی تعلق دارد، یا به عبارت دیگر به روبات­های پیشرفته، ماشین­های بدون راننده و اینترنت اشیاء و مانند آن بستگی دارد. تنها جوامع دموکراتیک قادر به کنترل این انقلاب هستند زیرا با تغییر جایگاه اقتصادی افراد، تغییر در قدرت سیاسی و گروه­های گوناگون در جامعه امکان­پذیر است. افزایش مالیات برای مقابله با افرایش فاحش نابرابری اقتصادی راه­حلی است که برای کاهش شکاف نابرابری می­توان در نظر گرفت و به آن عمل نمود.
محور قرار گرفتن انقلاب صنعتی چهارم در اجلاس داووس، و ورود موج جدید نوآوری فناوری، تهدیدی است برای افزایش نارضایتی­های اجتماعی زیرا بسیاری از شغل­های سنتی با حضور روبات­ها در حال از بین رفتن است.
طبق گزارش آکسفام، «بهشت‌های مالیاتی» تضمین­کننده نگهداری ثروت دور از دست شهروندان و دولت­ها است. از جمله حدود 6/7 تریلیون دلار ثروت فردی، بیش از ترکیب اقتصادی کشورهای آلمان و انگلستان، عملاً خارج از دسترس و در «برون مرز» است.
به نقل از دبیر کل اتحادیه صنعتگران جهان- با عضویت بیش از 50 میلیون کارگر از 140 کشور در بخش­های معدن، انرژی، و تولیدات صنعتی- «نابرابری یکی از تهدیدهای اقتصادی برای بهزیستی اقتصادی محسوب می­شود که باید به آن پرداخت.»
باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، نیز در نطق اخیر خود در این اتحادیه چنین گفت: «تغییرات فناوری در حال شکل دادن به کره زمین است. این تغییرات می­تواند به افزایش فرصت یا گسترش شکاف بینجامد و آهنگ این شکاف، چه بخواهیم چه نخواهیم در حال سرعت گرفتن است.»
شرکت­ها در اقتصاد جهانی می­توانند هر کجا قرار گیرند، و به اتفاق به رقابت بپردازند ... در نتیجه، کارگران از اهرم ارتقاء کمتر برخوردارند. شرکت­ها کمتر به جوامع محلی مدیون هستند و بیش از پیش ثروت و درآمد در سطوح بالاتر متمرکز می­شود.
در جستجوی پایان دادن به نابرابری
میزان تأثیر انقلاب صنعتی چهارم بر صنایع و مشاغل آینده دقیقاً غیرقابل پیش­بینی است. آنچه قابل پیش­بینی است، نابرابری است که به موازات پیشرفت، ادامه خواهد یافت، مگر برای پیشگیری اقدام مقتضی صورت گیرد.
نقش آموزش عالی در تضمین این­که افراد بیشتری بتوانند از آموزش برخوردار شوند تعیین کننده است. دانش قوی­ترین پول رایج به شمار می­رود و تحرّک اقتصادی به میزان زیادی مستلزم دسترسی به آموزش با کیفیت و دانش است.
دانشگاه­ها با گسترش فرصت­ها، جوانان را برای تعهد و مسئولیت‌پذیری آماده می­کنند. دانشجویان با دیدگاه­ها و شیوه­های تفکری آشنا می­شوند که کاملاً برای آن‌ها ناآشنا است. در نتیجه یاد می­گیرند زندگی خود را در بستر گسترده­تری مستقر کنند. با توسعۀ عادات ذهنی پذیرای انعطاف­پذیری و تواضع بیشتری می­شوند.
ولی غلبه بر نابرابری با آموزش قشر کوچکی از جمعیت که سالانه وارد دانشگاه­ها می­شوند امکان­پذیر نیست. با فراهم شدن فرصت­های یادگیری برخط، دانشگاه­ها امکان دسترسی افراد را در سراسر کره زمین فراهم ساخته­اند. در حال حاضر بیش از 6 میلیون دانشجو در بیش از 650 دوره ارائه شده توسط دانشگاه هاروارد و ام‌آی‌تی شرکت کرده­اند. دانشگاه­ها موتور پژوهش‌هایی هستند که به درک عمیق­تر سازوکار­های مولّدفقر کمک می­کنند.
دانش­پژوهشی در زمینه نابرابری بسیار متنوع است. اکتشاف ریشه‌های نابرابری­هایی که ابعادگوناگون زندگی انسان را، از پیش دبستانی تا بزرگسالی، در برمی­گیرد، مورد پرسش است. چگونه شرایط تولد یک فرد بر تحرّک اقتصادی او اثر می­گذارد؟
چه باعث تفاوت­ها در موفقیت آموزشی، درآمد، یا طول عمر افراد می­شود؟ چه کسی به زندان می‌افتد؟ و چه کسی توانمند می‌شود؟ پاسخ به این پرسش­های پیچیده به تعامل میان آموزش، دولت، حقوق، فلسفه، سلامت عمومی، سیاست­های عمومی و دانشگاه­ها به ویژه دعوت از کارشناسان و اهل عمل برای تکمیل دیدگاه­ها در بحث، نیاز دارد.
آموزش عالی با دانشی که تولید می‌کند و به پیش می‌برد، می‌تواند اثر خارق‌العاده‌ای، نه تنها بر آنچه ما می‌دانیم بلکه بر آنچه انجام می‌دهیم، داشته باشد. در ایالات متحده آمریکا، برای مثال سهیم‌شدن در تجربیات برتر میان ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، می‌تواند به بهبود پیامدها، برای تمامی بیماران بینجامد. توجه ژرف در بیان یک قانون با تمرکز بر متعهد ساختن جامعه محلی و پیشگیری از جرم، می‌تواند نظام عدالت جرم‌شناسی یک ملت را از درون، متحول سازد. توسعه آموزش با کیفیت می‌تواند از ایجاد شکاف در کسب موفقیت بکاهد.
کوشش‌های دیگر در سراسر جهان در حال انجام است. طرح‌های آموزشی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین به مشارکت بیشتر و عملکرد بهتر میان کودکان واجب‌التعلیم انجامیده است. پژوهش‌های انجام گرفته در زمینه پیشگیری از ویروس HIV نشان می‌دهد که آموزش متوسطه به کاهش ریسک ابتلا به ویروس، به ویژه میان دختران انجامیده است.
چه باید کرد؟
انقلاب‌ها، صنعتی یا غیر آن، به تغییر شیوه‌هایی که انسان‌ها به جایگاه خود در جهان می‌اندیشند، می‌انجامد. چه باید کرد؟ چگونه باید نسبت به یکدیگر رفتار کنیم؟ چرا باید در جهت خیر مشترک حرکت کنیم؟ در پاسخ به این پرسش و پرسش‌های دگر باید به گذشته نگاه کنیم. دست کم به همان اندازه که به زمان حال و آینده می‌اندیشیم.
در اینجا، انسان‌گرایی نقش عمده‌ای بر عهده دارد. در مردم‌شناسی و تاریخ، برای مثال یاد می‌گیریم که جوامع بر حسب زمان و مکان متفاوت بوده‌اند. جهان تشکیل شده از تفاوت‌ها و همچنان تفاوت‌ها ادامه خواهد داشت. مطالعه رشته‌های علوم انسانی و رشته‌های علمی دیگر، امکان شناخت این تفاوت را فراهم می‌سازد و به ما کمک می‌کند تا برای پرسش‌های کلیدی: انسانیت به کجا باید برود؟ و چرا؟ ... پاسخی هوشمندانه بیابیم.
طبق یافته‌های یک بررسی انجام گرفته توسط دانشگاه هاروارد رفاه مشترک نقطه عطف در اقتصاد رقابتی است. فراهم نمودن این فرصت، نقطه عطف هر جامعه عدالت‌جو است. دانشگاه‌ها در جهت تحقق این دیدگاه نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند: از طریق دانشجویانی که تربیت می‌کنند، دانشی که تولید می‌کنند، و کار مشارکتی که از آن حمایت می‌کنند. خروج از زیر سایه نابرابری اساس کار است. از این رو باید بکوشیم تا به اتفاق بر انقلاب صنعتی چهارم با محوریت راهبرد اجتماعی-فنی و نه فنی-مهندسی تسلط بیابیم و به توانایی بالقوه این برهۀ قابل ملاحظه از تاریخ تحقق ببخشیم.

راه‌های آماده‌سازی انقلاب صنعتی چهارم
جو بایدن، معاون ریاست جمهوری ایالات متحده، در اجلاس داووس با بیان نگرانی از کاهش طبقه متوسط، ناشی از انقلاب صنعتی چهارم، راه‌هایی برای پیشگیری از آن در جهت آماده‌سازی به شرح زیر اعلام نمود:

  1. دسترسی به آموزش و بازآموزی‌های شغلی، امروز بیش از گذشته مورد نیاز است. آموزش دربرگیرنده طیفی از پیش دبستانی تا دانشگاه و یادگیری مداوم است که استطاعت آن باید فراهم و قابل دسترس باشد. در اقتصاد امروز، لازمۀ بازآموزی، به کارگیری فناوری‌های نو است. مسئولیت این نوع آموزش تنها با دولت‌ها نیست بلکه با صاحبان کسب و کار نیز می‌باشد که برای سرمایه‌‌گذاری در نیروی کار و ارتقاء مهارت آن‌ها باید مشارکت فعال داشته باشند و اقدام نمایند. 
  2. تضمین حمایت پایه از کارگران باید ادامه یابد. در فرهنگ شرکت‌ها، روال سرمایه‌گذاری بر پایۀ سود استوار است. امروز برای تقویت بازار، لازم است کاهش پول و سود را با اوراق قرضه جایگزین نموده و کارگران را نیز سهیم نماییم.
  3. باید زیرساخت‌ها را نو کرد. پیشرفت آمریکا در قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم حاصل سرمایه‌گذاری کلان در فناوری بود. در نتیجۀ نوسازی زیرساخت‌ها، دولت فرصت‌های فراوان ایجاد نمود. دولت‌ها مسئولیت اصلی ساختن جاده‌ها، پل‌ها، راه‌آهن، بنادر و تضمین پهنای باند پرسرعت را بر عهده دارند. این زیرساخت‌ها بر رشد اقتصادی و ایجاد شغل‌های متناسب و فرصت‌های جدید، اثر می‌گذارد.
  4. به سیستم مالیاتی پیشرفته‌تر نیاز داریم. هر فرد به نسبت درآمد باید سهم مالیاتی خود را پرداخت کند. همان‌طور که در گزارش اکسفام آمده است ثروت 62 نفر معادل ثروت سه میلیاد و نیم نفر از ساکنان کره زمین است. بنابراین یکی از علل افزایش نابرابری، فرار از پرداخت مالیات است. نگهداری میلیون‌ها دلار در خارج از کشور برای معافیت از پرداخت مالیات، شاید برای سرمایه‌داران مطلوب باشد ولی باعث فقر کشور می‌شود. این سرمایه‌ها باید به کشور برگردد و در جامعه محلی که در آن زندگی می‌کنند سرمایه‌گذاری شود.
  5. و بالاخره ما نیاز به گسترش دسترسی به سرمایه داریم. از این رو لازم است سرمایه و ابزار موجود در خدمت مردم و در حمایت از کسب و کار قرار گیرد. هنگامی که مردم احساس کنند طرد شده و به کنار گذاشته شده‌اند، واکنش طبیعی آن‌ها افزایش نگرانی و خشم است که این خود زمینه را برای سیاست‌های عوام‌زده، رشد تبعیض نژادی، ضدیت با مهاجرت، انزواگرایی و ناامنی فراهم می‌سازد.

نتیجه‌گیری: یادگیری مداوم، باز، انعطاف‌پذیز و با کیفیت برای همه
اثرات انقلاب صنعتی چهارم تنها در سطح زندگی فردی مطرح نیست. این انقلاب بر شیوۀ تولید ، مصرف و محیط زیست شهروندان اثرگذار است. از این رو در جهان پیچیده و به هم پیوستۀ دیجیتال این فرصت فراهم شده است  و توصیه می شودتا هر فرد به‌عنوان شهروند هوشمند جهانی، با مسئولیت‌پذیری و شناخت و تنظیم رابطه خود با دیگران، با محیط زیست و با هستی لایتناهی، از یادگیری مداوم، باز، انعطاف‌پذیر و با کیفیت برخوردار گردد.